صف بندی جدید افراطیون

قرن ها پیش از زمان میلاد مسیح و همزمان با شکل گیری تمدن های بشری به موازات پیشرفت آدمی مباحث سیاسی و مجادله تفکرهای مختلف پدید آمد. اگرچه حکومت های سرزمین های مختلف برای کسب سرزمین و منفعت های مالی و اقتصادی با دیگر کشورها اطراف خود وارد جنگ های نظامی می شدند اما در درون حکومت ها گروه های سیاسی با منش های مختلفی هم پدید آمد،موضوعی که با ظهور چهره هایی همچون ارسطو ، سقراط،افلاطون،کنفسیوس و هزاران هزار اندیشمند دیگر درطول سالیان سال چهره ای اکادمیک به خود گرفت. گروهی در پی آزادی اندیشه و برابری مبارزه می کردند ؛ گروهی دیگر مدعی مساوات اقتصادی بودند ؛ بودند افرادی که مردم را فاقد شعور و قدرت تصمیم گیری دانسته و قائل به دیکتاتوری نخبگان بودند اما همه آنها امروز به صفحات تاریخ پیوسته اند.
جنگ این گروه ها برای قرن های متمادی دست مایه انقلاب ها ، شورش ها و جنگ های داخلی در چهارگوشه جهان گردید. بعد از وقوع انقلاب صنعتی این جدال های سیاسی چهره تندتر و حتی خشن تری به خود گرفت. انقلاب اکتبربلشویک ها علیه سلسله مخوف تزارها منتهی به تشکیل دیکتاتوری کمونیست ها شد؛هزاران انسان بی گناه در اردوگاه های کاراجباری سیبری یا معادن اورانیوم به غیرانسانی ترین شکل ممکن کشته شدند؛با فروپاشی اتحادجماهیرشوروی اگرچه دیکتاتوری پیشین برچیده شد اما دیکتاتوری اولیگارشی سیاستمداران نوظهور و باندهای مافیایی شکل گرفت. اروپایی ها تا کنون دو جنگ جهانی را مزه کرده اند ، کشورهای مختلف اروپایی از ایرلند گرفته تا اسپانیا جنگ های داخلی بی شماری را به خود دیده اند. قاره سیاه که سال ها مستعمره قاره سبز بوده است وضع تاریکی داشته است،اگرچه امروز به برکت وجود چهره هایی همچون نلسون ماندلا دیکتاتورهایی همچون آپارتاید با طغیان ملّت قلع و قمع شده اند اما هنوز در آفریقا هر روز صدها زن مورد تجاوز قرار می گیرند و ده ها انسان بی گناه کشته می شوند. زنجیره مرگ انسان های بی گناه در آسیا نیز امتداد یافته است. مردم قاره زرد به بهانه های نژادی و مذهبی کشته می شوند،خاورمیانه نقطه اتصال این دوقاره نیز متاسفانه به شاهرگ مرگ تبدیل شده است. در طول چند دهه اخیرعملیات های تروریستی طالبان ، القاعده پایه ثابت خبرگزاری ها بوده است. اخیراسلفی ها نیز به بحرانی بزرگ تر برای جامعه جهانی تبدیل شده اند. در این میان ایران اسلامی امروز ساحل آرامش ، ثبات و امنیت طلقی می شود. موضوعی که در یک شب و یک روز به ثمر ننشسته است.
تمدن پارسی ها که از قدیمی ترین حکومت ها بر روی کره زمین است همواره چشم طمّاع استعمارگران مختلف را در کمین خود دیده است. در قرون معاصر ایرانی ها از نخستین مردمی بودند که برای دموکراسی علیه پادشاهان حاکم بر سرزمین خود طغیان کردند،آنها در مقابل سربازان ملکه ویکتوریا و قزاق ها رشادت هایی به یادماندنی در تاریخ کهن این سرزمین ثبت کردند که اگر این گونه نبود براثر عدم کفایت پادشاهان پیشین،این کشور در حد یک استان امروزی بود؛اگرچه بخش وسیعی از این سرزمین با قراردادهای نگنین به تاراج روس و انگلیس رفت.
به توپ بسته شدن مجلس شورای ملی در جریان نهضت مشروطه و دخالت مستقیم کرملین در سرکوب مشروطه خواهان نشان از هراس آنها از حکومت مردم بر ایران دارد. به موازات روس ها انگلیسی ها نیزباسرمایه گذاری بر افراطیون،سیاست مذهب زایی همانند آنچه که در هند اجرا کرده بودند در ایجاد مذهب بابیه و بهائیه به کار بستند و در ادامه فرقه حجتیه را نیز حمایت کردند.
در زمان حکومت پهلوی اگرچه وضع ظاهری ایران از لحاظ اقتصادی بهبود یافت اما وضع آزادی بیان همچنان محدود به "جاوید شاه" بود و حرفی مخالف توسط ساواک مجازات می شد تا وقوع انقلاب سال1357 به رهبری امام خمینی (ره) که براساس قانون اساسی جمهوری اسلامی آزادی بیان گسترش یافت. در طول سال های بعد از انقلاب،به موازات جنگ تحمیلی مباحث و مجادلات سیاسی به وقوع پیوست که گروه هایی همانند منافقین از صف جمهوری اسلامی جدا شده و به دشمنان پیوستند. گروه هایی هم مانند فرقان ایجاد شدند که دست به ترور زدند اما هیچ یک از آنها راه به جایی نبرند البته هزینه هایی سنگین به ایران اسلامی تحمیل کردند. در سال های پس از جنگ تحمیلی صف بندی های جدیدی بین نیروهای انقلاب شکل گرفت تا در نهایت پس از پیروزی سیدمحمد خاتمی بحث نیروهای چپ گرا و راست گرا ایجاد شد؛در آن سال های، برادران دیروز شدند رقیب امروز!
تضاد فکر و منش سیاسی یکی از عوامل پیشرفت یک مملکت دموکراتیک به شمار می رود و یک اصل بدیهی در مردم سالاری دینی است،اما بداخلاقی هایی سیاسی از همان روزها شروع شد که تا امروز با فراز و نشیب ادامه یافته است.
پس از شکست اصلاح طلبان در انتخابات ریاست جمهوری سال1384 توسط محمود احمدی نژاد ادبیات سیاسی ایران به پوپولیسم تغییر کرد.ظاهرا رابین هود به جنگ ثروتمندان آمده بود و حق مستضعفین را با به چالش کشیدن تاریخ جمهوری اسلامی طلب می کرد،که ریشه در عملکرد ناصحیح برخی طیف های اصلاح طلبان داشت. در سال های ریاست جمهوری خاتمی برخی افراطیون مثلا اصلاح طلب به جای رسیدگی به امور مملکتی تمام تلاش خود را معطوف به جدل های سیاسی کرده بودند و همین موضوع باعث انشقاق و فراهم شدن زمینه شکست آنها شد.
منش رابین هودی ، در جریان انتخابات 1388 با گفتمان "بگم ، بگم" و همراهی نابخردی سیاسی مخالفان وی،در نهایت منتهی به التهاب سیاسی دردناکی شد که پس از انقلاب بی سابقه بود؛فرزندان انقلاب در مقابل یکدیگر ایستادند موضوع به یک دعوای خانوادگی تبدیل شد. در طول سال های پس از این رخداد نامطلوب دعواهای سیاسی با تغییر شکل تغییرجهت داد و بحث انحراف از اصول انقلاب اسلامی مطرح شد. گویی تاریخ این بار توسط طیف موسوم به سوم تیر تکرار می شد. مستاجران دهم پاستور یک تنه همه ارکان نظام را به چالش می کشیدند؛آنها با بی برنامگی و عدم توجه به فرامین مقام معظم رهبری در سالی که باید منتهی به خلق حماسه اقتصادی می شد،باعث منفی شدن رشد اقتصادی ایران شدند.
درمیان بلبشوی سیاسی که ایران را فراگرفته بود،صاحبان اصلی انقلاب به پای صندوق های رای آمدند و حماسه ای سیاسی خلق کردند. حضورپرشور مردم در انتخابات ریاست جمهوری همه امیدهای دشمنان انقلاب و برخی عناصر داخلی برای قهر ملّت با صندوق های رای را نقش برآب کردند.
پس از انتخابات،ادبیات اعتدال آبی شد بر آتش افراطیون ؛ گروه هایی که بقای خود را در جنجال و بحران داخلی می دیدند از نتیجه انتخابات شوکه شدند اما برای بقا برنامه هایی جدید تدوین کردند. درهمین حال، دلالان داخلی و خارجی که از کنار سفره تحریم ها به ثروت های هنگفت رسیده بودند ؛ به همراه برخی دولت ها که با مبادله تهاتری کالا به ثروت های هنگفت رسیده بودند از وضع جدید راضی نیستند.
دیپلماسی ظریف دولت اعتدال در نخستین گام مجمع عمومی سازمان ملل متحد را تحت تاثیر قرار داد،مانع از حمله غرب به سوریه شده و به فاصله کوتاهی بحث تحریم زدایی آغاز کرد. اگرچه آن آقایی که می گفت قطعنامه های سازمان ملل کاغذپاره ای بیش نیستند و تحریم های غرب اثر گذارنیستند،رفته است؛ اما ایران همچنان بهای سنگین دیپلماسی غلط آن روزها را می پردازد.
براساس خبرهای منتشره از مذاکرات ژنو،تحریم های یکجانبه غرب علیه ایران اسلامی لغو خواهد شد ، سرمایه توقیف شده ایران در آمریکا و اروپا رفع بلوکه می شوند و از حالا لیست بلند سرمایه گذاران خارجی را می توان پشت درهای اقتصاد می توان دید. همه این اتفاقات در کنار هم نوید یک جهش اقتصادی را می دهد.البته در معادله جدید نباید به هیچ وجه زیادی خوش بین بود،زیرا طرف معامله اجنبی است.
در این حال و هوای خوش از چند روز پیش افراطیون چپ و راست با تجدید قوا،همزمان با هم به میدان بازگشته اند. گروهی خود را صاحب انقلاب و نظام می داند و گروهی دیگر خود را قیّم ملّت ، اما هیچ یک به فکر منافع ملی ایران نیست. کسانی که تا دیروز باخط کش خودی و غیر خودی مردم را تقسیم می کردند و با هر موضوعی به شکل امنیتی برخورد می کردند حالا خواهان افشای مفادمذاکرات ژنو شده اند؛ آیا آنها که دایعه دار بصیرت هستند به تدبیر و مدیریت مقام معظم رهبری شک دارند که این گونه به دولت خرده می گیرند؟
گرچه رسانه های منتقد و مردم حق انتقاد از هرعملکرد دولت را دارند اما در نظام جمهوری اسلامی این شخص مقام معظم رهبری است که مافوق همه برنامه ها باید نقشه راه عملکرد دولت را تدوین کرده و بر نحوه اجرای آن نظارت کنند. البته آنهایی که به دنبال بهانه هستند آسمان و ریسمان می بافند برای رسیدن به اهداف خود و در این راه هر موضوعی را مستمسک خود قرار می دهند.
از طرف دیگر از برخی محافل ظاهرا مذهبی سخنان ناخوشایندی شنیده شده که با توجه به نزدیکی ایام محرم باید با دقت بیشتری با ان مواجه شد،نوع نگاهی که در تقدس سازی از دولت پیشین وجود داشت حالا جای خود را به تخریب سیاسی داده است. این درست است که حکومت ایران دینی است اما این کشور قانون اساسی دارد و براساس این قانون است که خیمه جمهوری اسلامی پابرجاست و اگر هم کسی خبط و خطایی کرده است در هرجایگاهی باید برخورد شود. از این آقایان باید پرسید که چرا در مقابل مفاسد اقتصادی بزرگ و کوچکی که اخیرا افشا شده است سکوت اختیار کرده اند؟ حیف و میل اموال بیت المال متعلق به مردم خیانت به آرمان های نظام و خون شهدا است که باید به شدیدترین شکل ممکن توسط قوه قضائیه و رسانه ها با آن برخورد شود. دکتر احمدی نژاد همیشه از لیست مفسدینی سخن می گفت که در جیب دارد اما اجازه افشای آن را ندارد اما حالا اگرچه دکتر روحانی سخنی از لیست مفاسد اقتصادی حرفی نزده بودند اما برای استحکام پایه های اعتماد مردم باید هرچه سریع تر دست به حسابرسی اساسی کرده و مراقب باشد دولت یازدهم نیز به آفت فساد اقتصادی آلوده نشود.
در مقابل اصولگرایان افراطی ،اصلاح طلبان افراطی هم هستند که برای نمود پیدا کردن در جامعه دست به بحران زایی می زنند. آنها از فیس بوک و هر رسانه دیگری که بتوانند برای مطرح کردن نام خود سواستفاده می کنند. آنها برای منفعت های حزبی خود حتی هم مسلک هایشان را به چالش می کشند.
در اتحادی نامریی با این دو گروه،مافیاهای اقتصادی که منافع اقتصادی خود را در خطر می بینند عزم ایجاد بحران سیاسی و حتی اقتصادی دارند تا با بازگشت به شکل سابق منافع نامشروع خود را محقق کنند. درحالی که اعتدالیون اصلاح طلب و اصولگرا دوشادوش هم برای عبور از پیچ بحران کنونی تلاش می کنند؛افراطیون چپ و راست برای تصاحب کرسی های مجلس معتدلین اصولگرا ، اصلاح طلب و حامیان دولت را در بحران های خود به چالش می کشند زیرا حیات سیاسی آنها در خطر است.
آقایان و خانم های ظاهرات دلسوز،نرخ فقر و تورم که از چندسال پیش آغاز شده است همچنان با شتاب به پیش می رود؛اگرچه آن آقایی که می گفت هیچ کس در ایران گرسنه نمی خوابد رفته است دیگر در مسند قدرت نیست اما صدای استخوان های مردم زیر بارگرانی شنیده می شود.بی کاری ، فقر و تورم موضوعی نیست که بتوان با بی تفاوتی از کنار آن گذشت. جمهوری اسلامی معتقدترین مردم دنیا را دارد اما دشمنان با توسل به همین موضوعات دست به برنامه ریزی زده اند و هرگونه خدشه به حیثیت نظام حیات عادی شما را هم به چالش خواهد شد.

سرمقاله ام در روزنامه مردم سالاری


/ 0 نظر / 24 بازدید