رنسانس دیپلماسی



علی ودایع: در جریان انتخابات‌های کشورهای توسعه یافته سیاست خارجی و تعامل با کشورهای مختلف یک موضوع جنجالی ولی ثابت محسوب می‌شود.
در اروپا این روزها بحث نحوه تعامل با اروپا و نیز خروج برخی از پول واحد اروپایی سوژه‌ای سرنوشت‌ساز برای احزاب سیاسی است. در انتخابات سال گذشته ایالات متحده دیپلماسی خارجی مورد چالش جدی اوباما و رقبایش از جمله میت رامنی بود. چندی پیش در پیروزی شنیزو آبه در انتخابات مجلس سفلی ژاپن، موضوع مقابله با چین یکی از عوامل پیروزی لیبرال‌های حاکم بود. در استرالیا که این روزها به جهنم پناهندگان تبدیل شده است، تونی ابوت، رهبر حزب لیبرال این کشور که خود را آماده پیروزی می‌کند پا را از کوین‌راد، نخست‌وزیر این کشور از حزب کارگر فراتر خواهد گذاشت.
در جریان خلق حماسه سیاسی انتخابات و انتخاب رئیس‌جمهوری ایران چند گفتمان متفاوت دیپلماسی یکدیگر را به چالش کشیدند.
در زمان رقابت‌ها اتهاماتی علیه مذاکرات اتمی تیم مذاکره‌کننده اتمی تحت عنوان «قرارداد ننگین سعدآباد» مطرح شد ولی اظهارات دکتر ولایتی دیپلمات کهنه کار و مشاور مقام معظم رهبری در امور بین‌الملل آب سردی بود بر آتش یک جریان خاص؛ سخن از تفاهم با جامعه جهانی و کارشکنی شخصی که هزینه سنگینی به اقتصاد و دیپلماسی ایران تحمیل کرد، بود. در این حال و هوا دیپلماسی اعتدال خوش درخشید و دیپلماسی اعتدال و تعامل برگ برنده حسن روحانی بدل شد.
موضوع به هیچ وجه عقب‌نشینی نبوده و نیست که اگر این گونه باشد خائنین به جرم خیانت حذف می شدند؛بلکه بده بستان دیپلماتیک بود اما یک موضع‌گیری و چرخش، همه تفاهمات را بر هم زد. بازخوانی آنچه در مناظرات روی داد به سال 85 باز می‌گردد و در آن موقع شایعه تغییرات در وزارت خارجه گوش به گوش چرخید تا آنکه در سال 86 گروهی از کارشناسان به حاشیه رانده شدند. به موازات همین اتفاقات برق موضع‌گیری‌های دیپلماتیک در چشم برخی از یاران حلقه یک آقای احمدی‌نژاد بروز پیدا کرد. «دوستی با ملت اسرائیل» را از جمله این موارد می‌توان نام برد. مانور بر روی افسانه کشتار هولوکاست در روزهایی که رژیم صهیونیستی به دلیل قتل عام مردم غزه در بدترین شرایط در مقابل افکار عمومی جهان قرار گرفته بود سوژه‌ای داغ برای تل‌آویو فراهم کرد برای مظلوم‌نمایی و فرافکنی.
پس از التهاب سیاسی سال 1388 و وقایع تاسف‌انگیز پس از آن، بحث وفاداری به یک جریان خاص پررنگ‌تر شد. اتفاقی که چند سال پیش از آن باعث عزل مصطفی‌پور محمدی و پس از آن چندین وزیر دیگر شده بود.
از سال 1388، اگرچه در نهادهای تحت امر آقای رئیس‌جمهور التزام عملی به‌ آقای خاص بالاتر از التزام عملی به ولایت فقیه و جمهوری اسلامی بود ولی وزارت امور خارجه بحثی متفاوت بود.
جریان فکری موسوم به جریان انحرافی که 8 بار در 8 سال متوالی مسافران نیویورک با عنوان مجمع عمومی سازمان ملل متحد شدند معتقد بودند برای پشتوانه و وجهه‌سازی باید در خارج از سرزمین پارس پایگاه داشته باشند.
در طول این سال‌ها بدنه میانی و بالادستی باغ ملی که در مقابل نظرات تحمیلی مستاجران پاستور مقاومت می‌کردند باز‌نشسته شدند یا در حالت خوش‌بینانه به کارشناسانی بدون قدرت اجرایی در مرکز مطالعات تبعید شدند.
ولع یاران دولت در طول 8 سال باعث موازی‌کاری‌های متعدد و آشفتگی دیپلماتیک شد.
التهاب باغ ملی از سال 88 به این سو رنگ و لعاب دردناکی به خود گرفت.
پاستور برای آنکه سفرهای متعدد و مبهم مرد محبوب رئیس‌جمهور پیشین را موجه جلوه کند برای او و برخی افراد حلقه یک منصوبان دولت حکم نماینده ویژه صادر کرد. موضوع موازی کاری‌ها داد مجلس را بلند کرد تا در نهایت این افراد به مشاور تقلیل یافتند ولی مستاجران پاستور سرحرف خود ماندند. جالب اینجاست که به فاصله چند ماه از این وقایع، علی سعید‌لو بدون آنکه حتی یک کتاب دیپلماسی بین‌الملل خوانده باشد، معاون رئیس‌جمهور در امور بین‌الملل شد. البته انتصاب ملک‌زاده دیگر عضو نزدیک به مشایی به سمت قائم مقام وزارت خارجه نیز جنجال‌هایی را ایجاد کرد.
در شهریور ماه 1389 بود که زمزمه استخدام فله‌ای 700 نفر از نیروهای نزدیک به جریان انحرافی شنیده شد که با مقاومت وزارت خارجه مواجه شده بوده حدود 2 ماه بعد در فرآیند سنگالیزاسیون منوچهر متکی، وزیر امور خارجه وقت در قلب آفریقا عزل شد تا یک آبروریزی تاریخی حادث شود.
تنها یک تحمل مقدس باعث شد تا ابعاد واقعی آن در داخل مطرح نشود. البته نباید از یاد برد تحمل مقدس جریان انحرافی در طول 8 سال محدود به باغ ملی و وزارت خارجه نبود.
در سال‌های صدارت دکتر صالحی، دیپلماسی تحمیلی دولت ادامه یافت و وزارت خارجه در سایه جریان انحرافی قدرتی فراتر از باغ ملی نداشت.
شورای عالی ایرانیان خارج از کشور با بودجه چند میلیاردی و تملک اموال و املاک بیت‌المال هنوز هم مشخص نیست چه فعالیت و عملکردی به صورت مشخص داشته است.
آشفتگی دیپلماسی دهم باعث شد ایران با برخی دوستانش دچار یک رقابت ناخواسته و صفر شود و روابط خارجی تهران محدود به چند کشور دسته چندم جهان و دوستان خارجی رئیس‌جمهور دهم بود.
از موقعیت استراتژیک اجلاس سران جنبش عدم تعهد در تهران آنگونه که باید بهره‌برداری نشد و در نهایت نام اسفندیار رحیم مشایی، به عنوان دبیر کل جنبش عدم تعهد هزار باره شنیده شد و نام آقای خاص در نهایت با موضوع 300 سفر خارجی و لیست بلند بالای همراهان احمدی‌نژاد جنجالی دیگر خلق کرد تا پرونده قطور دیپلماسی جنجالی دولت دهم همچنان باز بماند.
دیروز، دکتر ظریف رسما سکاندار وزارت خارجه ایران شد. استراتژیک‌ترین وزیر دولت شیخ دیپلمات که رای مردم را به دلیل حمایت مردم از دیپلماسی دکتر روحانی در جریان انتخابات و رای نمایندگان مجلس شورای اسلامی را به عنوان پشتوانه همراه خود می‌بیند بعد از یک تحمل مقدس باغ ملی باید اولا موازی کاری‌های سیاسی را قلع‌و‌قمع کند و دوما نیروهای مساله‌داری که باعث بروز حوادثی در دستگاه وزارت امور خارجه شده بودند را بازبینی کند. ترمیم وجهه سیاست خارجی ایران که خوشبختانه با لبخند جامعه جهانی همراه شده است بدون عقب نشینی از مواضع اساسی جمهوری اسلامی موضوعی است که در راس امور باید پیگیری ‌شود.
باغ ملی می‌تواند و باید به عنوان کانال اصلی تعامل اقتصادی ایران با جهان تبدیل شود تا روند نامطلوب اقتصاد ایران ترمیم شود.
اما مهمترین پرونده دستگاه دیپلماسی، پرونده اتمی ایران و تحریم‌های خصمانه است که برای همیشه باید تکلیف آن روشن شود. تا چه زمانی باید این موضوع سوژه مطلوب منفعت طلبی روسیه و چین در مورد نیروگاه اتمی بوشهر یا بحث فروش تهاتری کالاهای بنجول و بدون مشتری باشد؟!
رابطه با جامعه جهانی براساس شعار نه شرقی، نه غربی، می‌تواند از استثمار منابع ایران اسلامی و انزوای تهران جلوگیری کند.

/ 0 نظر / 6 بازدید