فلفل ترامپ و آش برجام

 

اوضاع سیاسی ایالات متحده هرگز تا این حد آشفته نبوده است. دونالد ترامپ علاقه خاصی به فلفل دارد و هر اتفاقی در دنیای سیاست را با تندی پاسخ می دهد. سیاستمداران آمریکا از رئیس جمهوری خود به شدت ناراضی هستند. برخی در واشنگتن سودای اخراج همزاد احمدی نژاد را از کاخ سفید دارند اما آنها تا سال 2018 و برهم خوردن احتمالی ترکیب کنگره و سنای آمریکا باید منتظر بمانند. دموکرات ها با همراهی رسانه های این کشور فضاسازی رسوایی «راشاگیت» را دنبال می کنند تا داستان «واترگیت» به شکلی متفاوت عملیاتی شود.

نوع رفتار کاخ سفید ظاهرا باعث برهم خوردن نظام آمریکایی در خلیج فارس شده است که نمود آن را در مجادله رژیم سعودی با قطر مشاهده می کنیم. تکثرگرایی کشورهای عرب حاشیه خلیج فارس به مزاج ترامپ خوش نمی آید و همین موضوع باتوجه به جنون یکجانبه گرایی ترامپ باعث برهم خوردن توازن قدرت و دعوایی با پایان مبهم شده است. قطر همانند تیغی در گلوی عربستان گیر کرده است ؛ اگر سعودی ها علیه دوحه دست به اقدام نظامی بزنند با ترکیه دست به یقه خواهند شد و اگر این روند ادامه پیدا کند در آینده پدرخواندگی آنها به چالش کشیده می شود. در این میان عربستانی که عراق ، سوریه و حتی لبنان شکست خورده و توسط یمنی ها تحقیر شده عملا از درون هم با جنگ قدرت مواجه است.

ترامپ در حال تدوین نظمی متفاوت است که منافع آمریکا را تا زمان استقرار به شدت آسیب پذیر می کند.در این وضعیت معمولا پنتاگون حضوری فعال تر پیدا می کند و الگوی رفتاری واشنگتن نشان می دهد که آنها به دنبال تشدید تنش نظامی با کشورهای رقیب هستند. وضعیت خلیج فارس و خاورمیانه برای جمهوری اسلامی هم فرصتی طلایی است و هم تهدیدی خطرناک محسوب می شود.

ایران می تواند با کشورهایی که پس از بهار عربی در مدارسعودی برعلیه ایران رفتار می کردند ، تعاملاتی متفاوت را برقرار کند. روابط تاکتیکی ایران با کشورهایی نظیر قطر موجب حرکت تیغ دوحه در گلوی سعودی ها می شود اما تهران فراموش کرده است  که دیپلماسی تنها در وزارت امورخارجه خلاصه نمی شود. دیپلماسی اقتصادی ، دیپلماسی رسانه ای و حتی دیپلماسی پارلمانی اقداماتی است که باید به طور جدی در مناقشه قطر حضور داشته باشد اما نکته اینجاست که تهران از یارگیری در خلیج فارس واهمه دارد.

ریشه نوع رفتار به شدت محتاطانه جمهوری اسلامی  در مورد فرصت ها و تهدیدهای دونالد ترامپ را باید در داخل مرزهای ایران باید جست و جو کرد. اوضاع سیاسی ایران در سایه انتخابات ریاست جمهوری اردیبهشت باید بهاری می شد اما می بینم که خشکسالی رفاقت موجب سنگینی فضای رقابت شده است.

تنش های سیاسی در تهران بین دو جناح عمده سیاسی باردیگر بوی یقه گیری و مچ گیری به خود گرفته است. هیچ کس تمام حقیقت را نمی گوید و هرکس آنچه را که براساس منافع فردی یا حزبی می پسندد بیان می دارد. این وضعیت موجب شکل گیری گسلی شده است که فضا را برای تزریق انواع خبرهای کذب که امنیت روانی جامعه را نشان گرفته ، فراهم می کند. مجادلات تلخ سال 88 نشان داد که بگو مگوهای سیاسی در ایران هیچ برنده ای ندارد و تنها موجب تحمیل هزینه به مردم کشورمان می شود .  کاسبانی که در میان سیاستمداران راست ، چپ ، بالا و پایین نفوذ کرده اند تشنه تحریم و جنگ هستند.

اتفاق حائز اهمیت امروز اینجاست که  با گذشت دوسال از انعقاد تفاهم برجام ، همه چشم به تاریخ 29 تیر دوخته اند که آیا ترامپ برجام را پاره می کند یا آن را تمدید می کند. کاخ سفید هر اقدامی که انجام بدهد ، نقطه انشقاق اینجاست که برجام در تهران به آشی تبدیل شده با هزار آشپز که هرکسی قصد هم زدن آن را دارد.

اوضاع آش برجام آنچنان وخیم است که ترامپ از واشنگتن دست در دیگ ایرانی ها کرده و درون آش برجام فلفل می ریزد. رئیس جمهوری آمریکا با همراهی سعودی ها می خواهد دهان ایرانیان را بسوزاند. خیانت اجنبی جماعت به منافع مردم ایران موضوع عجیبی نیست و هرکدام از 6 کشور طرف با ایران ، اگر منافع خود را در خطر ببینند برای تهران خنجر خواهند کشید. تهران در بلبشویی که اسیر طعم تند آش برجام شده است تمام فکر خود را معطوف به جنون ترامپ کرده است در حالی که فرصت ها و تهدیدات دیگری نیز وجود دارد.

دیپلماسی استقامت در اجرای برجام را باید راهبردی قلمداد کرد که منافع مردم ایران را در میان مدت تامین می نماید. سقوط شدید مقبولیت ترامپ در آمریکا و شرایط جدید خاورمیانه به ویژه موضوعات خلیج فارس را باید به طور جدی تر در نظر گرفت.

/ 0 نظر / 9 بازدید