دموکراسی و عقل جمعی

<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

 

دموکراسی، دراصل، کشف اهميت و کارکرد "عقل جمعی" است؛ اما اصطلاح عقل جمعی به جوامعی اشاره دارد که افزون بر استقلال و آزادی فرد انسانی، ميان قدرت حاکم و شهروندان، قلمرو فاصله ای به نام جامعه مدنی وجود دارد. بدون اين جامعه مدنی که در نهادهای اقتصادی، اجتماعی، آموزشی و فرهنگی و دست آخر سياسی متبلور می‌شود، اجتماع، يک توده عظيم است.

تصميم‌گيری توده‌ها، پيش‌بينی‌ناپذير، به سرعت دگرگون‌شونده، مهارنشدنی، استوار بر احساس و عاطفه جمعی است و در پاره‌ای شرايط می‌تواند به نتايجی ويرانگر بينجامد. در جامعه توده‌ای، هم امکان يک شبه دست يافتن به بالاترين هرم قدرت سياسی وجود دارد و هم احتمال يک روزه سرنگون شدن. چنين است که در جامعه توده‌بنياد، انتخابات، به ضرورت، دستاوردهای دموکراتيک ندارد و بلکه بيشتر به تثبيت نظام‌های سياسی اقتدارگرا می‌رسد.

از دوران مشروطيت به اين سو، حاکمان بيشتر نقش بازدارنده و سرکوبگر جامعه مدنی را بازی کرده‌اند – داستان مطبوعات در ايران گواه روشن اين مدعاست. حاکمان کوشيده‌اند قلمرو ميانی نظام سياسی و توده مردم را تنگتر و تنگتر کنند تا آنجا که هرگونه انتقاد از حکومت به شورش-سرکوب يا شورش – هرج و مرج عاقبت يافته است.

از آن جا که در ایران متاسفانه عوام بر غیر عوام غلبه دارند

تشکیل جامعه مدنی رویایی بیش نمی باشد . اگر هم تلاشی برای

اصلاح جامعه صورت گیرد به دلیل همان عوام زدگی به شکست

منتهی می شود به امید روزی که عوام زدگدی ازمیان طبقات جامعه رخت بر بندد .

 

 

/ 0 نظر / 4 بازدید