فریبکاری صادقانه

 رقابت و جدال حکومت‌ها با یکدیگر اصلی بدیهی است که عمری دارد به طول تاریخ؛ در همین راستا تاکنون جنگ‌های بیشماری به وقوع پیوسته است و در پی آن دوستی‌ها و دشمنی‌هایی بین حکومت‌ها پدید آمده و ازبین رفته است. جامعه جهانی پس از انقلاب صنعتی و مزه کردن تجربه تلخ دو جنگ جهانی در اروپا به دو قطب شرق سوسیالیستی زیر چترسرخ اتحادیه جماهیر شوروی و غرب سرمایه‌داری زیر پرچم ایالات متحده با چندین ستاره تقسیم شد.در سال‌های موسوم به جنگ سرد یک مسابقه تسلیحاتی بدون خط پایان میان کشورهای جهان به وجود آمد که در برخی موارد همانند موضوع کره شمالی، کوبا، ویتنام به برخورد منتهی شد. کره زمین که هنوز زخم فاجعه بمباران اتمی هیروشیما و ناکازاکی را از یادنبرده بود در آن سال‌ها سایه ترس از یک جنگ اتمی را در کمین خود می‌دید. فشردن دگمه آتش در کرملین یا واشنگتن می‌توانست حیات بشری را به مخاطره اندازد.

به موازات این مسائل جنگ رسانه ای هم شکل گرفت که به نوعی الهام گرفته از جنگ رسانه‌ای گوبلز،معاون تبلیغاتی آدولف هیتلر در جنگ جهانی دوم بود، البته با شکل و شمایلی جدید. در لایه زیرین و پنهان سال‌های جنگ سرد هزاران جاسوس در چهارگوشه جهان دست به جمع‌آوری اطلاعات زدند؛ حکومت‌ها دریافتند کسب اطلاعات نظامی، سیاسی و حتی اجتماعی از رقبا هم تراز پیشرفت‌های تسلیحاتی دارای اهمیت است. جاسوسی از ریزترین نکات زندگی خصوصی رهبران متخاصم در حکم الماس بود.

با تخریب دیوار برلین و فروپاشی اتحادیه جماهیرشوروی جنگ سرد و حواشی آن موضوعیت خود را از دست داد اما نفس مطلب همچنان پابرجا باقی ماند. دهه 90 میلادی سال‌های تجدید ساختار سرویس‌های جاسوسی و نفوذ آنها به دستگاه‌های تبلیغاتی و حتی دیپلماسی بود. کاخ سفید در طول جنگ سرد به خوبی آموخت تاکتیک شنود تا چه حد می‌تواند برای آنها موثر باشد در طول دو دهه دست به طراحی و ساخت سیستم تارعنکبوتی شنود در چهارگوشه جهان زد. رقابت و رفاقت حکومت‌ها با یکدیگر موضوعی نیست که ثبات محض داشته باشد بلکه این دو موضوع با توجه به تغییر فاکتورها و موقعیت‌های متفاوت تغییر کرده است.

آمریکایی‌ها در یک استراتژی میان مدت می‌خواستند دست بالا را در معادلات جهانی حفظ کنند. آنها که نگران ایجاد شکاف میان خود و اتحادیه اروپا بودند؛رفقای خود را در قاره سبز در کنار دشمنان مورد بررسی و جاسوسی قرار دادند. این اتفاق موضوعی است که در اروپا نیز به صورت متقابل به وقوع پیوسته است.

دیپلمات‌های جهان،با کت و شلوارهای اتو کشیده و لبخند؛ همگی می‌دانند که صحنه دیپلماسی و معادلات حاکم بر آن در اصل همان میدان جنگ‌های تن به تن است که وصف آن در تاریخ آمده است. آنها با فریبکاری صادقانه که به عنوان یک اصل پذیرفته شده است مقابل یکدیگر قرار می‌گیرند تا به بهترین شکل ممکن منافع ملی خود را محقق کنند. این موضوع تا 2سال پیش، وقوع افشاگری‌های جولیان آسانژ در ویکی لیکس موضوعی غیرقابل باور می‌نمود. افشاگر بزرگ با انتشاراسنادطبقه بندی شده دیپلماتیک کاخ سفید خواب را از چشمان کاخ سفید ربود و حالا این برادر کوچک‌تر، ادوارداسنودن آتش به جان واشنگتن انداخته است. سازمان امنیت ملی آمریکا NSA براساس چشم‌انداز شنود جهان زندگی مردم و حداقل 36 رهبر جهان را مورد تفتیش قرارداده است.

واکنش رهبران اروپایی اگرچه همراه با خشم و اعتراض بوده است ولی آنها با فریبکاری صادقانه آمریکایی‌ها به شکلی دیپلماتیک برخورد کرده‌اند و از روش‌های قهری پرهیز کردند. دنیای امروز برخوردهای قهری را دیگر برنمی‌تابد،موضوعی که استراتژی‌های نظامی آمریکا را نیز زمینگیر کرده است. اگر دیپلماسی ظریف دولت روحانی به همراه هزینه‌های بالای حمله به بشاراسد نبود،آمریکا به سوریه حمله می‌کرد. البته اگر میت رامنی رییس جمهوری آمریکا بود معادله سوریه به طور حتم منتهی به جنگ بزرگ خاورمیانه می‌شد.

فارغ از این موضوعات،موضوع پیش آمده درباره شنود مکالمات مرکل و فرانسوااولاند موضوع کوچکی نیست اما آنها با نرمشی دیپلماتیک با موضوع برخورد کرده اند حال آن که موضوع مذاکره جمهوری اسلامی با ایالات متحده و لغو تحریم‌ها به یک نزاع رسانه ای و سیاسی در ایران تبدیل شده است! موضوع دیپلماسی در برخی طیف‌های سیاسی ایران متاسفانه پذیرفته نشده است و آنها همچنان با سماجت خواهان برخوردهای قهری و حتی فیزیکی هستند. البته در آمریکا نیز محافظه کاران جمهوری خواه و اعضای تی پارتی به موضوع ایران با شکلی تهاجمی نگاه می‌کنند و نگاه همین گروه‌ها در ایران مورد توجه برخی رسانه‌های خاص قرار می‌گیرد.

در اصل استعمارگری آمریکا و لزوم پایبندی به آرمان‌های انقلاب اسلامی هیچ شک و شبهه ای وارد نیست اما تبدیل موضوع رابطه واشنگتن و تهران به یک جنگ داخلی موضوعی ناپسند است که تنها آب به آسیاب رژیم صهیونیستی در این روزهای انزوایش می‌ریزد.

 

سرمقاله ام در روزنامه مردم سالاری

/ 0 نظر / 8 بازدید