الیگارشی خشن پترکبیر

 

ولادیمیرپوتین دوست دارد اوراپترکبیر خطاب کنند; تزار قدرتمند روسیه که این کشور  را چند قرن پیشتر احیا کرد.

 این افسر سابق کاگ ب که در آستانه ورود به 59 سالگی  قرار دارد، چندین بار تحت عمل جراحی زیبایی قرار گرفت تا از لحاظ  ظاهری، زیبا و جذاب باشد  و باژست‌های خاص  اندام تنومند خود را به رخ رقیبان بکشد. گفته می شود وی  در پیشانی، زیر چشم چپ و گونه های خود  بوتاکس تزریق کرده است. اما این تنها  ظاهر پوتین نیست که مردم روسیه  را متوجه  این تزار  مخوف می کند، بلکه  سیستم  پیچیده  قدرتمند  حاکمان کرملین است که لرزه  براندام  منتقدین می اندازد.

از هم اکنون با کناره گیری مدودف، تزار مخوف را می توان رئیس جمهوری بعد روسیه  قلمداد کرد. مردی که از سال 2000 تا 2008 بر سرزمین پهناور  روسیه حکمرانی  کرد. در سال‌هایی  که شاگرد، سکان هدایت کرملین را در دست داشت در تاریکی  راهروهای تو در توی میدان سرخ همه امور را زیرنظر داشت و هرگز از کانون قدرت دور نشد.

مخالفین امروز، انتخابات آینده ریاست جمهوری  را سناریوی  وحشت  می‌نامند. گورباچف علنا لب به انتقاد  می‌گشاید  و ریاست جمهوری  مجدد پوتین را بازگشت  به عقب برای 6 سال اعلا م می کند. آخرین رهبر اتحادجماهیر شوروی  با صراحت می‌گوید  پوتین نهادهای دموکراتیک  را نابود کرد و حکومت خودکامه ای بدتر از حزب کمونیست بنا کرده است.

 روسیه  در سال‌های حکومت تزاری شاهد برخورد با منتقدین بود و در سال های حکومت کمونیستی  اتحادجماهیر شوروی  خشن‌ترین دیکتاتوری را تجربه  کرد; در طول این سال‌های پر درد و رنج  گروه های زیادی از مردم زیر چکمه های حکومت خرد شدند. در روز فروپاشی  اتحاد جماهیر شوروی و پیش از آن فروپاشی دیوار برلین، برخی هلهله دموکراسی را فریاد زدند. همین افراد امروز  می گویند  آرزو نداشتند فدراسیون روسیه متولد شود و این نتیجه  مبارزه  روس ها  در  راه آزادی نیست، بلکه نتیجه وقوع یک فاجعه است.

منتقدین  حکومت می گویند  الیگارش‌ها مهم‌ترین  نیروی علاقمند  به تشکیل فدراسیون‌روسیه بودند که در جریان خصوصی‌سازی  تبدیل  به غول های ثروت شدند. در جریان  تفویض دارایی و اختیارات  دولت به الیگارش ها  از نظر میزان  تقسیم ثروت ملی، در طول دو دهه، حدود یک سوم اموال  دولت در اختیار  چند الیگارش خاص قرار گرفت. در سال 90 یلتسین به مناطق مختلف روسیه  حق حاکمیتی  داد و در مقابل،  آنها هم شروع به باج خواهی کردند. اوراق  قرضه مشارکت  ملی در سال 93 و مزایده پشتوانه ملی در سال 95 منتهی به خرج دارایی های دولت و میراث  اقتصادی  حکومت کمونیستی  شد.

 یک سوم ارزش سرمایه پول ملی روسیه  با رقمی پایین عرضه شد، کارخانه هایی با درآمدهای چند میلیارد دلا ر به قیمت چند صد میلیون دلا ر به افراد خاص فروخته شد که همگی الیگارش بودند. نهایتا ثروت باد آورده  کارخانجات  و بانک های  روسیه  قشری متمایز در  روسیه را به وجود آورد که نهایتا بانکداری خانوادگی ایجادشد. در این زمان جرم و جنایت با قتل های سفارشی سیاستمداران،  روزنامه نگاران  منتقد  و بازرگانان مشهور، روزهای پرالتهابی  را برای سرزمین تزارها رقم زد.

اما آرام آرام افراد نزدیک  به یک فرد خاص بر اوضاع ناآرام مسلط شدند. در سال 1997 الیگارش های روس، برای نخستین بار در لیست جهانی میلیاردرها در مجله فوربس قرار گرفتند. 5  سال بعد در سال 2003 نام 17 نفر روس در این لیست مشاهده شد تا این  کشور جایگاه چهارم را در میان کشورهای دارای میلیاردر از آن خود کند در حالی که صنایعی به مراتب ضعیف تر از قدرت های دیگر اقتصادی جهان داشت.

 طبق آخرین آمار، 23  الیگارش میلیاردر، 35 درصد تولید را در اختیار دارند در حالی که دولت 25 درصد از آن خود کرده است. در سال 1999 که پوتین به قدرت رسید الیگارش‌های همسو را  حمایت  کرد و هر کس را که مخالف وی بود به دادگاه سپرد تا پوتین دوستان خود را قدرتمندتر کند.محکومیت سوخوروف نمونه بارز این رویکرد است.

  امروز مجموعه مدیریتی روسیه از شهرداری مسکو گرفته تا رئیس جمهوری منطقه  خود مختار چچن همگی تابع فرامین ولا دیمیر پوتین هستند. امروز نمونه منحصر به فرد حکومت الیگارشی پوتین همه قدرت اقتصادی را در چنگ خود می بیند. آنها  زیر پرچم حزب روسیه واحد گرد هم می آیند و برای آینده روسیه زیر چشمان ولادیمیر تصمیم گیری می کنند. این الیگارشی با مشکلات پیش آمده به خشن ترین شکل برخورد می کند.

شاید گفته شود که پوتین در یک انتخابات دموکراتیک به قدرت می رسد اما اولا  سیستم انتخاباتی روسیه دچار چالش جدی  در بحث سلامت است. ثانیا، کاندیداها لزوما از آزادی عمل برخوردار نیستند. ثالثا، این الیگارش ها هستند که قدرت اقتصادی و نبض امور روسیه را در چنگ دارند. تفاوت الیگارشی و دموکراسی آرمانی در آن است که در الیگارشی مردم تنگ دست حق رای ندارند و در دموکراسی همه مردم حق رای دارند.

 در الیگارشی میزان مالیات مرفهین و سرمایه داران کمتر از مردم است در حالی  که در جامعه دموکراتیک عکس آن و به طور طبیعی آنهایی که درآمدهای کلا ن دارند مالیات بیشتری می پردازند. در نهایت می توان گفت روسیه ظرف دو دهه وارد چرخه ای از الیگارشی تزاری پوتین شده است که تجربه نو از دیکتاتوری در همسایگی اروپا شده است که مافیاهای جنایی نقشی اساسی  ایفا می کنند.

سرمقاله مردم سالاری

/ 2 نظر / 17 بازدید
صدراحسینی

سلام مقاله های مربوط به اردوغان و پوتین بسیار جالب بود به اردوغان بیشتر بپردازید.به نظرم تامل در تفکراتش جالب باشد. موفق باشید

محمد پورغلامی

سلام دوستان خوب من رکورد جهانی پرشین بلاگ اگه منو میشناسین یا تازه با وبم آشنا شدیدیا از دوستانی هستید که قبلاً وبمو دیدن یا دوستان عزیز گلم همتون یک بار وبلاگمو دیدین اگه نظرتون مثبته یک لایک بزنیدتا ببینم تو 7 روز چند تا لایک می خورم دوستان گل پرشین بلاگی اگه دوستم دارین این پست رو لایک باران کنید http://mohammadporgholami.persianblog.ir/ همهتون رو دوست دارم برای بهتر دیدن وبلاگ از مرور گر فایر فاکس استفاده کنید