دموکراسی به دو روایت

از زمان تشکیل حکومت در بین النهرین و تشکیل امپراتوری ها و قدرت نمایی فلا سفه در یونان باستان موضوع دموکراسی و حکومت مردم بر مردم از داغ ترین مباحث بوده که امروز نیز این مجادلا ت ادامه یافته است. جوامع بشری برای رسیدن به دموکراسی بهای سنگینی پرداخت کردند. خون های بسیاری در سراسر جهان برای رسیدن به این نوع از حکومت ریخته شده است.

گفته  می شود دموکراسی یا حکومت مردم بر مردم به دلیل جلوگیری از تجمیع  قدرت در دست یک گروه مانع از به وجود آمدن فساد یا دیکتاتوری می شود.چند سال اخیر، آسیا و به خصوص خاورمیانه شاهد مبارزات وسیعی برای عبور از دیکتاتوری و رسیدن به دموکراسی بوده است; به ویژه در طول یکسال گذشته افغانستان و عراق شاهد انتخابات پرشوری بودند.  مردم این دو کشور در میان تهدیدات خشن و روز افزون گروه های تروریستی انگشت خود را به جوهر انتخابات آغشته کردند تا در موج دموکراسی خواهی کشور خود سهیم باشند. اما نتیجه اش چه شد؟

نتیجه انتخابات افغانستان در میان سمفونی تقلب گم شد تا در نهایت حامد کرزای با حکم غربی ها به ریاست جمهوری این کشور انتصاب یابد و فساد اداری و باندهای قاچاق موادمخدر ادامه یابد.  در عراق هم نتیجه از افغانستان بهتر نبود. با گذشت 120 روز از انتخابات، دولت تشکیل نشده است.  همه می خواهند در این کشور نخست وزیر شوند. سیاستمداران سمج و ناپخته عراقی آرای مردم را قربانی خواست های سیاسی خود کردند تا آیت الله سیستانی که عموما در سیاست دخالت نمی کند به طرفین هشدار دهد. قالب امور در این کشور بر زمین مانده است تا گروه های عراقی که امری مهم تر از اختلا فات مذهبی و فکری نمی بینند، به مجادلا ت ادامه دهند.

 در آسیای میانه و قفقاز اوضاع بهتر از خاورمیانه نیست; این منطقه به میدانی برای نبرد حکومت های مخملین غرب گراو چکمه های روسی که مهره کرملین هستند تبدیل شده است. حکومت های مخملین ساقط می شوند تا رد چکمه های روسی بر خاک این کشور نمایان شود. تمام اینها زمانی اتفاق می افتد که غالب مردم از تهیه غذا به اندازه یک کف دست عاجزند، آموزش وپرورش از بین رفته است، کشاورزان مرز نابودی را رد کرده اند، همه ناراضی اند و بغض فقر گلوی آنها را می فشارد.

 هیچ کس به فکر مردم نیست. سیاسیون فقط به ژست های مردم دوست بودن و نزاع های سیاسی می اندیشند. در بین تمام نزاع های سیاسی، تروریست ها و خشونت  طلب ها حداکثر بهره را از نبود یک  حکومت مرکزی مقتدر می برند.

القاعده در عراق و طالبان، در افغانستان با انفجارهای گاه و بی گاه جان مردم را روزانه طلب می کنند. در قرقیزستان فاجعه انسانی جلا ل آباد و اوش شکل می گیرد تا بیش از دو هزار نفر در طول یک هفته  درگورهای دسته جمعی دفن شوند. این روایتی است خونین از دموکراسی خواهی که تا امروز ثمره ای جز کشت و کشتار نداشته است اما کمی آن طرف تر در قاره سبز اوضاع به کلی فرق می کند.

 گرچه در سلا مت دموکراسی قاره اروپا نیز تردیدهایی وجود  دارد اما در هر کشور با تغییر رای مردم، رهبران سیاسی بدون بحث و جدل موظف به کناره گیری از دولت هستند وائتلا ف جدید جایگزین آنها می شود.  دولت های غربی همواره خود را زیر گیوتین انتقادات مردم  می بینند که هر لغزش آنها را بی رحمانه پاسخ خواهند گفت; کنارگذاشتن براون در بریتانیا نمونه بارز این نوع واکنش مردم است. دموکراسی در غرب اغلب بدون خونریزی است و در آنجا همواره به آینده فکر می شود و ایستادن یا حتی مکث برای یک ثانیه جرمی نابخشودنی حساب می شود. امری که در برخی کشورهای شرقی توجه کمتری به آن صورت می گیرد.

سرمقاله روزنامه مردم سالاری

/ 1 نظر / 28 بازدید
شیطان

دمکراسی چیزی نیست که بشه به یک جامعه و رهبران سیاسی اش تزریق کرد ... فرهنگ میخواهد .. تربیت میخواهد ... تمرین میخواهد ... هروقت پدر از قدرتش برای سرکوب نظرهای بچه ها سو استفاده نکرد و حرمت بزرگتر را داشتن به قبول دیکته ریش سفیدان تعبیر نشد راه برای دمکراسی باز میشه ... سلام رفیق .. و همانسان که شکوه به شقایق زد لبخند نطفه پاک نشاط ره به آفتاب گشود [گل] تولدت مبارک رفیق