القائده و فرزندان شومش

اشاره:در مقاله ای که چندی پیش تحت نام وهابیت خاری در چشم اسلام  منتشر کردم به تبیین دیدگاه و نظرات وهابیت پرداختم،حال به برررسی اجمالی القاعده و زیر گروه هایش می پردازیم.شایان ذکر است که با گذشت زمان دو گروه طالبان و القاعده آنچنانی با یکدیگر گره خوردند که در یکدیگر حل گشتند من به شخصه این دو گروه را جدا از هم نمی دانم هر چند این دیدگاه ممکن است مخالفانی داشته باشد.با این حال در این مقاله به بررسی القاعده و 3 فرزتد شومش می پردازیم.البته با توجه به ظرورتی که در باب لبنان و مسئله فتح الاسلام حس کردم به تفصیل به بیان و تشریح گروه فتح الاسلام پرداختم.ژر بی راه نمی بینم باز همانند مقاله کمونیسم متذکر شوم این مقاله لزوما دیدگاههای اینجانب را بیان نمی کند.

 

القاعده‌کلمه القاعده به عربی القاعدة و یا تنظیم القاعدة یاد می شود (تشکیلات القاعده‌) وبه انگلیسی َAl-Qaeda القاعده نام تشکیلات بین‌المللی تروریستی بنیادگرای اسلامی است که متشکل از شبکه‌های 0044007.17.jpgتروریستی اسلامی مختلفی است که همگی در راستای کاهش دادن تأثیرات و دخالت‌های غیر مسلمانان بر دنیای اسلام و گسترش اسلام در جهان مبارزه می‌کنند. اکثریت اعضا شبکه القاعده را پیرو مسلک سلفی می‌دانند. از سال ۱۹۹۵ نام این سازمان در فهرست سازمان‌های تروریستی قرار گرفته است. رهبر این سازمان اسامه بن لادن است.(لازم به ذکر است آتها شیعسان را خارج از اسلام می دانند)

تاریخچه

تشکیلات القاعده در سال ۱۹۸۸ توسط بنیان گذار آن اسامه بن لادن جهت مبارزه (یا به لفظ اسلامی: غزو) با اتحاد جماهیر شوروی در افغانستان تأسیس شد. القاعده از سازمان "مکتب الخدمة" که هدف آن مسلح نمودن و آموزش مجاهدین اسلامی برای جنگ با شوروی بود توسعه و پیشرفت یافت. این سازمان از حمایت و پشتیبانی دولت‌های اسلامی به ویژه پاکستان و همچنین حمایتدولت ایالات متحده برخوردار بود.در سال ۱۹۹۸ ایمن ظواهری سازمان جهاد اسلامی (منظمة الجهاد الإسلامي) مصر را با سازمان القاعده ادغام نمود و به شخص دوم این تشکیلات تبدیل شد.وجه نامگذاری سازمان القاعده برگرفته از توصیف این سازمان در یکی از متن‌های آن است که تشکیلات القاعده را "قاعدة الجهاد" (اساس و بنیان نبرد اسلامی) توصیف می‌کند. این در حالی است که خود اعضا این سازمان آن را "جبهه بین‌المللی جهاد علیه یهودیان و صلیبیان" می‌نامند.آنچه مسلم است اینکه این گروه از حمایت های مالی شاهزادگان سعودی برخوردار بودند در ابتدا و در حال حاظر نیز از این حمایت ها بهره می برند. 

پیدایش گروه متعفن طالبان از دامان اقاعده

در ده اكتبر سال ۱۹۹۴ میلادی در اوج جنگ های داخلی افغانستان گروهی وارد منطقه سپین بولدک ولایت قندهار در جنوب افغانستان شدند و نام خود را «تحریک اسلامی طلبای کرام» نهادند.

پیشروی سریع:

طالبان به زودی مناطقی در جنوب افغانستان را که زیر تسلط دولت مجاهدین به رهبری برهان الدین ربانی بود را اشغال نمودند آنها یک ماه و دو روز پس از اعلام موجودیت ولایت قندهار چهارمین ولایت مهم افغانستان را تصرف کردند. طالبان به پیشروی های خود ادامه می دادند و تعدادی از ولایات را بدون جنگ یکی پس از دیگری را اشغال مینمودند که به ترتیب ولایات دیگری میدان وردک ، لوگر ، خوست ، هرات ، جلال آباد و کابل رابا اندک درگیری های تا تاریخ ۲۶ سپتامبر ۱۹۹۶ به تصرف خود در آوردند.

 ورود به کابل:

طالبان ۲۶ سپتامبر ۱۹۹۶ کابل پایتخت افغانستان را تصرف کردند . آنان به محض ورود دکترمحمد نجیب‌الله احمدزی، رئیس جمهوری سابق افغانستان و برادرش شاهپور احمد زی را کشتند و جنازه هایشان‌ را در چهارراهی آریانا در نزدیکی ارگ ریاست جمهوری افغانستان به نمایش گذاشتند. سپس به تدریج سه چهارم خاک افغانستان را متصرف شدند.

امارت اسلامی:

طالبان سپس نام حکومت خود را امارت اسلامی افغانستان گذاشتند و تشکیلات خود را از طریق رادیو افغانستان اعلان نمودند. کشورهای پاکستان ، امارات متحده عربی و عربستان سعودی تنها سه کشوری بودند که طالبان را به رسمیت شناختند.

حلقه رهبری (تشکیلات طا لبان)

حلقه رهبری طالبان را کسانی تشکیل میداد که تعدادی از آنان هیچ گاه دیده نشدند و با رسانه صحبت نکردند و تصویری از آنان مشاهده نشده است.

در مجموع رهبری طالبان در آنزمان را میتوان به سه قسمت تقسیم کرد

1 - طلاب = کسانیکه رهبری اصلی را به عهده داشتند ( به زعامت ملا عمر)

2 - آنهائی که دیدی باز تر نسبت به قضایا داشنتد ( به رهبری ملا احسان الله)

3 - میانه روها كه شمارشان کمتر بود و نقش عمده ای در قضایای بزرگ سیاسی نیز نداشتند ، زیرا شاید در صورت میانه روی منافعشان به خطر می افتاد .

در مجموع افراد زیر حلقه رهبری طالبان را تشکیل میدادند.

ملامحمد عمر ( رهبر کل )

طالبان حکومتی متفاوت

              najib.jpg         

تعدادی از مردم افغانستان به علت خستگی از جنگ های داخلی طالبان را ترجیح می دادند. اما طالبان با دیدگاهی بسته و افکاری متفاوت با م 

حیط و جهان برخورد کردند و به نوعی با بازگشت با نگرش های مذهبی و با زیر فشار قرار دادن مردم موجبات نارضایتی قشر کثیری از مردم افغانستان را فراهم ساختند. آنها نام حکومت افغانستان از جمهوری اسلامی به (امیر نشین) ( امارت اسلامی افغانستان) تبدیل نموده و رهبر خود ( ملا محمد عمر ) را به عنوان امیرالمومنین معرفی نمودند. قطع نامه های مکرر شورای امنیت را نادیده گرفتند و تعدادی از خارجیان را اخراج نمودند. حکومت طالبان با رادیو ، تلویزیون ، موسیقی ، نقاشی ، مجسمه سازی و آثار هنری مخالف بودند و مجسمه های بودا در بامیان را که از جمله غنائم فرهنگی و باستانی افغانستان بود را منهدم ساختند. آنها به زنان نیز اجازه نمی دادند تا به تنهای از خانه هایشان بیرون شوند. مجازات لواط کاران و زناکاران مرگ بود و کسانی که دزدی می نمودند دستشان باید قطع می شد. مردم را بزور از مغازه هایشان به مساجد برای ادای نماز می فرستادند. ریش مردان را در نظام طالبانی باید بلند می بود و موهای سرشان می بایست را کوتاه می نمودند هر چند طالبان از هرگونه پخش اخبار مبتنی بر اختلاف میان این گروه را پنهان نگه می داشتند ، اما گاهی خبرهای از ایجاد اختلافات میان تندروان و میانه روان تراووش می کرد.

اتهام به طالبان

گروه های مخالف طالبان همواره ، سعی بر این داشتند تا جهانیان را متوجه این موضوع بسازند که طالبان از سوی سازمان استخباراتی پاکستان رهبری می شوند ، در حالی که این اتهام مدام از سوی طالبان رد گردید و در عین حال پاکستان بزرگترین دوست طالبان شناخته می شد. گروه های مجاهدین به این عقیده بودند که پاکستان به خاطر عدم توجه دولت های افغان به خط دیورند حاضر به مشاهده امنیت و حاکمیت یک دولت مقتدر در افغانستان نیستند.

طالبان و بن لادن

بن لادن سرمایه دار مخالف حکومت عربستان سعودی به بهانه کمک به طالبان یک سال بعد از استقرار نظام طالبان با هواپیمای شخصی خود وارد جلال آباد شد و مورد استقبال مقامات طالبان قرار گرفت. در پی حملات تروریستی به برخی از قرارگاه های نیروهای امریکائی در برخی از کشورها در آفریقا و آسیا ، ایالات متحده بن لادن را مسئول این حملات عنوان نمود. هنوز برخی از صاحبنظران به این عقیده اند که انفجارات سیاست خاص امریکا برای مخدوش ساختن افکار مردم جهان بوده است و اسامه بن لادن دست پرورده نظام ایالات متحده بوده ولی در عوض این اظهارات از سوی هواداران و اطرافیان بن لادن همواره به شدت رد شده است.

 طالبان و یازدهم سپتامبرal-Qaeda.jpgواقعه یازدهم سپتامبر به نوعی طالبان را با یک

مشکل جدید روبرو ساخت. آمریکا در یک اقدام عاجل اسامه بن لادن رهبر گروه اسلام گرای القاعده را مسئول این حملات عنوان کرد و از گروه طالبان خواست تا وی را در اولين فرصت به امریکا تحویل دهد. با توجه به گرایش شدید طالبان به مسائل سنتی که در افغانستان مردانگی و یا جوانمردی از اصول سنتی افغانیت محسوب می گردد به هیچ وجه طالبان حاضر به تحویل اسامه بن لادن به امریکا نشدند.

 شکست طالبان

با وقوع ماجرای یازدهم سپتامبر و عدم تسلیم بن لادن به امریکا از سوی طالبان ، بهانه حمله به افغانستان در اختیار امریکا قرار گرفت. ایالات متحده امریکا به تاریخ ۷ اكتبر ۲۰۰۱ به افغانستان حمله نمود طالبان با همکاری اعضای جبهه مخالف طالبان (مجاهدین سابق) شکست خوردند و حامد کرزی رئیس جمهور دولت موقت افغانستان گردید.

 پیدایش مجدد

طالبان پس از مدتی کوتاه مجددا اعلان موجودیت نموده و با حاکمیت افغانستان مخالفت ورزیدند. دولت افغانستان این بار نیز پاکستان را به حمایت پی در پی از طالبان متهم نمود. طالبان در ظهور مجدد خود بیشتر در مناطق جنوبی افغانستان ، با نیروهای بین المللی و افغان درگیر شدند. مناطق جنوبی افغانستان هم اینک صحنه نبردهای خونین میان شبه نظامیان طالبان و نیروهای ناتو و افغان است.که آخرین حرکت آنها می توان به گروگان گیری کره ای اشاره کرد.

فرزند دوم القاعده مبارزان چچنی

مسلمانان چچنی بعد از آنکه از سوی دولت کرملین مورد حمله واقع شدند و با توجه به اقتضاعات دست به اسلحه بردند در همین لحظه بود که مورد توجه القاعده واقع شدند تا در نبرد در کنارآنها با روس ها وارد نبرد شوندوعقاید خود را در آن منطقه که غالبا مسلمان هستند گسترش دهند،شخصا معتقدم همانند قبل با نوجه به خصومت ایالات متحده و روسیه آمریکایی ها به آنها به طور نا محسوسی کمک می کردند.(متذکر باید شوم تمام این تحرکات پیش از 11 سپتامبر رخ داده است)

فتح الاسلام فرزند سوم

نیروهای گروه فتح الاسلام از روز ۳۰ اردیبهشت ۱۳۸۶ در اردوگاه فلسطینیان نهر البارد در شمال لبنان با نیروهای ارتش لبنان به شدت درگیر شدند، ارتش لبنان گروه فتح الاسلام را به ارتباط با القاعده متهم کرده ، انهامی که با توجه به سابقه و پیشینه سردمداران آن نمی توان منکر ارتباط آنها با القاعده شد.آری فرزند سوم این خانواده متغفن گروه فتح الاسلام است. حدود ۱۱ماه قبل گروهی به رهبری «ابوخالد العلمه» وارد خاك لبنان شد و بعد از درگیری 3 روزه با ارتش توانست خود را به مناطق شمالی لبنان برساند و وارد اردوگاه‌های فلسطینی این مناطق شود و از آنجا كه در پیمان طائف امنیت داخلی هر اردوگاه بر عهده خود فلسطینیان است و ارتش حق ورود ندارد ، دیگر ارتش به تعقیب آنها نپرداخت. اما در حدود چند ماهه است كه این گروه به خبرسازی و جریان سازی در مهمترین نقطه خاورمیانه پرداخته است و تا کنون موجب كشته شدن بیش از ۴۰۰نفر در درگیری با ارتش لبنان شده است. سؤال اصلی اینجاست كه ماهیت این گروه چیست؟ و چرا لبنان درگیر چنین بحرانی شده است؟ رسیدن به جواب سؤال‌های فوق از 2 مسیر امكان‌پذیر است اول اینكه بفهمیم بحران كنونی به نفع چه كسی یا كسانی تمام می‌شود و ثانیا رهبر گروه فتح‌الاسلام و سابقه این گروه را پی‌گیری كنیم.(هرچند این گروه منهدم شده است در ظاهر اما همچنان یک خطر بالقوه می توان تلقی کرد این گروه را)

در ابتدا اگر بخواهیم در مورد سابقه تشكیلاتی فتح‌الاسلام بدانیم، با یك جواب بهت‌آور روبرو می‌شویم: «فتح الاسلام در میان گروه‌های فلسطینی هیچ سابقه‌ای ندارد». خالد عارف - مدیر اجرایی سازمان آزادی بخش فلسطین- ضمن بیان اینكه: «تاكنون 200 نفر از گروه فتح منفك شده و به فتح‌الاسلام -مستقر در نهرالبارد ـ پیوسته‌اند»، اعلام كرده است:«فتح‌الاسلام هیچ ارتباطی به گروه فتح (چه سیاسی و چه سازمان) ندارد. فتح‌الاسلام هیچ ارتباطی به گروه‌های فلسطینی ندارد، زیرا گروه‌های فلسطینی جنگ با اسراییل را در شمال لبنان جستجو نمی‌كنند».رهبر فتح‌الاسلام به ظاهر «ابوخالد العلمه» است كه مدت‌ها به علت عملیات‌های تروریستی و خرابكارانه در عراق و در كنار ایمن الظواهری و زرقاوی در عراق علیه مردم و شیعیان مورد تعقیب بود وی در سوریه هم مدتی زندانی شد.رهبر نظامی فتح‌الاسلام «شاكر العبسیی» است كه یك اردنی فلسطینی تبار است. وی سال 1970 وارد فتح شد و با دعوت رسمی قذافی به لیبی رفت و دوره خلبانی را گذراند. بعد از جنگ 1982 نیز جزء گروه‌های شورشی علیه عرفات شد و از فلسطین به اردن برگشت و در سال 1990 به القاعده پیوست. العبسیی برای القاعده قاچاق اسلحه می‌كرد و چون القاعده مورد حمایت عربستان ، اردن و مصر بود وی در اردن هرگز تحت تعقیب قرار نگرفت ولی همواره در سوریه به عنوان یك مجرم خطرناك شناخته می‌شد.حتی العبسی بعد از ترور یك افسر آمریكایی در اردن به دلیل خدماتی كه به القاعده كرده بود مورد محاكمه قرار نگرفت. و در سال 2003 به طور مخفیانه وارد سوریه می‌شود كه نیروهای اطلاعات سوریه بعد از ردیابی، وی را دستگیر و به سه سال حبس محكوم می‌كنند.گروه فتح‌الاسلام به دستور العبسیی و با رهبری العمله حدود 8 ماه قبل ، بعد از درگیری سه روزه با ارتش لبنان به سادگی وارد لبنان شده بودند و به اردوگاه نهرالبارد رفتند.زرقاوی قبل از این به نیروهای القاعده گفته بود: «سرزمین جهاد امروز لبنان است» . ایمن‌الظواهری هم رساندن جهادگران را به لبنان واجب دانسته بود. در نتیجه العبسیی بعد از آزادی خود را به طرابلس (شمال لبنان) می‌رساند. اگر چه زرقاوی در اردیبهشت سال قبل د رعراق كشته شده بود.ورود العبسی به همراه كمك‌های دولت‌های عربستان ، اردن، مصر ،و سینوره بود، زیرا حضور یك گروه خرابكار سلفی برای هیچ كشوری مفید نیست مگر آنكه حضور آن گروه در خدمت منافع بعضی از سیاستمداران منفعت طلب و وابسته باشد.

فتح‌الاسلام با كمك سینیوره وارد لبنان شد تا ضمن اقدامات تروریستی (انفجارهای متعدد در لبنان همانند انفجار مینی‌بوس حامل مسافران، بر هم زدن اعتصابات ضد سینیوره و اختلاف بین شیعه و سنی) از اقتدار حزب‌الله بكاهد. و به همین دلیل فتح‌الاسلام به سادگی در خارج از نهرالبارد به عبور و مرور می‌پرداخت و حتی از طرف میشل سلیمان، فرمانده ارتش لبنان كه منتخب سینیوره بود كمك نظامی می‌شد. همچنین نیروهای پلیس هر پرونده‌ای كه علیه فتح الاسلام مطرح می‌شد را معلق می‌كردند.

جریان فتح‌الاسلام ،از طرف سمیر جعجع و ولید جنبلاط هم مورد حمایت سیاسی قرار می‌گرفت و گروه‌های 14 مارس به رهبری «سعد حریری» به این سمت می‌رفتند كه:

1. اختلافات شیعه و سنی را در لبنان دامن بزنند.

2. از اقتدار حزب‌الله در عرصه مردمی بكاهند .

3. یك گروه ساختگی و سنی مذهب را در برابر حزب‌الله به وجود بیاورند.

4. اعتصابات ضد دولتی را تحت تأثیر قرار دهند واز فشار علیه سینیوره بكاهند .

5. مقدمات ایجاد دادگاه بین‌المللی «رفیق حریری» را بوجود آورند تا نهایتا حزب‌الله را خلع سلاح كنند و سوریه را نیز محكوم نمایند. 

اما بدون هماهنگی با دولت سینیوره اعضای فتح الاسلام ، دستبردی به بانك طرابلس زده و 125 هزار دلار پول از آن بانك سرقت می‌شود . پلیس كه از هویت سارقین اطلاع نداشت ، بعد از پیگیری ، وسیله نقلیه سارقین را در كنار ساختمانی می‌یابد و با محاصره ساختمان ، تمامی سارقین را به گلوله می‌بندد. فتح‌الاسلام كه از این رفتار پلیس شگفت زده می‌شود اقدام به حمله به نیروهای ارتش مستقر در مرز اردوگاه‌های فلسطینی می‌كند و 14 نفر از آنها را به قتل می‌رساند. ارتش هم متقابلا با نیروهای فتح‌الاسلام وارد درگیری می‌شود و 78 نفر از آنها را به قتل می‌رساند اگرچه بعدا آمار تلفات ارتش هم به 38 نفر می‌رسد.

درگیری ارتش با فتح‌الاسلام به هیچ وجه به نفع گروه‌ای 14 مارس نبود زیرا اگر فتح‌الاسلام را از بین می‌بردند، اهداف مورد نظر آنها تأمین نمی‌شد و اگر در برابر آنها نمی‌توانستند مسئله را به سرعت فیصله دهند عدم قدرت دولت سینیوره آشكار می‌شد و به نحوی بر اعتبار حزب‌الله افزوده می‌شد زیرا حزب‌الله در درگیری با بزرگترین قدرت نظامی منطقه پیروز از میدان خارج شده بود ولی سینیوره با كمك دولت‌های عربی و آمریكا و فرانسه نمی‌توانست یك بحران كوچك امنیتی را حل كند. در نتیجه سینیوره تصمیم گرفت تا با طولانی‌ كردن درگیری ، موقتا اهداف دیگری را دنبال كند، كه این اهداف عبارتند از: 

1. با بزرگ كردن فتح‌الاسلام، و جهادی نشان دادن این گروه، تمامی گرو‌ه‌های فلسطینی را زیر سؤال ببرد واقدام به اخراج و خلع سلاح گروه‌های فلسطینی مستقر در لبنان كند.

2. با فلسطینی خواندن فتح‌الاسلام ـ گروه فتح‌الاسلام همانطور كه گفتیم تابعیت اردنی و عراقی دارد و به ندرت در آن افراد فلسطیین هستند ـ اردوگاه‌های فلسطینی را مورد تاخت و تاز ارتش قرار دهد زیرا طبق پیمان طائف، ارتش حق ورود به اردوگاه‌های فلسطینی را ندارد. در حالیكه سینوره طبق خواست رژیم صهیونیستی راغب است تا فلسطینی‌ها را از لبنان خارج كند.

3. مسئله اعتصابات ضد دولتی را تحت تأثیر درگیری‌های شمال قرار دهد و موضوع عدم مشروعیت دولت غیرقانونی را تا ایجاد دادگاه بین‌المللی رفیق حریری به تأخیر بیندازد. 

نشانه‌هایی كه اهداف مزبور را تأیید می‌كنند نیز عبارتند از:

1. سینیوره اولتیماتوم یك هفتگی را برای حل و فصل مسئله فتح‌الاسلام به تمام گروه‌های فلسطینی حاضر در لبنان می‌دهد. در حالی كه ماهیت فتح‌الاسلام با آنها کاملا متفاوت است.2. در هر بار آتش بس میان ارتش و فتح‌الاسلام ، فالانژهای سمیر جعجع اقدام به شلیك‌های 2 طرفه می‌كنند و اقدام به خمپاره انداختن به سوی ارتش و فتح الاسلام می‌کنند.3. العبسی بوسیله عربستان سعودی و اردن تأمین مالی و نظامی می‌شود و آمریكا هم 4 محموله نظامی به ارتش داده است تا با فتح‌الاسلام با قدرت جنگیده شود. بدین ترتیب دو جبهه همواره تقویت می شوند و این به معنای طولانی شدن درگیری ها است.البته آمریكایی‌ها همانند صهیونیست‌ها از این درگیری‌ها نهایت استفاده را برده‌اند ولی آنهامی‌ترسند تا یك القاعده دیگر در لبنان شکل بگیرد، در نتیجه سینیوره را تحت فشار قرار می‌دهند تا فتح‌الاسلام را فراموش كند. و تمام توانش را برای نابودی این گروه بکار بگیرد.

4. سینیوره و گروه‌های 14 مارس سعی دارند تا به هر نحو حزب‌الله را به درگیری با فتح‌الاسلام بكشانند تا هم حزب‌الله را تضعیف كنند ، هم جنگ داخلی ساختگی بوجود آورند و هم شیعه و سنی را در مقابل هم قرار دهند .

5. حمایت‌های سینیوره از فتح‌الاسلام در این مدت هم كاملا واضح است. سیمور هرش می‌‌گوید: «فتح‌الاسلام را سینیوره كمك مالی ـ نظامی می‌كند».

6. سینیوره قصد دارد با طولانی شدن درگیری اتهام خود را به سوریه اثبات كند. سینیوره كه بیش‌تر از آنكه سیاسی عمل كند همانند یك رییس یك گروه مافیایی عمل می‌كند در اظهارات چهارشنبه هفته پیش خود می‌‌گوید: «طولانی شدن درگیری به دلیل حمایت سوریه از فتح‌الاسلام است».در حالی كه سوریه العبسی را مدت‌ها زندانی كرده بود و هم اكنون نیز هیچ مدركی دال بر این حمایت و رابطه وجود ندارد. دولت سوریه هم این ادعا را به شدت تكذیب كرده است و ضمن غیرقانونی بودن دولت سینیوره ، وی را متهم به حمایت از فتح‌الاسلام كرده است. خاویر سولانا نیز این اتهام به سوریه را خطرناك اعلام كرده و گفت: «سینیوره به جای فرافكنی، قضیه كوچك فتح‌الاسلام را باید تمام كند».

/ 12 نظر / 35 بازدید
نمایش نظرات قبلی
رضا

پس داستان القاعده اين بود...

بی نام

سلام اول اینکه شرمنده برای تاخیر طولانی عذر تقصیر دارم و شرمنده ام. دوم اینکه کافه انتهای کوچه با مطلب " وقتی بابا نان نداشت " به روزه، خوشحال میشم دوباره به کافه بیای و بخونی آدمهای خواندنی اونجا رو. منتظرم.

رضا

القاعده رو ولش کنيد عيدتون مبارررررررررک

مرد قبيله سوفی ها

یه نام یار خوبان سلام عید رمضان آمد و ماه رمضان رفت صد حیف که این آمد و صد حیف که آن رفت عید فطر بر شما مبارک یک نفر آهسته قدم می زد در کنار برج های سیاه پشت قفس شیشه ای مغازه ها . . . قبیله سوفی به روز شد ... سوفی ها به انتظا

محمد

سلام خوبی مطالب را ناخوانده حال کرديم بهت ميل زدم جيگر به siyasatpisheh@ gmail.com زدم اما جوابی ندادی منتظرتم مراقب خودت باش حق نگهدارت از خدا می خوام بهترينها رو داشته باشی

همون م.حاجی

آخه تورو سننه !!! بايد پاچت بگيرن تا بيخی شی!!؟؟

محمد

مرسی.

سيد جمال

اولتر از همه بايد بگويم اينكه اين شيعه رافظي چيزي كه ميگويد شايد حقيقت داشته باشد اما آنرا از نظر شيعه بودن خود ابراز نموده است شما ببينيد اين مسلمانهاي نام نهاد راكه حماس گروه است وابسته به ايران وسالها به نام ايران جانهاي شرين خودرا فدا كردند اما وقتيكه اسرائيل غاصب بالاي شان حمله نمودوهمه اطفال وجوانان شانرا به خاك وخون يكسان نمود همين ايران مرده صفت نتوانست علنآ از حماس حمايت كند ونيروهاي خودرا مستقيمآ داخل آنكشور مينمود اما راست است كه امريكا شيطان بزرگ است اما ايران پدر خوانده امريكا است شما ببينيد كه تمام دوستي هايش براي مطلب استوار است نه به اساس اسلاميت مساجد اهل تسنن را ويران ميسازد حق ندارند كه نماز عيد را در مسجد خود ادا نمايند افغان هاي راكه در كشور خود نگه داشته است مانندبرده باآنها رفتار مينمايند لعنت باد بر ايراني هاي خود غرض وخود فروش .

همت19

سلام سال نو مبارک اتفاقی وبلاگتون رو دیدم خیلی خیلی به اطلاعاتی راجع به القاعده نیازمندم اگه اطلاعات بیشتری داشتید ما رو بی خبر نزارید مایک گروه مستند ساز زمینه ساز ظهور هستیم البته اگه راجع به عاملین جنگ جهانی و11سپتامبر اطلاعات جدیدی داشتید مارو بی خبر نزارید یاعلی

همت19

یادم رفت با اجازه لینکتون کردم یا علی