فعلا خدا نگه دار!

 

می رومی در کار نیست

رفته ام تا نهایت تاریکی ها

یک روح بیمار , سرگردان در شب های تا سحر بیدار

سلاخی شد !

قلب پاره پاره ام نثار ابرها

روح قطعه قطعه شده ام باشد برای فاحشگان شهر

صدای سایش تیغ روی رگ را زمزمه می کنم

لذت زیبای مرگ

/ 0 نظر / 7 بازدید