مجموعه يادداشت‌هاي يك روزنامه‌نگارمستقل


نگارنده وبلاگ :

علی ودایع


در جهان انسان همه وقت در کارهای خود آزاد نیست،سرنوشت انسان را ستارگان تعیین می‌نمایند، آنقدری با مردمان همنشینی کرده ام و خدایان رنگ رنگ دیده ام که نه از تمجید دیگران به وجدمی آیم ونه با نیش و کنایه هایشان متاثر می شوم. مذهبم شیعه است و شیعه مذهب اعتراض،راهم را اصولگرایی متعقلانه برگزیده ام ، اگر خفه ام کنند سازش نخواهم کرد؛ ايمان به حق را قرباني مصلحت نمي کنم همانا خداوند بشارت می دهد راه شهادت کور شدنی نیست

علی ودایع

دنیای امروز پر شده است از داده‌هایی از جنس صدا ، تصویر ، کلمه و آدم‌های کره‌ی زمین گیج پدیده‌ی رسانه هستند، هزاران خبر که در اشکال مختلف ، از شبکه‌های تلوپزیونی ، رسانه‌های مکتوب و رسانه‌های شنیداری و اینترنت منتشر می‌شوند. در میان این سونامی اخبار، تعداد کم و انگشت‌شماری از خبرهای کاوش‌گرانه هستند که تاریخ‌ساز می‌شوند. گزارشگران و خبرنگاران اغلب زندگی خود را با افشاء اختلاس و فساد به خطر می اندازند. باوجود خطراتی که گزارشگران با آن مواجه اند، آنان در سرتاسر جهان به افشاء فساد در حکومت ها و تاثیر جنایات سازمان یافته در سیاست های ملی ادامه می دهند. گزارشگرانی که دست به تحقیقات افشاگرانه می‌زنند نقش کلیدی در مبارزه با فساد ایفا می کنند و کشورها برای پیشرفت و رهایی از فساد به چنین خبرنگارانی به خاطر نقش نظارتی آنان، نیاز دارند.






لینک نما :
کلام الله
حضرت مولانا
رهبری
آیت الله بهجت
آیت الله جوادی آملی
عشاق الحسین(ع)
ترنم واژه
صادق هدايت
دکتر علی شریعتی
رادیو گل ها
آقای شهردار
آیت الله مصباح یزدی
مردی با عبای شکلاتی
میرحسین موسوی
عماد افروغ
يادداشت های احمدی نژاد
مکتوب مهاجرانی
صادق زیباکلام
ژیلابنی‌یعقوب
مسعودبهنود
سپاهان
جماران
انجمن صنفی روزنامه‌نگاران
موسسه امام خمينی
دانشگاه مطالعات جهان
بررسی استراتژیک
دیپلماسی ایرانی
آخرین اصولگرا
مکتب خانه
عباس معروفی
آیدین فرنگی
ابراهیم رها
محمد رحمتی
احسان پوری
شهاب حبیبی
علیرضافتحی پور
بچه یزد
حامد ابراهیم‌پور
خورشید خاموش
شرح فراق امام‌موسی‌صدر
چرک نویس
ترقه
علی کاشی
فلسفه تاريخ
یاران صدر
کافه انتهای کوچه بن بست
متفاوت امادوست داشتنی
نشریه درمانگر
يك رنگ ساده
ققنوس نامه
استعداد کشف نشده
سینما ملت



لوگونما






پیشینه وبلاگ:
اردیبهشت ٩۱
اسفند ٩٠
بهمن ٩٠
دی ٩٠
آذر ٩٠
آبان ٩٠
مهر ٩٠
شهریور ٩٠
امرداد ٩٠
تیر ٩٠
خرداد ٩٠
اردیبهشت ٩٠
فروردین ٩٠
اسفند ۸٩
بهمن ۸٩
دی ۸٩
آذر ۸٩
آبان ۸٩
مهر ۸٩
شهریور ۸٩
امرداد ۸٩
تیر ۸٩
خرداد ۸٩
اردیبهشت ۸٩
فروردین ۸٩
اسفند ۸۸
بهمن ۸۸
دی ۸۸
آذر ۸۸
آبان ۸۸
مهر ۸۸
شهریور ۸۸
امرداد ۸۸
تیر ۸۸
خرداد ۸۸
اردیبهشت ۸۸
فروردین ۸۸
اسفند ۸٧
بهمن ۸٧
دی ۸٧
آذر ۸٧
آبان ۸٧
مهر ۸٧
شهریور ۸٧
امرداد ۸٧
تیر ۸٧
خرداد ۸٧
اردیبهشت ۸٧
فروردین ۸٧
اسفند ۸٦
بهمن ۸٦
دی ۸٦
آذر ۸٦
آبان ۸٦
مهر ۸٦
شهریور ۸٦
امرداد ۸٦
تیر ۸٦
خرداد ۸٦
اردیبهشت ۸٦
بهمن ۸٥
دی ۸٥
آذر ۸٥
آبان ۸٥
مهر ۸٥
امرداد ۸٥
تیر ۸٥
خرداد ۸٥
اردیبهشت ۸٥
اسفند ۸٤
بهمن ۸٤
دی ۸٤
آذر ۸٤


rss feed
   ماهیگیری از رودخانه نفت   

کشورهای عربی و عموما نفت خیز به میدان نبرد مردم ودیکتاتورهای دست نشانده تبدیل شده است،جهان شاهد سقوط بن علی و حسنی مبارک بود که در طول سالیان سال به خواست مردم کوچکترین اعتنایی نداشتند و به بهانه اسلام افراطی، خود را در آغوش غرب جا می دادند. آنها امروز به جبر خواسته مردم، صندلی چسبناک و شیرین قدرت را ترک کردند.
در انتفاضه خشم، بسته به خشونت دیکتاتورها، مردم هر کشور خون بهای دموکراسی را می پردازند. سرهنگ قذافی که دچار نوع منحصر به فردی از جنون است لیبی را به حمام خون تبدیل کرده و بیش از هزار نفر را کشته است.
دیکتاتوری که از خانواده مادری دارای ریشه های یهودی است; گرچه گاه و بی گاه ژست هایی در دفاع از مسلمانان می گرفت اما در درازمدت هرآنچه کرد به نفع هویت دست های صهیونیستی بود.
دیکتاتوری که یک روز به نیروهای مبارز اسلحه می فروخت و یک روز با دستان سرکوب گر تل‌آویو بزرگترین زخم را بردل شیعیان لبنان باربودن امام موسی صدر زد.
بمب گذاری لا کربی، قسمتی از دیوانگی های قذافی بود که دامان غرب را نیز گرفت. اقدامات نابخردانه قذافی محدود به این نبود که از چندین و چند فراتر رفت.
در داخل لیبی از نخستین روز پس از کودتا تا امروز، چندین هزار نفر قربانی شهوت سیری ناپذیر دیکتاتور شدند.
امروز، پس از آغاز موج انتفاضه خشم; مردم لیبی با تن های خونین در مقابل گلوله‌های مزدوران قذافی صف آرایی کردند تا نقطه پایانی شود برای جنون سرهنگ قذافی که در محاصره مردم خشمگین قرار گرفته است.
در شمال آفریقا از نبردتن به تن مردم با قذافی ابری از خاک و خون به پا شده است تا هیچ کس نداند با معادلات جدید چگونه دست و پنجه نرم کند.
دیکتاتوری که به یمن سودجویی از رودخانه جاری نفت لیبی توانست زبان و چشمان جامعه جهانی را بر خباثت‌هایش ببندد امروز شاهد خیانت دوستانی است که مجبور شده اند به دلیل دوراندیشی و منفعت طلبی در کنار مردم و خیزش جامعه برای دموکراسی بایستند. گرچه در دل خود را مدیون شرکت های نفتی می دانند که قذافی آنها را سیراب کرده است.
کمتر از یک هفته پیش در راهروهای مقر مرکزی ناتو زمزمه هایی از حمله به لیبی شنیده می‌شد و دیروز رسما چانه زنی های علنی برای تدارک اعلا ن جنگ آغاز شد.
ناوهای نظامی آمریکا در حال برنامه ریزی و حرکت برای حمله برق آسابه قلب قذافی شده‌اند.
مدافعین طرح حمله به لیبی می گویند با ادامه روند نبردمردم با دیکتاتورلیبی، جنگ فرسایشی به وجود خواهد آمد که تنها ثمره آن تلا طم در بازار نفت و طلا ی جهان است; نیز گمانه زنی هایی دال براحتمال وجود گزینه تسلیحات شیمیایی مطرح است; طرحی که با توجه به سابقه جنون سرهنگ، دور از ذهن نیست.
احتمال دخالت نظامی غرب در لیبی از آن جهت پررنگ است که آنها منافع کوتاه مدت خود را هرگز فدای منافع بلند مدت نمی کنند. پس باید منتظر چراغ سبز به جنگنده هایی بود که رهسپار مواضع دولت سابق لیبی می شوند. عملکرد غرب که گمانه زنی ها درباره آن تشدید شده است ریشه در درگیری های بالکان و حمایت از مردم بوسنی در جنگ یوگوسلاوی و کوزوو دارد.
کشورهای مسلمان در آن برهه زمانی به دلیل پیمان با روسیه چشمان خود را بر قتل عام مسلمانان بستند تا غرب بهترین برداشت را داشته باشند. در آن زمان نیروهای ناتو به طرفداران میلوشوویچ یورش بردند تا مسلمانان آن منطقه به غرب به دیده یک منجی بنگرند و سازمان کنفرانس اسلامی تنها به صدور بیانیه اکتفا کند.
کشورهای مسلمان تنها نظاره گر حماسه ای هستند که مردم لیبی خلق می کنند چون خود دچار دیکتاتوری هستند و بیش از همه نگران رسیدن سونامی ناآرامی های انتفاضه خشم به داخل جامعه‌هایشان هستند. غرب خود را آماده ماهیگیری از رودخانه نفت در لیبی می کند. اما ایران اسلا می که متاسفانه به رقم هشدارها روابط خود را با لیبی و قذافی گسترش داده بود همچنان نماینده تام الاختیار سرهنگ قذافی را در تهران می ‌یند.
رفیق گرمابه و گلستان قذافی خود را دبیر کمیته مردمی دفتر مردمی لیبی می خواند تا نشان دهد که همچنان به سیره جنون آمیز قذافی وفادار است.
سعدمجبر که از هم رزمان قذافی در کودتای 1969 بود، سرکوب خونبار مردم لیبی را محکوم نمی کند. این مهره مورد اعتماد، چندین و چند سمت در 42 سال دیکتاتوری قذافی برعهده داشته است.
وی پس از پیروزی انقلا ب اسلامی ایران سعی در نفوذ در مراکز حساس داشت.
حافظه تاریخی ایرانی ها به یاد دارد در همان زمان حمایت تسلیحاتی قذافی از ایستادگی ایران اسلامی در جریان جنگ تحمیلی و مخالفت با صدام حسین تنها به دلیل سوداقتصادی و رقابت با دیکتاتوری عراق بود. اوج مکروحیله گری این فرد، دخالت و همکاری در ربودن امام موسی صدر است. وی در طول مدت زمانی که در تهران علیه منافع ملی ایران انجام ماموریت می کرد، از پیگیری و پاسخ گویی درباره پرونده رهبر ایرانی شیعیان لبنان سرباز زد. این مهره که در راستای حربه های غرب، دارایی 90 میلیاردی اقتصادی لیبی را در روزهایی که در پرونده تحریم اقتصادی به بهانه پرونده هسته ای  خارج کرد، نقطه کوچکی از عملکرد وی است.
حال در روزهای سرنوشت ساز لیبی، ایران تنها به موضع گیری علیه قتل عام مردم در لیبی بسنده کرده است، چگونه می شود پذیرای دیپلمات هایی بود که همچنان به قذافی و مرام وی وفادار هستند و برای پرونده امام موسی صدر بازخواست نمی شوند!
آیا قطع روابط دیپلماتیک با قذافی به منزله ایستادن در کنار مردم لیبی در جنگ با دیکتاتور نیست؟
در پرونده موضع گیری کشورهای جهان موضع گیری  هوگوچاوز و اورتگا قابل تامل است! رهبرانی که از قذافی اعلا م حمایت می‌کنند و قیام مردم را آمریکایی می خوانند; در دنیای سیاست هیچ کس منتظر دیگری نمی ماند که  تدابیری به نفع خود اتخاذ کنند. این که کشورهای مسلمان و همسایگان لیبی موضع اتخاذ نمی کنند غرب را تحریک می کنند تا با کمترین هزینه در کنار مردم بایستد و بیشترین برداشت را از منابع نفتی لیبی داشته باشد.  در این بین موقعیت هایی که ایران می تواند بیشترین برد را داشته باشد و سرنوشت گم شدن رهبر شیعیان لبنان مشخص شود، همگی سوخت شود.

سرمقاله مردم سالاری



   عرق شرم در مقابل انتفاضه خشم   

چه واژه شیرینی است، آزادی! دموکراسی و حق حکومت مردم برمردم آرزویی بوده است که ذهن مردم جهان را در قرون مختلف به خود مشغول کرده است. از قرن‌ها پیش از میلا د مسیح تا امروز که بیست و یک قرن از آن می گذرد، مردم همواره در حال نبرد با حکومت خودکامگان و سفاکان بوده اند.

در راه برقراری دموکراسی، جامعه جهانی هم شاهد به راه افتادن جوی های خون و ستانده شدن جان انسان های غیرنظامی بوده است. البته در این بین حرکت های استقلا ل طلبانه در مقابل استعمارگران را نباید منهای حرکت های آزادی خواهانه تلقی کرد.می توان با صراحت گفت حقوق برابر، نبود تبعیض و برخورداری از حق تعیین سرنوشت کشور آرزوی قلبی هرملت آزادی فارغ از ملیت و مذهب است.

در روزهایی که اروپا دچار اپیدمی ویروس پوپولیسم و نخوت سیاسی شده است خاورمیانه شاهد قیامی متفاوت از تمام التهاب ها در خاورمیانه و حتی جهان است.
این منطقه استراتژیک جهان که همواره نگاه استعمارگران و ابرقدرت ها را به خود معطوف کرده  با دیکتاتورهای منحصر به فرد همواره مملو از التهابات و بحران ها بوده است. جدل‌هایی که ناشی از موقعیت استراتژیک، منابع انرژی اعم از نفت و گاز، دولت های موافق یا معارض غرب، موضوع رژیم صهیونیستی، بنیادگرایی اسلامی، ایدئولوژی‌های متناقض اسلا می و یورش نیروهای نظامی بیگانه به منطقه بوده است. به دور از چشم ریاست جمهوری های مادام العمر، خفقان و سرکوب سیاسی، ضعف وجود مشارکت مردم، وابستگی و سرسپردگی به غرب برای حفظ منافع رژیم صهیونیستی، مردم به آنچنان شعوری دست یافته اند که بسیاری انگشت حیرت بردهان گرفته اند. برخی، حوادث خاورمیانه و آنچه در مصر و تونس رخ داد شورشی که در نهایت به انقلاب منتهی خواهد شد تعبیر می کنند.

 در جامعه جهانی با سرعت معادلات تغییر می کند; اما آنچه روی می دهد به هیچ وجه به نفع دیکتاتورهای عرب نیست. خبرهای ضدونقیضی از مرگ بن علی منتشر شده است و حال فرعون مصر چندان مساعد نیست. در یمن که دوش به دوش مردم مصرانتفاضه خشم را به پیش می برند علی عبدالله صالح با درماندگی دست های بیگانه را عامل اعتراضات مردمی معرفی می کند; سیاستی که پادشاه بحرین نیز در اظهاراتی مشابه کشورش را قربانی توطئه خارجی می داند و با فرافکنی ایران اسلامی و حزب الله را متهم معرفی می کند.(البته بحرین در سال 2008 هم سوریه را به دخالت در امور داخلی کشورش متهم کرده بود.)

آسمان خاورمیانه را دود آتش خشم ملت های عرب فراگرفته است و چشم بسیاری را درغرب و سرزمین های اشغالی به اشک انداخته است.گویی جوانان عرب دیگر نمی‌خواهند ذلت و خفتی که پدران خود پذیرفته بودند تحمل کنند. کشورهای مختلف برای رسیدن به دموکراسی، گویی وارد یک مسابقه دموکراسی خواهی شده اند; اول تونس، دوم مصر و حالا رقابت به دیگر کشورها رسیده است. گرچه الجزایر و یمن از مدت ها پیش قیام خود را آغاز کردند اما این مردم لیبی هستندکه با دستانی خونین گوی مبارزه با دیکتاتورها را ربودند.

از کودتای سال 1969 ،این رهبر خون‌آشام از هیچ اقدامی برای استمرار دیکتاتوری فروگذار نکرد تا این کشور به چهارمین زندان بزرگ جهان برای زندانیان سیاسی بدل شود.در طول سالیان سال مرزی برای سانسور اخبار و اطلاعات وجود نداشت، تنها 4 روزنامه منتشر می شد که نظرات سرهنگ رامنعکس می کرد. تنها خبرگزاری فعال، خبرگزاری دولتی لیبی است که زیر نظر مستقیم دولت فعالیت می کرد.در این کشور 5 میلیون و هفتصد هزار نفری، میانگین سن مردم لیبی 24 سال است با 30 درصد بیکاری که یک رقم بالا  و فاجعه بار برای یک کشور حساب می شود.دیکتاتوری لیبی جدای از دیگر خودکامگان و فراعنه نبوده است; ثروت در میان اطرافیان قذافی دست به دست می شد و پولشویی کمترین جرمی است که آنها دست خود را به آن آلوده کردند.

 خشم فروخفته مردم لیبی در چهل و اندی سال گذشته ترکید تا مردم این کشور عنوان نخست جهان شوند.بی اعتنایی و پاسخ خشن حکومت بنا شده بر خون ریزی  به درخواست های مردم،  خشم های کوچکی را به وجود آورد که امروز در لیبی  و اغلب  کشورهای عربی تبدیل  به انتفاضه  خشم بزرگ  شده است.مردم قاطعانه تصمیم گرفتند انقلا ب کنند و هیچ چیز  جز ساقط شدن خون آشام، آنان را آرام نخواهد کرد. بن‌علی و حسنی  مبارک برای مقابله  با مردم از جوخه‌های مرگ  و اراذل واوباش برای سرکوب مردم استفاده کردند، اما قذافی از همسنگران  خود در دنیای  دیکتاتورها درس هایی آموخته بود!

ابتدا برای انحراف افکار عمومی همانند گذشته  در ردای  دفاع از ملت مظلوم  فلسطین  آنان را به قیام فراخواند و بعد در تظاهرات  حامیانش در طرابلس  شرکت کرد تا مثلا   وجه مردمی  خود را ترمیم کند و گروهی از زندانیان  سیاسی را آزاد کرد. اما این اقدامات نتوانست  خشم مردم را فرو نشاند. پس یکی از خشن‌ترین  گروه های آفریقا  یعنی  مزدوران  سیاه وارد این کشور شدند. سرهنگ غافل  بود از این که مردم لیبی هم از مجاهدان مصری و تونسی آموخته اند که باید تا آخر نبرد  در مقابل  گردان های مرگ صف آرایی کنند. مردم لیبی آنچنان حماسه ای خلق کردند که خوی وحشیگری  و تجاوز  مزدوران قذافی  به نابودی کشیده  شد و حتی دوستان قذافی نیز یک به یک  از او برائت  جستند.

 در کارزار نبرد مردم و دیکتاتورهای دست نشانده، یک نمره منفی بزرگ برای غرب و مدافعین بشریت شد چگونه غرب و جامعه جهانی وجود دیکتاتورهایی با این درجه از خون ریزی و سرکوب را برای سالیان سال تحمل می کند؟ با سقوط این دیکتاتورها پرده کنار رفته و افشای اسناد جنایات آنها عرق شرم برپیشانی جامعه جهانی خواهد نشاند. نکته جالب اینجاست که در طول چند ماهی که از آغاز انتفاضه و قیام مردم می گذرد مدافعین حقوق بشر زبان در کام گرفته اند و تنها حماسه هایی را که مردم خلق می‌کنند به نظاره نشستند.

خوی معامله گری اروپایی ها تا حدی این کشورها را به فلا کت واداشته است که برسرخون قربانیان حادثه لا کربی در سال 1988که 270 نفر بودند معامله کردند. دولت محلی اسکاتلند و بریتانیا تحت فشار شرکت نفتی بی پی برای به ثمر رسیدن قرارداد 900 میلیون دلاری این شرکت با لیبی; المقراحی را به بهانه بیماری سرطان آزاد کرد تا او به عنوان یک قهرمان وارد طرابلس شود و خانواده قربانیان لاکربی در بهت فرو روند.

در طول چند سال گذشته روابط ایران و لیبی به شدت گسترش یافت به گونه‌ای که برخی در دفاع از این روابط از قذافی به عنوان یک حکومت انقلابی یاد می‌کردند. آ نها چه هدفی را در پس این دید و بازدیدها دنبال  می کردند؟ بی آن که سرنوشت  امام موسی  صدر پیگیری  شود یا  واکنش  مقتضی به رفتار دو پهلوی  لیبی  اعمال شود. لیبی علیه  منافع ایران  اسلا می اقداماتی انجام داد که تا امروز  نتوانست  برخی از دوستداران قذافی را در تهران مجاب کند برای دوری از طرابلس. قذافی در سال 1383 درخواست محرمانه ای به شورای امنیت فرستاد برای سپردن  جزایر 3 گانه ایران  در خلیج فارس  به امارات متحده عربی و ارسال  نقشه ساخت سانتریفیوژهای هسته ای که توسط عبدالغدیرخان  دانشمند هسته ای پاکستان طراحی شده بود در اختیار این کشور قرار گرفت  در راستای فشارهای غرب  علیه ایران  اسلا می گزینه های کوچکی از خباثت های قذافی علیه تهران است. در نبرد مردم با دیکتاتورهای عربی  گروهی سرافراز  شدند که هرگونه  رابطه  را نفی کردند و خواهان سقوط آنها شدند برای روشن شدن حقایق.

سرمقاله مردم سالاری