ابرسیاه جنگ بر فراز خاورمیانه

چندی است سیاستمداران امریکایی و گاهی غربی یا رسانه های مطبوعاتی طبل حمله اسرائیل را به ایران به صدا درآورده‌اند و تلاش می‌کنند تا به مقاصد خود دست پیدا بکنند.

مقبولیت اسرائیل در حالی رو به کاهش است که فشار های داخلی و حتا افکار عمومی مردم یهودی داخل رژیم صهیونیستی با دغدغه فراوان نسبت به قدرت و ظرفیت دولتشان همراه گشته است و این به آن دلیل است که آنان برای اینکه انگیزه  مردمشان را افزایش بدهند به مهمترین عامل ذهنی یعنی تامین امنیت وعده هایی که داده بودند عمل نکردند .

به عبارتی مردم مستقر در سرزمین های اشغالی تصور می‌کردند که گروه یا دولت آنان کمال آرامش و امنیت شان را تضمین می‌کنند. اما جنگ 33 روزه لبنان و نبرد غزه تمام ذهنیت آنان را دچار آسیب کرده است و تصور نمی‌کردند ارتش شان، اطلاعات شان، مدیریت سیاسی و امنیتی و حفاظتی شان نتواند با نیروهای مقاومت لبنان رویارویی مقتدرانه بکند! این فشارها موجب شده دولت اولمرت به نقطه ضعف و عدم مقبولیت برسد.

گرچه دیگر بوش در مسند قدرت نیست اما نئومحافظه کارها در امریکا، یعنی بوش و همفکرانش که گفتمان سیاسی را در رفتار خشونت طلبانه تجربه کرده بودند و در زمان هایی که هیچ دلیلی در افکار عمومی نداشتند، یک دشمن فرضی بزرگ را تولید می‌کردند _ حتا بی گمان 11 سپتامبر و موضوع دوقلو ها هم مولود خودشان بود که بگویند دشمن قسم خورده‌ای به نام القاعده داریم ( القاعده را خودشان دست کردند )

 ایران است که به هر روی از نظر موقعیت سیاسی توانسته خود را در همان جایی که آنها نفوذ و بروز کرده‌اند، عرصه‌نفوذ خود را گسترش دهد ولو به نفوذ معنوی . بی شک نفوذ ایران در افغانستان ، عراق ، لبنان و فلسطین انکار ناپذیر است.

 مهمترین مساله این است که امریکا و اروپا به طورمستقیم با ایران درگیری دارند و این مورد قبول جامعه جهانی نیست . ایران خواسته یا نا خواسته در مورد توسعه نفوذ خود موفق بوده است .

اسرائیل هم در کاهش مقبولیت داخلی به سر می‌برد و امریکا هم مثل اسرائیل . اینجاست که سناریوی ایجاد هویت برای اسرائیل و جایگزینی نقش آفرینی به جای امریکا و اروپا معنا پیدا می‌کند.

امریکا و غرب به دنبال آن هستند که اول  اسرائیل را نقش آفرین منطقه قرار دهند و سپس آن را مقتدر نشان دهند؛ آنگاه پای خود را به عنوان طرف مستقیم کنار بکشند و در نهایت موجبات رعب و وحشت را در منطقه ایجاد کنند.

این سناریو بدون حمله نیز ممکن است. یعنی با تبلیغات و گفت وگوهای سیاسی و روش‌هایی که امریکا دارد اسرائیل را هویت جدید ببخشد، مقتدر اعلام کند و ظرفیت های سیاسی و نظامی او را بزرگ جلوه دهد و آن را در مقابل ایران و کشور های مسلمان به نمایش بگذارد.

پس موضوع حمله نیست، تبلیغات است !

اما تاریخ نشان داده است اسرائیلی ها در طول 50 سال  باوجود لابی قوی خود نتوانسته‌اند خودشان را نگه دارند و هنوز مثل کودکی هستند که نیازمند به قنداق کردن دارند.

با آغاز به کار دولت راستگرای اسرائیل، تهدیدهای این رژیم علیه ایران مجددا آغاز شده است. شیمون پرز رییس جمهوری اسرائیل در یک مصاحبه تهدید کرد؛‌ چنانچه احمدى نژاد سرانجام نخواهد موضع‌گیرى هسته ایش را نرم تر کند،‌ ما وى را مورد حمله قرارخواهیم داد.

پرز از پرداختن به جزییات دراینباره خوددارى کرد اما گفت:‌ «حمله نظامى به ایران تنها زمانى اتفاق خواهد افتاد که با پشتیبانى امریکا صورت بگیرد،‌ در غیر این صورت حمله نظامى به ایران بدون حمایت امریکا صورت نخواهد گرفت. ما بطور یقین بدون کمک امریکا قادر به انجام این کار نخواهیم بود و به طور قطع علیه ایالات متحده هم نخواهیم بود.»

در همین حال روزنامه لس‌آنجلس تایمز با اشاره به تهدید روز دوشنبه، شیمون پرز در گزارشى در این باره نوشت؛ پس از فروکش کردن چند ماهه شایعات حمله قریب‌الوقوع اسرائیل به تاسیسات هسته‌اى ایران، مجددا این شایعات آغاز شده است.

این در حالى است که محمود احمدى‌نژاد، رییس جمهوری ایران نیز در گفت‌وگوى اختصاصى با هفته‌نامه اشپیگل آلمان تصریح کرد؛ امریکا باید رفتار خود را در قبال ایران تغییر دهد و تهران منتظر تغییر واقعى در سیاست‌هاى واشنگتن است.

لس‌آنجلس تایمز در ادامه نوشت؛ دولت جورج بوش رییس جمهورى پیشین امریکا چشم‌انداز جنگ پیش‌دستانه علیه ایران براى جلوگیرى این کشور از دستیابى به فناورى تسلیحات هسته‌اى را به حالت تعلیق در آورد و صحبت‌هاى مربوط به آن در سال آخر دوران ریاست جمهورى آن فروکش کرد. جدیدترین دور گفت‌وگوهاى جنگ با آمدن کابینه محافظه‌کار اسرائیل به رهبرى نتانیاهو آغاز شده است. نتانیاهو در مصاحبه‌اى به جفرى گولدبرگ یکى از نگهبانان سابق زندان‌هاى ارتش اسرائیل گفت که تل‌آویو براى جلوگیرى ایران از دستیابى به تسلیحات هسته‌اى در صورتى که امریکا حمله نکند، حمله خواهد کرد. تحلیلگران بر این باورند که ایران ملتى بزرگ با جمعیتى 70میلیونى تحصیلکرده است که توانست زیرساخت‌هاى نفتى و هسته‌اى آسیب دیده خود از جنگ عراق را در مدت زمان معقولى بازسازى کند. بر اساس نظر تحلیلگران، ایران حمله اسرائیل یا امریکا به تاسیسات هسته‌اى خود را لحاظ کرده و برنامه سرى جایگزینى در مناطق دیگر ایجاد کرده است.

واقعیت اتحاد امریکا- اسرائیل که به نظر مى‌رسد بیشتر مفسران رسانه‌ها آن را نادیده می‌گیرند این است که اسرائیل متحد مهم امریکا در خاورمیانه است. حمله به ایران ممکن است به دلایل مختلف خطرناک باشد اما این اقدام به دلیل احیاى توانمندى اسرائیل در زمینه اقدام نظامى تعیین کننده مطمئنا مفید خواهد بود.

حمایت آشکار ایران از حماس همراه با اتهام‌های امریکا و اسرائیل مبنی بر اینکه تهران « را از نظر تسلیحاتی تامین می‌کند ؛ می‌تواند افکار عمومی اسرائیل را به نفع ضربه‌نظامی علیه ایران که برنامه هسته‌ای آن را به عنوان تهدید کیان سرزمین یهودی تلقی می‌شود ، تقویت می‌کند.با توجه به توسعه برنامه هسته ای ایران، اسرائیل و امریکا عملیاتی بی سابقه و گسترده برای آزمون سه سیستم جدید دفاع ضدموشکی انجام می دهند.

در همین حال روز سه شنبه رادیوی ارتش اسرائیل،  Galei Zahal اعلام کرد؛ اسرائیل و امریکا آماده جنگ با ایران می شوند.

آزمون موسوم به Juniper Cobra در اسرائیل انجام می شود که طی آن مجموعه ضدموشکی "هتس-2"، مجموعه ضدموشکی امریکایی سیار زمینی برای رهگیری در ارتفاعات فراجوی THAAD و سیستم دریایی ضدموشک های بالستیکی AEGIS Balistic Missile Defense System) (Aegis BMDS آزموده می شوند.

منابعی آگاه در ساختارهای امنیتی اسرائیل اطلاع دادند که هدف آرمون، فراهم سازی زیرساخت های لازم برای استقرار سیستم های امریکایی در اسرائیل در صورت رخداد جنگ با ایران است.

هفته گذشته، سیستم امنیتی اسرائیل با موفقیت سیستم دفاع ضدموشکی "هتس" را آزموده بود. آن‌طور که دفتر مطبوعاتی ارتش اسرائیل اطلاع داد، آزمون در پایگاه نظامی نیروی هوایی "پالماهیم" انجام شد.

این سیستم های موشکی که از نظر مشخصات فنی شبیه به "شهاب" ایرانی است را شناسایی کرده و آن را منهدم کردند.

در نتیجه سیاست نادرست امریکا تهدید یک درگیری نظامی دیگر همچون ابری سیاه بر فراز خاورمیانه سایه انداخته است. دشمنان امریکا قدرتمندتر شده اند و ایران به داخل هژمونی منطقه ای پرتاب شده است. ایران هرگز نمی توانست به تنهایی و در طول چنین مدت کوتاهی به این جایگاه دست یابد.

رقابت بین ایران و اسرائیل که تاکنون پنهان بود اکنون به یک تلاش آشکار برای تسلط بر خاورمیانه تبدیل شده است ؛ نتیجه آن به وجود آمدن اتحادهایی تعجب برانگیز است: ایران، سوریه، حزب الله، حماس و نیروهای حامی‌آنها در عراق مقابل اسرائیل، عربستان و اکثر کشورهای سنی عرب که همگی از برتری ایران احساس خطر می کنند.

قیمت بالای نفت که فرصت های مالی و سیاسی جدیدی برای ایران خلق کرد، شکست غرب و متحدان منطقه ای آن در جنگ های نیابتی در غزه و لبنان و شکست شورای امنیت سازمان ملل در متقاعد کردن ایران برای پذیرش تعلیق موقت برنامه هسته ای اش همگی‌برای تشدید رقابت در خاورمیانه کافی است اما در تمام این کش و قوس‌ها برنامه هسته ای ایران عامل تعیین کننده ای در این معادله است; چرا که تعادل استراتژیک منطقه را به خطر می اندازد. اینکه ایران روزی به موشک هایی با کلاهک های هسته ای دست یابد بدترین کابوس امنیتی برای رژیم صهیونیستی است.

سیاستمداران اسرائیل معتقدند ؛ اگرچه تلاویو اذعان دارد که حمله به تاسیسات هسته ای ایران خطرهای بسیاری به دنبال دارد اما کاملا آشکار است که بین گزینه پذیرش یک بمب ایرانی و تلاش برای نابودی نظامی آن کدام یک را انتخاب می کند.

گویا خاورمیانه در حال حرکت به سوی یک درگیری بزرگ در آینده است. ایران باید درک کند که بدون تحقق یک راه حل دیپلماتیک در چند ماه آینده یک درگیری نظامی خطرناک به وجود خواهد آمد.

/ 6 نظر / 15 بازدید
امید یگانه

[قلب][گل]سلام علی آقای عزیز[گل] تحلیل جالبی بود...[دست] و البته نگران کننده![اضطراب] یعنی واقعا جنگ میشه!!؟؟[سوال] ممنون که به یادمی دوست عزیزم

امید یگانه

ببخشید ... این دوتا آیکون مال انتهای کامنت قبلی بود، نه ابتداش:[قلب][گل] از هول اینکه اول نشم افتادم تو دیگ!!![زبان][خجالت]

امید یگانه

از قدیمم که گفتن تا سه نشه، بازی نشه...[چشمک] هرچی باشه، بازی از جنگ بهتره!![شوخی]

شیطان

در جایی میخواندم که آمریکا درخواست اسرائیل را برای خرید موشکهای مخصوص برای منهدم کردن مقر های زیرزمینی که برای هدف قرار دادن نطنز لازم هستند رد کرده. در جای دیگری میخواندم که حتی در آمریکا گروههای یهودی دیگری که با سیاست های تشنج زای اسرائیل موافق نیستند و خواهان حل مسالمت آمیز مشکل فلسطین هستند به مراکز قدرت آمریکا نزدیکتر شده اند و با وجود اوباما گوش شنواتری برای خواسته های خود پیدا کرده اند. مطمئنا سیاست تشنج زدایی باراک اوباما با سیاست تولید بحران بوش فرسنگها فاصله داره و بعید به نظر میرسه که اسرائیل بدون کمک واجازه آمریکا بتونه جنگی با ایران شروع کنه. در ضمن پست ریاست جمهوری در اسرائیل همانند پادشاه در انگلیس فقط جنبه تشریفانی داره و از هیچ قدرتی برخوردار نیست . از اینرو سخنان پرز زیاد مهم نیستند به خصوص که او به حزبی تعلق دارد که سالهاست در اپوزیسیون بوده و قدرت اجرایی نداشته. سلام

بچه یزد

سلام چطوری جیگر طلا؟ از همینجا می نویسم و امضا می کنم..هر چی خواستی پشت سر ما حرف بزن...راضی راضیم...[گل] راستی کار و کاسبی در چه حاله؟یادت باشه شیرینی ترفیع رو به ما ندادی![ماچ]

استعداد کشف نشده!!!

سلام اوووووه چشام نابود شد ازبس که خیره شدم...ولی کیف کردم خوندم...چندوقتی بود تحلیل سیاسی روز به دردبخور نتونسته بودم بخونم.. متشکرم که حامی هستید...قرار شده تا چندوقت جشن وبلاگی حامیان استعداد راه بیافته...در جریان باشید...!!!![نیشخند][نیشخند] یاعلی