چرک و عفونت زخم ترکمنچای

سرزمین  پارس در طول  تاریخ  شاهد صف‌آرایی  دشمنانی بوده است که به وجب، وجب خاک و تمدن آن  با کینه  چشم طمع  دوخته اند.
تزارهای  روس و کت قرمزهای بریتانیایی  قطورترین  پرونده خباثت ها را علیه مردم  ایران در ذهن  پارسیان حک  کرده اند. ظرف  یک سال  گذشته  نوع صف بندی ها در میان  اهمال کاری برخی  سیاستمداران  و دیپلمات ها تغییر کرده است; البته  شاید گسترده تر شدن تعداد دشمنان ایران خارج از توان پاستور  بوده است که این هم عذر بدتر از گناه است.
 روز یکشنبه  خبرگزاری  آسوشیتدپرس  از معامله  1/6 میلیارد  دلا ری  تل آویو با  باکو نوشت  تا  خبری  که  دور از ذهن هم نیست  برخی را نگران کند.
گرچه قدرت  دفاعی و نظامی  ایران اسلا می  هر قدرت  منطقه ای  و فرامنطقه ای را دچار  وحشت می کند  اما دست کم گرفتن  این نوع تحرکات  دور از عقل  سلیم است.
 در روزهایی که شیخ نشینان  خلیج همیشه پارس انواع سیاست های خصمانه  را در سایه همراهی غرب  و خلاء دیپلماسی  متوازن باغ ملی،  علیه منافع ملی ایران در هر نقطه از  جهان اعمال می کنند;  اسرائیل  پازل  مهلکی  را در شمال  ایران طراحی  می کند و فازهای  آن را مرحله  به مرحله  به پیش می برد.
 پس از درگذشت  حیدرعلی اف، جمهوری  آذربایجان، همسایه  نسبتا  محترم  شمالی ایران  با چندین  کیلومتر  مرز  مشترک شروع  به دوری از مادر خود کرد!
الهام علی اف  با رویگردانی  از ایران اسلامی  کشور خود را  تبدیل  به میدان  یکه تازی  غرب کرد.
در ابتدا  قراردادهای کلا ن  اقتصادی  بین باکو و دیگر  کشورهای متخاصم با ایران بسته شد، در مرحله بعد هیات های نظامیان رده بالای پنتاگون و ناتو، میهمانان بیگانه سواحل دریای خزر شدند; سپس مانورهای مشترک آذربایجان آغاز شد تا آنکه از پس خنده های ظاهری جناب رئیس جمهوری، دشمنی ها علنی شد.
این تحولات از سال 86 که آغاز شد با توقیف محموله ایران در مرز آستاراخان علنی شد. اما سال 1390، سال رونمایی از انواع اقسام ماجراجویی ها بود. فروردین ماه 90 در بحبوحه جنجالی که ویکی لیکس علیه کاخ سفید به پاکرده بود، افشا شد که اسرائیل از خاک جمهوری آذربایجان علیه ایران جاسوسی کرده است. در مرداد ماه رادارهای جاسوسی آمریکا در خاک جمهوری آذربایجان مستقر شد. در مهرماه بودکه سرباز ایرانی توسط آذری ها به شهادت رسید و در آبان هم این کشور اعلا م کرد میزبان گروهی از ساکنان اردوگاه اشرف می شود. آذرماه بودکه خبرنگار ایران اخراج شد و در نهایت این کشور محل ترانزیت تروریست های موساد بود که دانشمند هسته ای ایران را ترور کردند.
تمام آنچه که در سال 90 میان ایران و آذربایجان گذشت، با قرارداد مشکوک اسرائیل- آذربایجان، نشان از تنش فزاینده در آینده دارد. گرچه در دل برخی جمهوری آذربایجان باید ضمیمه خاک ایران اسلامی شود تا این سرزمین متعلق به دامان سرزمین پارس بازگردد اما بر اساس قوانین بین المللی باید به حق حاکمیت باکو احترام گذاشت و با آنها در تعامل سازنده بود. اما زخم کهنه ای که فتحعلی شاه قاجار با بی غیرتی تمام در عهد نامه ترکمنچای در چشم ایران ایجاد شده بود امروز با همراهی حمایت غرب و به خصوص تل آویو و در سایه اهمال کاری پاستور شروع به عفونت کرده که ممکن است در نهایت چرک کند!
ورای تمام تنش آفرینی های باکو، گروهی از نمایندگان پارلمان جمهوری آذربایجان با ذهن توهم گرای خویش، حمله لفظی به جمهوری اسلا می ایران داشته و خواهان تغییر نام این کشور به «جمهوری آذربایجان شمالی» شده اند.
آنها با خیال واهی و ذهن توهم گرا، جدا از تعلق خاطر غیرتمندان آذربایجانی، سیاست تجزیه استان آذربایجان را به عنوان استراتژی کلان خود در مناطق آذری زبان ایران اسلامی دنبال می کنند. «آذربایجان جنوبی» عنوانی است که ملی گرایان حامی حیدرعلی اف به شهرهای آذری ایران اطلاق می کنند.  زخمی که با بی غیرتی فتحعلی شاه قاجار بر چشم ایران و شمال سرزمین پارس ایجاد شده بود، ظرف چند سال گذشته دوباره سرباز کرده است و با توجه به کشف منابع نفتی در دریای خزر و بحث ترسیم مرز کشورهای حاشیه دریای خزر; افزایش می یابد. براساس پازل مهلک که تل آویو ترسیم کرده است، ایران باید درگیر عناصر وابسته ای شود که سازجدایی طلبی در مناطق آذری زبان ایران می نوازند و توهم سرزمین بزرگ آذربایجان را در ذهن می پرورانند.  اما در این بین یک نکته را مقام های امنیتی و به خصوص دستگاه دیپلماسی ایران باید بدانند، و آن، این که در اتاق فکر جنگ های متوازن و نامتوازن با تهران کسی منتظر پاسخ ایران نیست و تئوری و پازل های رنگ رنگ برای عملیاتی شدن آماده است. نوع واکنش در قبال قرآن سوزی توسط نیروهای آمریکایی در افغانستان و محکومیت آن با تاخیر چند روزه از سوی جمهوری اسلا می که به عنوان یک کشور مسلمان پیشرو محسوب می شود نشان از خلا ءوجود یک دیپلماسی و استراتژی منسجم در تهران است. مبادا روزی فرا برسد که نحله های فکری مخرب که با سوء استفاده از عملکرد ضعیف برخی مسوولین ایجاد می شوند حیثیت جگرپاره ایران و سرزمین پارس را در خطر افکند.

سرمقاله سانسور نشده مردم سالاری

/ 2 نظر / 26 بازدید
سیاوش

آخی دلم سوخت ! راستی عید شما مبارک

خاطره

اين داغي كه شكستعليخان قاجار بر دل ايران گذاشت تا ابد پابرجاست،‌مدتي است كه اسناد و مدارك اين شاهكار حضرت ايشان را بررسي مي كنم،‌هر روز افسرده تر از ديروز... حواسمان به هيچ چيز نيست... بوموسي را مي چسبيم،‌شمال از دستمان در مي رورد[افسوس]