مجموعه يادداشت‌هاي يك روزنامه‌نگارمستقل


نگارنده وبلاگ :

علی ودایع


در جهان انسان همه وقت در کارهای خود آزاد نیست،سرنوشت انسان را ستارگان تعیین می‌نمایند، آنقدری با مردمان همنشینی کرده ام و خدایان رنگ رنگ دیده ام که نه از تمجید دیگران به وجدمی آیم ونه با نیش و کنایه هایشان متاثر می شوم. مذهبم شیعه است و شیعه مذهب اعتراض،راهم را اصولگرایی متعقلانه برگزیده ام ، اگر خفه ام کنند سازش نخواهم کرد؛ ايمان به حق را قرباني مصلحت نمي کنم همانا خداوند بشارت می دهد راه شهادت کور شدنی نیست

علی ودایع

دنیای امروز پر شده است از داده‌هایی از جنس صدا ، تصویر ، کلمه و آدم‌های کره‌ی زمین گیج پدیده‌ی رسانه هستند، هزاران خبر که در اشکال مختلف ، از شبکه‌های تلوپزیونی ، رسانه‌های مکتوب و رسانه‌های شنیداری و اینترنت منتشر می‌شوند. در میان این سونامی اخبار، تعداد کم و انگشت‌شماری از خبرهای کاوش‌گرانه هستند که تاریخ‌ساز می‌شوند. گزارشگران و خبرنگاران اغلب زندگی خود را با افشاء اختلاس و فساد به خطر می اندازند. باوجود خطراتی که گزارشگران با آن مواجه اند، آنان در سرتاسر جهان به افشاء فساد در حکومت ها و تاثیر جنایات سازمان یافته در سیاست های ملی ادامه می دهند. گزارشگرانی که دست به تحقیقات افشاگرانه می‌زنند نقش کلیدی در مبارزه با فساد ایفا می کنند و کشورها برای پیشرفت و رهایی از فساد به چنین خبرنگارانی به خاطر نقش نظارتی آنان، نیاز دارند.






لینک نما :
کلام الله
حضرت مولانا
رهبری
آیت الله بهجت
آیت الله جوادی آملی
عشاق الحسین(ع)
ترنم واژه
صادق هدايت
دکتر علی شریعتی
رادیو گل ها
آقای شهردار
آیت الله مصباح یزدی
مردی با عبای شکلاتی
میرحسین موسوی
عماد افروغ
يادداشت های احمدی نژاد
مکتوب مهاجرانی
صادق زیباکلام
ژیلابنی‌یعقوب
مسعودبهنود
سپاهان
جماران
انجمن صنفی روزنامه‌نگاران
موسسه امام خمينی
دانشگاه مطالعات جهان
بررسی استراتژیک
دیپلماسی ایرانی
آخرین اصولگرا
مکتب خانه
عباس معروفی
آیدین فرنگی
ابراهیم رها
محمد رحمتی
احسان پوری
شهاب حبیبی
علیرضافتحی پور
بچه یزد
حامد ابراهیم‌پور
خورشید خاموش
شرح فراق امام‌موسی‌صدر
چرک نویس
ترقه
علی کاشی
فلسفه تاريخ
یاران صدر
کافه انتهای کوچه بن بست
متفاوت امادوست داشتنی
نشریه درمانگر
يك رنگ ساده
ققنوس نامه
استعداد کشف نشده
سینما ملت



لوگونما






پیشینه وبلاگ:
اردیبهشت ٩۱
اسفند ٩٠
بهمن ٩٠
دی ٩٠
آذر ٩٠
آبان ٩٠
مهر ٩٠
شهریور ٩٠
امرداد ٩٠
تیر ٩٠
خرداد ٩٠
اردیبهشت ٩٠
فروردین ٩٠
اسفند ۸٩
بهمن ۸٩
دی ۸٩
آذر ۸٩
آبان ۸٩
مهر ۸٩
شهریور ۸٩
امرداد ۸٩
تیر ۸٩
خرداد ۸٩
اردیبهشت ۸٩
فروردین ۸٩
اسفند ۸۸
بهمن ۸۸
دی ۸۸
آذر ۸۸
آبان ۸۸
مهر ۸۸
شهریور ۸۸
امرداد ۸۸
تیر ۸۸
خرداد ۸۸
اردیبهشت ۸۸
فروردین ۸۸
اسفند ۸٧
بهمن ۸٧
دی ۸٧
آذر ۸٧
آبان ۸٧
مهر ۸٧
شهریور ۸٧
امرداد ۸٧
تیر ۸٧
خرداد ۸٧
اردیبهشت ۸٧
فروردین ۸٧
اسفند ۸٦
بهمن ۸٦
دی ۸٦
آذر ۸٦
آبان ۸٦
مهر ۸٦
شهریور ۸٦
امرداد ۸٦
تیر ۸٦
خرداد ۸٦
اردیبهشت ۸٦
بهمن ۸٥
دی ۸٥
آذر ۸٥
آبان ۸٥
مهر ۸٥
امرداد ۸٥
تیر ۸٥
خرداد ۸٥
اردیبهشت ۸٥
اسفند ۸٤
بهمن ۸٤
دی ۸٤
آذر ۸٤


rss feed
   کاسترو از ریاست حزب کمونیست کوبا کناره گیری کرد   

 

 

خداحافظ فیدل

 

 

چریک پیر آمریکای لاتین به طور کامل با دنیای سیاست خداحافظی کرد؛او با آن ریش بلند و لباس نظامی، بی شک یکی از شناخته شده ترین چهره‌ها‌ی تاریخ معاصر دنیاست. که  امروز نیز با اعلام این خبر باز در صدر خبرها نامش آمده.

  داستان زندگی کاسترو "داستان زمان ماست: داستان جنبش‌ها‌ی انقلابی، جنگ سرد، رویارویی شرق و غرب، تقابل شمال و جنوب، کمونیسم در برابر کاپیتالیسم و...

این ها همه در مقابل چشمان او آمده و رفته است.

 کاسترو به همان بلندای دوران زمامداریش بر کوبا حس‌ها‌ی دوگانه مهر و نفرت در دل شهروندان کوبایی برانگیخته است.

نماد مبارزه و قهرمان چند نسل از مردم کوبا، در نگاه مهاجرین و پناهندگان پرشمار مقیم فلوریدا، شاید هیچ نباشد جز معنای اختناق و فقر؛ تصویر دوری از خانه و زادگاه. فیدل قهرمان  دیکتاتور بود همراه با مهر یا کینه، نام فیدل کاسترو برای همه کس یادآور تاریخ است.

 او نیمی از یک قرن بر همان راه - یا بی راهه - که بود، ماند.  وی نماد انقلاب کمونیستی است  که  از سقوط کمونیسم جان به در برد. او از معدود شخصیت‌ها‌ی تاریخی است، قهرمانی که در طول حیاتشان با همان اسم کوچک شناخته می‏شوند و پس از مرگ نیز گویی تا سال‌ها‌ آن نام را برای خود قبضه می‏کنند: فیدل

به گفته منابع خبری، برنامه پیشنهادی رائول کاسترو برای اصلاحات اقتصادی و جوان‌گرایی در مقامات حزبی و دولتی توسط ششمین کنگره حزب کمونیست کوبا تصویب شد و  همزمان فیدل کاسترو کناره‌گیری خود از رهبری حزب کمونیست را اعلام کرد.

همانطور که انتظار می‌رفت حزب کمونیست کوبا برنامه‌ی اصلاحات اقتصادی و جوان‌گرایی در رهبری این حزب را تصویب کرد. برخی از اصلاحات اقتصادی پیشتر از سوی دولت به اجرا گذاشته شده بود. برگزاری کنگره ششم حزب کمونیست کوبا پس از ۱۴ سال وقفه انجام شد.

از این پس مردم کوبا اجازه دارند که در ۱۸۰ مورد بطور مستقل و بدون مداخله دولت امور معاملاتی و کاری خود را سر و سامان دهند. کشاورزان نیز مجازاند که زمین‌های زراعی دولت را اجاره کرده و بطور خصوصی از آن بهره‌برداری کنند. تاکنون دولت کوبا بیش از ۹۵ درصد فعالیت اقتصادی کشور را در اختیار خود داشته است.

با این اقدامات قرار است با پیامدهای بیکاری در بخش دولتی مقابله شود و زمینه‌های اشتغال‌زایی جدید فراهم آید. از سال آینده دولت کوبا قصد دارد بیش از یک میلیون تن از کارمندان را اخراج کرده و از حجم یارانه‌های دولتی بکاهد. در برنامه جدید دولت ترغیب شرکت‌های خارجی برای سرمایه‌گذاری در کوبا نیز در نظر گرفته شده است.

در نشست چهار روزه کنگره با حضور 1000 هیات، 300 طرح اقتصادی تصویب شد و رهبری جدیدی برای کمیته مرکزی جدید انتخاب شد.

در پی تصویب اصلاحات، فیدل کاسترو در مقاله‌ای که در پایگاه اینترنتی «کوبا دیبیت» منتشر شد، به غیبت خود در نشست کمیته مرکزی جدید حزب کمونیست کوبا که دوشنبه تعیین شد اشاره و اعلام کرد «رائول کاسترو»، رئیس‌جمهوری کوبا و برادر وی از این‌که وی نقش رسمی در حزب به عهده نخواهد گرفت، اطلاع داشته است. «فیدل کاسترو»، رئیس‌جمهوری سابق کوبا دوشنبه از اعضای جوان حزب حاکم «کمونیست» خواست به اصول انقلاب پایبند باشند.

 رسانه‌های دولتی کوبا به نقل از فیدل کاسترو اعلام کردند، نسل جوان‌تر حزب باید بدون تردید تغییر کند ولی بدون کنار گذاشتن اصول انقلاب چرا که هیچ جایی برای اشتباه نیست. فیدل کاسترو در عین حال از جوانان کوبایی خواست اصلاحات اقتصادی را بپذیرند.

فیدل کاسترو گفته است که برادرش رائول از این موضوع مطلع بوده که «وی از این پس دیگر هیچ مسئولیتی را در حزب بر عهده نخواهد گرفت.»

سخنان فیدل کاسترو واکنشی به انتخاب کمیته مرکزی حزب کمونیست بود که در روز دوشنبه عملاَ وی را از رهبری حزب کنار نهاده بود. فیدل کاسترو از سال ۱۹۵۶ تاکنون دبیرکلی حزب و رهبری آن را برعهده داشته است. رائول در ژوئیه ۲۰۰۶ میلادی جانشین فیدل، برادر بزرگترش شد و رهبری دولت را در اختیار گرفت. اغلب اصلاحات اقتصادی در ماه‌های گذشته تنظیم شده بودند و کنگره‌ی حزبی حال تنها به آنها رسمیت بخشیده است. در برنامه جدید قویاَ بر ادامه اقتصاد سوسیالیستی پافشاری شده است.

فیدل از آن چهره هایی است که مخالفان و موافقان سرسختی دارد.

 فیدل کاسترو 13 اوت سال 1926 در شهر بیران واقع در استان اورینته کوبا به دنیا آمد خانواده او از زمینداران مرفه بودند. او بعد از گذراندن دوره ابتدایی در روستا به مدرسه‌ای خصوصی واقع در شهر سانتیاگو د کوبا و بعد هاوانا رفت و سپس از دانشکده حقوق دانشگاه هاوانا فارق التحصیل شد.

در سال 1947 و در زمان دانشجویى به یک فعال سیاسى تبدیل شد و در اقدام سیاسى تبعیدشدگان دومینیکن براى سرنگونى دیکتاتور دومینیکن به نام رافائل تروجیلو شرکت فعال داشت و سال بعد در شورش‌هاى مناطق و حومه شهر بوگوتا در کلمبیا شرکت کرد.

مهم‌ترین خصلت سیاسى فیدل در آن زمان عقاید و نظرات ضد آمریکایى او بود.

در سال 1951 فیدل به عضویت حزب اصلاح طلب ارتدوکس درآمد و از طرف حزب خود وارد انتخابات براى حضور در مجلس عوام شد.

او از زمانی که نیرو‌های انقلابی کوبا حکومت استبدادی فلوخنسیو باتیستا را در سال 1959 سرنگون کردند قدرت را در این کشور در دست گرفته است.

کاسترو در دانشگاه هاوانا در رشته حقوق به تحصیل پرداخت. در سال 1953 او در اولین قیام نافرجام علیه باتیستا شرکت کرد. پس از این قیام او زندانی و سپس به مکزیک تبعید شد.

 در سال 1956 کاسترو به کوبا بازگشت و مجددا رهبری انقلاب علیه باتیستا را در دست گرفت. او سپس برای تقویت موقعیت خویش به نیرو‌های چریکی تحت فرماندهی "ارنستو ال چه گوارا" پیوست. او سرانجام با پشتیبانی این نیرو‌های چریکی توانست حکومت استبدادی فلوخنسیو باتیستا را در سال 1959 سرنگون کند.

او پس از به دست گرفتن حکومت در کوبا مخالفت با سیاست‌های آمریکا در کوبا و آمریکای جنوبی را سرلوحه سیاست‌های خود قرار داد.

سرمایه داران و ثروتمندان کوبایی که در روزهای نخست بعد از انقلاب کوبا را ترک کرده و به دویست کیلومتر دورتر در سواحل فلوریدا رفته بودند، انتظار اقامتی کوتاه مدت در آمریکا را داشتند. آنها فکر می‏کردند ابرقدرت بزرگ وجود همسایه‌ای کمونیست آن هم در فاصله ای اینقدر کم با مرزهایش را تحمل نمی‏کند و شکست دادن کشوری باچند میلیون نفر جمعیت کاری نبود که برای آمریکا سخت به نظر برسد.

فشارها از همان ابتدا شروع شد و تحریم اقتصادی اولین اهرمی بود که آمریکا علیه حکومت کاسترو به کار گرفت. اما کوبایی‌ها‌ی تبعیدی عجله داشتند و نمی‏توانستند منتظر بمانند که فشار اقتصادی کاسترو و یارانش را از پا در آورد. این بود که در سال ۱۹۶۱ یعنی کمتر از دو سال بعد از انقلاب کوبا، کوبایی‌ها‌ی تبعیدی با پشتیبانی ارتش امریکا به کوبا حمله کردند تا دولت نوپای انقلاب را سرنگون کنند.

اما در جنگی که جنگ خلیج خوک‌ها‌ نام گرفت، شکست خوردند و متوجه شدند که اقامتشان در آمریکا از آنچه تصور می‏کردند بیشتر خواهد بود. 

آمریکا  که منافع خود را در کوبا در خطر می‌دید،  تلاش کرد وی را با انجام توطئه‌هایی حمایت شده از سوی سازمان سیا (سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا)، به قتل برساند، دولتمردان واشنگتن حتی با حمایت از چریک‌های ضد انقلاب کوبا، در سال 1961 به فرمان جان اف کندی رییس جمهوری وقت آمریکا حمله‌ای به خلیج خوک‌ها در کوبا انجام دادند که در این حمله نیرو‌های وفادار به فیدل کاسترو ، چریک‌های ضد انقلاب کوبایی را شکست دادند.

در زمان زمامداری کندی بر کاخ سفید همچنین بحران استقرار موشک‌های شوروی در کوبا پیش آمد، که آن بحران از طریق دیپلماتیک و با خروج موشک‌های شوروی از کوبا به طور مسالمت آمیز به پایان رسید.

  در حالی که احتمال آن نیز می‌رفت که بر سراستقرار موشک‌های شوروی در کوبا جنگی عالمگیر میان دو قدرت بزرگ آن زمان در گیرد.

در 31 ژوئیه سال 2006 فیدل کاسترو به دلیل انجام یک عمل جراحی در روده بزرگ قدرت را به طور موقت به برادرش رائول کاسترو واگذار کرد. این اولین باری بود که کاسترو قدرت را موقتا به فرد دیگری  انتقال می‌داد. [کاسترو موقتا قدرت را به برادرش سپرد]

فیدل کاسترو که به مدت 49سال قدرت را در کوبا در دست داشت در تاریخ 17 فوریه 2008 از تلاش برای تصدی یک دوره ریاست جمهوری جدید در کشورش منصرف شد و برادر 76 ساله‌اش رائول کاسترو در تاریخ 24 فوریه 2008جانشین وی شد.

مخالفان کاسترو از همان ابتدا در یک نکته اتفاق نظر داشتند و آن اینکه این انقلاب وابسته به شخص فیدل است و اگر او نباشد انقلاب خیلی زود شکست خواهد خورد. با همین تحلیل از اولین روزهای به قدرت رسیدن کاسترو، نقشه‌ها‌ی مختلفی برای ترور او طراحی و اجرا شد. نقشه‌ها‌یی که طبیعتا هیچ کدام موفقیت آمیز نبود و امروز بعد از ۴۷ سال کاسترو روی تخت بیمارستان خوابیده و کوباییان تبعیدی در وب سایت‌ها‌ی شرط بندی روی تاریخ مرگ او شرط بندی می‏کنند.

شاید معروف ترین تلاش برای ترور کاسترو همان سیگار برگ معروف باشد. سیگار برگی که دانشمندان سازمان سیا ساخته بودند و به جای تنباکو از مواد منفجره پر شده بود و قرار بود در صورت کاسترو منفجر شود. تیم محافظان کاسترو این طرح را هم مثل خیلی طرح‌ها‌ی دیگر کشف و خنثی کردند.

 اما سیگار برگ انفجاری تنها یکی از نقشه‌ها‌ی ترور بود. نقشه‌ها‌یی که فابیان اسکالانته رئیس سابق سرویس‌ها‌ی امنیتی کوبا تعداد آنها را ۶۳۸ مورد ذکر کرده است. برای همین است که خیلی‌ها‌ عقیده دارند نام فیدل کاسترو باید از نظر تعداد دفعاتی که به جانش سوء قصد شده، در کتاب رکوردها ثبت شود.

اسکالانته که اخیرا بازنشسته شده، در کتابی با نام "۶۳۸ راه برای کشتن کاسترو" تعدادی از این نقشه‌ها‌ را توضیح داده است. در میان این طرح‌ها‌، نقشه‌ها‌یی دیده می‏شوند که به نظر تخیلی می‏آیند. مثلا در یک مورد ساز مان سیا که از علاقه زیاد کاسترو به غواصی در آبهای دریای کرائیب آگاهی داشته، طرح جالبی می‏ریزد. سیا تعداد زیادی ازحلزون‌ها‌ی دریای کارائیب را جمع آوری می‏کند تا از بین آنها یک صدف بزرگ پیدا کند، صدفی که به میزان کافی مواد منفجره در آن جا بگیرد. برنامه سیا این بوده که این صدف را با مواد منفجره پر کرده و بعد آن را طوری رنگ آمیزی کند که در زمان غواصی کاسترو توجه او را جلب کند.

یک نقشه دیگر این بوده که لباس شنای کاسترو را به یک نوع قارچ سمی آغشته کنند تا او به یک بیماری پوستی شدید دچار شود. اسنادی که در دوره کلینتون منتشر شد نشان می‏داد که هر دوی این طرح‌ها‌ جزو برنامه‌ها‌ی سازمان سیا بوده ولی به دلایل عملیاتی نهایتا کنار گذاشته شده اند.

 اما کاسترو از تمام این ترورها جان به در برد تا در آینده نه چندان دور پس از آنکه حدود نیم قرن بیخ گوش آمریکایی‌ها کابوس آنها بود از سیاست خداحافظی کند در حالی که چند سال پیشتر قدرت را به برادرش واگذار کرده بود.

 

 

منتشره در روزنامه مردم سالاری



   گرد مرگ   

در روزهایی که همه نگاهها به دنیای سیاستمداران ایرانی و مباحث آنهاست آسمان آبی

در 20 استان ایران اسلامی به خاطره بدل می شود.

در روزهای فروردین ماه که باید سمبل شکوه و سرسبزی بهار باشد، گردوغباری که از خاک  عربستان،عراق و ترکیه رهسپار خاک ایران شده جای باران از آسمان بر زمین نازل می شود; ریزگردهایی که به دلیل سدسازی همسایگان دشت های لم یزرع و بیابان هایی با خاک نرم متولد شده اند و امروز سلا مت ایرانیان راتهدید می کنند.

از 2 سال پیشتر که بحث ریزگردها مطرح شد کارشناسان نسبت به تغییرات زیست محیطی مخرب هشدار دادند اما تنها ثمره آن تحرکات موضعی بود که تاکنون اقدام عملی ملموسی در پی نداشته است.

آرزوی آسمان آبی دغدغه مردم تهران در روزهای سرد زمستانی بود که پدیده وارونگی هوا ایجاد می شد و آنها را خانه نشین می کرد اما امروز با ورود ریزگردها، بسیاری در استان های خوزستان، ایلا م، کرمانشاه، لرستان و چند استان دیگر خانه نشین شده اند.

وخامت حال هوای تهران تا حدی جدی است که یکی از مقامات استانداری تهران می گوید در 6 ماهه نخست امسال پدیده جدیدی خواهیم داشت و در 6  ماهه دوم نیز آلودگی های ناشی از سوخت های فسیلی!

نکته جالب اینجاست که مقامات سازمان کنترل کیفیت هوای تهران در همان ابتدای ورود ریزگردها در سال 88 نسبت به وقوع این اتفاق هشدارهایی را مطرح کرده بودند.

اما اقدامات انجام شده برای مقابله با ریزگردها مقطعی بوده  یا حداقل انعکاس آنها متناسب نبوده است.

 قائم مقام سازمان محیط زیست می گوید سال گذشته با عراق به منظور مدیریت گردوغبار تفاهم نامه ای امضا شد و گفته شده کارشناسان و مقامات طرفین رفت وآمدهایی خواهند داشت. با سرعت عملکرد مبارزه با ریزگردها می توان انتظار داشت چندین سال منتظر ماند تا اقدامات عملی آغاز شود; در حالی که برای مبارزه با ریزگردها سالانه حداقل 100  هزار هکتار بیابان زدایی شود.

نکته تاسف بار این است که ارگان های مختلف نیز از همکاری برای مبارزه با ریزگردها خودداری می کنند; در حالی که این پدیده مرگبار نه جنسیت می شناسد نه مقام.

 در همین حال تذکر 23 نماینده مجلس شورای اسلا می به رئیس جمهور هم راه به جایی نبرده است.

در یک  جمله می توان گفت عملکرد سازمان محیط زیست در پرونده هایی از این دست قابل انتقاد است.

در کنار پدیده ریزگردها، خشکسالی دریاچه ارومیه و سونامی نمک که تبعات غیرقابل تصوری دارد، پریشانی دریاچه پریشان و چندین و چند اکو سیستم طبیعی دیگر تصویر هولناکی از آینده محیط زیست ایران اسلا می تصویر می کند.

در کنار این تصویر ترسناک، پیشروی  مراتع و بیابان ها در دل جنگل  ها نیز نگرانی ها را مضاعف می کند. یک روز صدای اره برقی ها جان درختان را می ستاند، روز دیگر آتش و امروز آفت است که به جان جنگل های کرمانشاه  افتاده است. به گفته برخی منابع 13 تا 15 هزار اصله  درخت در این استان قطع شده در حالی که  می توانستند جلوی آفت  این درختان را بگیرند.جنگل های دیگر ایران نیز حال و روز بهتری ندارند. درختان جنگل ابر برخود می لرزند،  از جاده ای که هر لحظه  ممکن است قلب آنها را نشانه برود.

 در حالی  که درختکاری و گسترش  جنگل ها به عنوان شش های زمین  باید سر لوحه قرار گیرد آمار دقیقی  از میزان تخریب و یا درخت کاری موجود نیست. زمانی ورود ریزگردها لرزه به جان می اندازد  که نیم نگاهی  به آمار تلفات آلودگی هوا  در اثر مونواکسیدکربن و سوخت های فسیلی داشته باشیم.

 هر چه زمان می گذرد پرونده 15 ساله  آلودگی ها  قطورتر می شود که با ورود ریزگردها صفحات سیاه آن بیشتر  می شود. میانگین سن  مرگ  و میر بر اثر آلودگی هوا به 49 سال رسیده است. در سال 74 قانونی به تصویب رسید که 18 دستگاه موظف به همکاری در کاهش آلودگی هوای کلا ن شهرها شدند و سازمان محیط زیست  براساس  ماده 39 این قانون موظف به تهیه آیین نامه اجرایی شد که سازمان های مربوطه  متاسفانه آن را چندان جدی نگرفتند.مرگ سالا نه 5 هزار نفر در کشور، تحمیل سالا نه 8 هزار میلیارد دلا ر هزینه،کاهش 6 سال از عمر شهروندان و جهش 20 درصدی مرگ براثر آلودگی هوا پروژه قربانیان آلودگی هوا است و با این روند مرگ و میر براثر آلودگی هوا و مشکلا ت ریوی گوی سبقت را از دیگر معضلا ت می رباید.

 در کشاکش پرونده ریزگردها عملکرد دستگاه دیپلماسی کشور نیز قابل انتقاد است، زیرا در حالی که مقامات عراقی موضوع ریزگردها و بیابان زدایی را به عنوان یک موضوع حاشیه ای مطرح کرده اند، نتوانسته مقامات عراقی را مجاب به همکاری با کارشناسان ایرانی کند.

 

سرمقاله روزنامه مردم سالاری

 



   از بهاالله تا ظهور نزدیک است   

 

از زمان خلقت بشر برروی کره خاکی،از زمانی که آدم به سبب خوردن گندم بهشتی به زمین تبعید شد، این موجود دوپا به دو گروه مومنین و کافران تقسیم شدند و قایبل به عنوان نخستین قاتل سر سلسله ظالمین بر زمین شد. گروه اول همواره خود را ملزم به پرستش خداوند یکتا دانستند و گروهی دیگر با اتکا به قدرت غره شدند، خدا را به سخره گرفتند و حق الناس را پایمال کردند.
هرچه زمان گذشت،ذهن بیمار کافران به صورت خلاقانه‌تری افکار مسموم خود را گسترش دادند. این گروه ها در گذر زمان در مقابل پیامبران عصر خود ایستادگی کردند و حتی کمر به قتل آنان بستند.
با نزول دین اسلام در شبه جزیره عرب، نوری در خاورمیانه تابیده شد و کامل‌ترین مسیر الهی برای انسان ها نمایان گشت، اما کافران مکه و مدینه که قدرت و صلابت خویش را از دست رفته می دیدند هرگاه که توانستند به مخالفت با پیامبر گرامی اسلام پرداختند به گونه ای که گوی بهانه گیری را از قوم بنی اسرائیل ربودند.

گروهی، راه مخالفت خود را با تندروی ها و خشکه مذهب بودن برگزیدند که بعدها خوارج نام گرفتند و گروه دیگر بنی امیه؛دو سلسله منحوس که راه آنها تا امروز نیز ادامه یافته است و تنها نام ها تغییر کرد.
با وقوع انقلاب صنعتی در قاره اروپا و نگاه استعمار پیر که آن روزها دوران جوانی خود را می گذراند ،  سیاست تفرقه افکنی با  مذاهب مختلف در راس امورچکمه پوشان بریتانیا قرار گرفت.
به طور مثال درهندهزار و یک مذهبی را ایجاد کردند که با تضاد کامل مواجه بودند و تا امروز این مذاهب به بقای خود ادامه دادند.
اما عربستان ذکاوت خاص خود را می طلبید!
لورنس جاسوس با هوش، با دستمایه قراردادن تفکرات ابن تمیه و تحت تاثیر قراردادن وهاب، فرقه وهابیت را دین رسمی آل سعود قرار داد و به همراه آنها علیه حکومت عثمانی قیام کرد تا یک مذهب خشک و التقاطی را در قالب جهان اسلام برای جلوگیری از اتحاد مسلمین علم کند. وهابیون همانند خاری در گلوی دنیای اسلام پس از آن که برعربستان حاکم شد دیگر مسلمانان را مورد آزار و اذیت قرار داد;  تا امروز که القاعده و طالبان به عنوان فرزندان شوم آن سر برآورده اند.
همواره استعمار به ایران اسلامی نیز نظر داشته و فرقه هایی چند را ایجاد کرد که هیچ کدام نتوانست در ایران تاثیرگذاری چندانی داشته باشد.
ایران، کشوری شیعه بود که مردم آن از لحاظ دینی دارای تفکر محکم بودند که در مقابل انحرافات مقابله کردند.
پس به فکر استفاده ابزاری مذهب علیه مذهب افتاد; در سال 1260 ه.ق به ناگاه زمزمه هایی از گوشه و کنار ایران به گوش رسید .

زلزله ای از امید در دل شیعیان به پا شد ؛ در میان همهمه مردم گفته می شد یوسف گمگشته بازگشته است!

چه شده؟!؟   آیا آن اتفاق افتاد؟     آرزوی دیرینه برآورده شد؟

آرام اما مهیب جنجال و هیاهو میان شیعیان و مومنین پا گرفت ، هر روز خبرهای تازه ای در شهر میان مردم دهان به دهان رد و بدل می شد.

عده‌ای از مخلصان با شوق از ظهور سخن می گفتند و گروهی با شک و تردید به اخبار رسیده می نگریستند. هرچه زمان می گذشت جناح بندی ها پر رنگ تر می شد و شکاف در جامعه شیعیان عمیق تر .

جنگ خونینی در گرفت و بردار کشی وحشیانه ثمره آن خبرها بود و آغازی برای جنگ های فرسایشی و دعواهای خانمان سوز.

 تفکر جدیدی ظهور کرد که دسته ای از شیعیان را به انحراف کشاند و در آینده این مسلک از دست بانیانش هم خارج شد.

سید علی محمد شیرازی ملقب به باب با ادعای امام زمانی عده ای را جذل تفکرات خود کرد و احکامی را صادر کرد که بعدها توسط مریدانش تغییر کرد تا این گروه روند پرجدل و پر نزاعی را طی کند. پیروان سید محمد علی باب او را دارای عل

م لدنی می دانستند اما سرگذشت این فرد و تاریخ این موضوع را به سخره می گیرد.

راه آنها از همان ابتدا با خونریزی و ستم همراه بود ؛ سید و چند بابی دیگر از جمله حسینعلی (بها) ، ملا محمدتقی مجتهد(شهیدثالث) را به قتل رساندند و به خراسان گریختند اما در آنجا اسیر و روانه شیراز شدند.

اعترافات باب در شیراز قابل تامل است ؛ او در مسجد وکیل شیراز و در حضور امام جمعه فریاد زد :"لعنت خدا بر کسی که مرا وکیل امام غایب بداند،لعنت خدا بر کسی که مرا باب امام بداند،لعنت خدا بر کسی که بگوید من منکر وحدانیت خدا هستم ، لعنت خدا بر کسی که مرا منکر نبوت حضرت رسول بداند،لعنت خدا بر کسی که مرا منکر امیرالمومنین (ع) بداند"

باب راهی اصفهان و سپس تهران می شود ؛ از آنجایی که توبه گرگ مرگ است، در راه با افرادی که به نحوی ضدیت با شیعه داشتند یا منفعت خود را در تفکرات بابیه می دیدند ارتباط برقرار کرد تا افکارش را منتشر کند.

بر اساس گواهی اسناد تاریخی  کینیاز دالگورکی سفیر کبیر روسیه در ایران با محمد علی رابطه دوستانه برقرار و در آینده آنها نقش مهمی را ایفا کرد.

ماجرای ترور نافرجام ناصرالدین شاه ضربه سنگینی به این گروه وادار کرد و در نهایت باب به دار مجازات اعدام سپرده شد و در این بین حسینعلی نوری(بهاءالله) به سفارت روسیه در تهران پناهنده شد و سفیر کیبر روسیه از او تمام قد حمایت کرد تا جایی که دالگورکی شاه ایران را در صورت هرگونه آسیب حسینعلی نوری به شدت تهدید و برای حکم بازداشت بهاء مورد شماتت قرار داد.

یکی از اصولی ترین عقایدی که باب آن را مطرح کرده بود؛عقیده به شخصی بود که بعد از باب ظهور می کند. این مطلب گرچه در ابتدا باعث دو دستگی در بابیان شد ، اما در نهایت  باعث استحکام جایگاه بهاالله شد.

او همانند استاد ابتدا ادعای بندگی خدا و ظاهر سازی مومنانه کردف اما از رجعت و در نهایت ادعای پیامبری کرد.

البته در مورد دو گروه بهائیت و بابیت گفتارهای زیادی منتشر  شده است اما هرگز آن گونه که باید  این دو فقره انحرافی مورد واکاوی قرار نگرفت  و خیانت های آنها که گاه به دامات کرملین پناه بردند گاه بریتانیا به ایران روشن نشد .

قتل علما و شیعیان مخالف آنها ، دخالت در سرکوب نهضت جنگل نکته هایی کوچک از رویکرد آنها برای تحقق اهدافشان است.

در مورد بابی ها و بهائیان نکته ای که جالب است ربط دادن مسائل روز آن  زمان و جعل احادیث شیعه است،آنها با ربط دادن موضوعات بی ربط به هم نتایج دلخواه را را با مصداق انگاری برداشت می کردند. 

وجود یک حاکم ستمکار و وخامت حال وی موضوعی است که در هر برهه ای از تاریخ هر کشوری می تواند رخ دهد که آنها به عنوان نشانه های آخرالزمان دست آویز قرار می‌دادند. آنها با سوء استفاده از مردم پاک نیت و ساده ، آنها را ابتدا منحرف و در نهایت جنگ داخلی به پا کردند.
 انتظار فرج و ظهور امام مهدی(عج) نوری است  که در دل  هر شیعه، شوق انتظار وصف ناشدنی برای او به ارمغان می آورد. این که شیعیان  در سراسر جهان و به خصوص ایران اسلا می، نیمه شعبان را بزرگترین عید خود می دانند و گروهی رهسپار جمکران می شوند و گروه کثیری ندبه  خوان مهدی(عج) هستند نشان از عشقی شگرف دارد. آن گونه که گفته شد دو فرقه بهائیت و بابیت با بهره برداری از این عشق ، لطمات جبران نا پذیری به بدنه مذهبی ایران وارد کردند.
البته در این بین کم نبودند  و نیستند افرادی که ادعای رابطه  با امام زمان (عج) را دارند. بنا به آمار در چند سال گذشته ادعای رابطه با امام زمان(عج) و حتی امام زمانی در ایران گسترش یافته است که از دید مرکز مهدویت اکثر این افراد دچار اسکیزوفرنی هستند. برای این گروه طی طریقت الله موضوع مضحکی است، آنها با داستان پردازی و ربط دادن موضوعات بی ربط  به هم  می خواهند  به منافع  خود برسند.
امام خمینی(ره) پس از پیروزی  انقلا ب اسلامی  با حساسیت  ویژه ای با این نوع انحرافات برخورد می کردند; در روزهای آتشین  جنگ و در روزهایی که ایران اسلامی  مورد هجمه حملا ت عراق قرار داشت  این گروه ها نیز فعال  بودند اما ره به جایی نبردند.

 مقام معظم رهبری نیز در طول چند سال  گذشته  با همان حساسیت  ویژه با این انحرافات مقابله می کردند و روحانیون را به پژوهش و مقابله با انحرافات  دینی  فرا می خواندند  و چند سال پیشتر  نیز مداحان را از مطرح کردن  روایات  غیر مستدل به شدت  نهی کردند. نمونه  بارز  مخالفت  مقام معظم رهبری  با انحرافات و خرافات  دینی، ممنوعیت قمه زنی  در روز عاشورا بود که با آن مقابله شد.

 «او خواهد آمد» و این اتفاقی است که دیریا زود رخ خواهد  داد اما زمانی برای آن قابل روایت  نیست. از یک ماه و اندی پیش مستندی توزیع شده است که به گفته  محققان مهدویت و به خصوص پژوهشگاه تخصصی مهدویت به عنوان متولی اصلی ، محتوای این مستند جنجالی رد شده است.

جالب اینجاست که کسانی که سخنان آنها مورد استفاده قرار گرفته یک به یک این مجموعه را رد کردند و مرکز مهدویت نیز مستنداتی را در رد این مجموعه بیان کرده است که شک و شبهه از یک توطئه را به میان می آورد. مشخص نیست  کسانی که در تهیه این سی دی، روایات و گفته های غیرمستدل را از اعماق کتب مجعول استخراج کردند حدیث معروف کذب الوقاتون که در الغیبه شیخ طوسی و کتاب العتیبه نعمانی به نقل از امام جعفر صادق(ع) نقل شده است: «هر کس، به تو خبر وقت ظهور ما را داد، هیچ ابایی  از تکذیبش نداشته باش، زیرا ما برای هیچ کس وقت را نمی گوییم.» را ندیدند یا نخواستند در نظر بگیرند؟

 آنچه در مستند ظهور نزدیک است، مشهود است کنار هم گذاشته شدن سخنان برخی روحانیون با تحریف و تلقین برای القای یک ایده خاص است. به گفته برخی منابع خبری قسمت دوم این مستند با صرف بودجه کلا ن ساخته می شود تا پاسخ منتقدین این مستند داده شود که جریان فکری آن گویی از 1389 آغاز شده است. پرسش اینجاست کهچند میلیون نسخه این مستند با کدامین بودجه کلان تهیه و در سرتاسر ایران توزیع شده است؟
چگونه است که تنها یک جریان سیاسی خاص از آن دفاع می کند و رسانه ها اعم از اصلا ح طلب و اصولگرا در یک جبهه مشترک از آن انتقاد می کنند؟  آیا سیاست بد دفاع کردن بهترین تخریب است در این مستند د لحاظ شده است؟

استدلال های مطروحه در مستند ظهور نزدیک است همانند یک چاقوی دو لبه همه چیز را نشانه می گیرد در حالی که از وجهه مقام معظم رهبری سو استفاده می کند و حتی سخنان وی را مورد تحریف قرار می دهد.
موضع رسمی مراجع و روحانیون قم و نجف نشان از رد این مستند دارد و می تواند تلنگری باشد برای جدی گرفتن فرقه های ضاله!
جنگ فرهنگی علیه جامعه ایران در ابعاد گوناگونی دنبال می شود که ظرف چند سال گذشته گسترش فرقه های انحرافی درراس امور قرار گرفته است.
اما چرا ایرانیان همیشه پس از ریشه دواندن بیماری به فکر درمان آن  می افتند؟
به عنوان مثال شرکت های هرمی سرمایه چندین میلیاردی از مردم ایران را به تاراج بردند و پس از آنکه بسیاری قربانی سودجویان گلدکوئیست شدند، مسوولین برای مقابله با این سودجویان دست به کار شدند. آیا نیروهای امنیتی نمی توانستند هشدارهای خود را زودتر مطرح کنند؟

 بحث مستند جنجالی ظهور نزدیک است می تواند به خودی خود تلنگری باشد برای جدی گرفتن فرقه ها ومکاتب انحرافی که در میان بی تفاوتی، رشدی قارچ گونه در طبقه های مختلف اجتماعی برای تاراج سرمایه های ایران دارند و در نهایت اختلا ف و چند دستگی شدیدی را به ارمغان خواهد آورد که باید برای مقابله با آن چاره ای اساسی اندیشید گرچه باید اندیشه های ناب دینی و عرفانی در بستری مناسب به دور از فضایی که بتوان از آن برای موج سواری های حزبی و شخصی مورد استفاده قرار گیرد رشد کند.

 

 

متن سانسور نشده سرمقاله مردم سالاری

 



   رسم سالیان   

 عاشق همه سال مست و رسوا بادا           دیوانه و شوریده و شیدا بادا

         با هشیاری غصه هر چیز خوریم                 چون مست شدیم هر چه بادا بادا

 

دل در غم عشق مبتلا خواهم کرد              جان را سپر تیر بلا خواهم کرد

عمری که نه در عشق تو بگذاشته ام          امروز به خون دل قضا خواهم کرد

 

          از بس که بر آورد غمت آه از من                  ترسم که شود به کام بد خواه از من

 دردا که ز هجران تو ای جان جهان               خون شد دلم و دلت نه آگاه از من

 

تا با غم عشق تو مرا کار افتاد                    بیچاره دلم در غم بسیار افتاد

بسیار فتاده بود اندر غم عشق                   اما نه چنین زار که این بار افتاد

 

  سودای تو را بهانه ای بس باشد                 مدهوش تو را ترانه ای بس باشد

 در کشتن ما چه می زنی تیغ جفا               ما را سر تازیانه ای بس باشد

 

ما کار و دکان و پیشه را سوخته ایم             شعر و غزل و دو بیتی آموخته ایم

در عشق که او جان و دل و دیده ماست        جان و دل و دیده هر سه را سوخته ایم

 

 حضرت مولانا

 



   نوزایی مستتر   

 

می شنوی؟

به آغازی دوباره فرا می خواند این طنین قدم‌های بهار

جوششی سبز و سپید جاری در رگ های زمین

بهار بصیرت قلوب ، بهار بهانه‌ای بریدن از پلشتی

 بهار پاداش ایستادگی مقابل سیلی تنفرانگیز زمستان ، بهار حس بی‌قراری قلوب مقلب

برق جاری شده در چشم‌ عاشق ، سماع ماه و ستاره ، رقص رودها و کوهها در پیکره ایستادگی

 اینک آمده تا نفس مسیحایی بدمد در کالبد زمین

می سراید تا جوانه زند درختان خفته در سرمای زمستان

آری، این است جلوه نمایی نوزایی مستتر در بهار

رژه سنبل و یاس و شبنم با نوای پرندگان مقابل سوز ظلمت نعره دلخراش کلاغ ها و گرگ ها

 نوروز  پارسی پیام آور بیداری طبیعت ، می تواند سر آغازی باشد برای نو شدن نهال وجود

فرصتی برای غبارروبی، خانه تکانی روح از کهنه عادت های دست و پا گیر

 دور انداختن رنجش های قدیمی، ترس ها و غضب های بی مورد

پرواز روح و جسم از غل و زنجیر گناه های کشنده قدیمی و خاک گرفته

باید غبار نخوت را از دل و جان زدود

 با خود باید مهربان بودو نوروز را بهانه کرد تا ببخشاییم ناملایمت چرخ گردون را

ناکامی و رنج ارمغان گذر روزگار

 باید دفن کرد ردپای شوم ابلیس را در دور دست ها

می توان شست قصاوت تاریکی را

شاخه گلی برای عیدی کودک درون باید چید

معصومیتی که سالها با نگاهی ملتمسانه منتظر است بگویی او را بخشیده ای و عاشقانه دوستش داری !

 

جهان نوشت:   مصاحبه ام با رامین مهمانپرست