خطرپل پیروزی در تهران

احیای جنگ سرد بلوک شرق و غرب با گرمایی گداخته به سمت انفجار در اوکراین پیش می‌رود. کی‌یف که شاهد طلاق کریمه و پیوستن این شبه جزیره استراتژیک به کرملین بود حالا نظاره‌گر شعله‌ور شدن جنگ داخلی و برادرکشی در مناطق شرقی اوکراین است. این کشور که در سال‌های پسافروپاشی اتحادیه جماهیر شوروی گاه به غرب پناهنده شده و گاه در دامن روسیه غش کرده است امروز خاطره مردم برلین را تجربه می‌کند. گویی همین دیروز بود که شادی شکست آدولف هیلتر به دوران ترس و اختناق از جنگ سرد تبدیل شد.

بسیاری از مردم جهان با کینه از خاطرات سال‌های جنگ سرد یاد می‌کنند؛ در آن روزگاران نه چندان دور انسان‌های بی‌شماری چه در بلوک شرق و چه در بلوک غرب قربانی نزاع ایدئولوژی سوسیالیسم و ایدئولوژی سرمایه‌داری شدند. موضوعی که ریشه در کسب منافع برای استعمارگران داشت و همین موضوع پیش از آن موجب تحمیل دو جنگ جهانی شده بود. گویی این مساله همانند نبرد خیر و شر ادامه دارد اما با این تفاوت که هر دو سر زد و خورد برای مردم شر هستند.

اوکراین امروز شباهت زیادی به آلمان پس از تصرف متفقین دارد؛هرکسی سهم خود را از‌ هارت‌لند می‌خواهد. در این میان تمدن و فرهنگ این کشور ارزشی ندارد.

کی‌یف که در سال 2004 انقلاب نارنجی را تجربه کرده بود چندماه پیشتر با یک جرقه انقلاب آبی را تجربه کرد. غافل از آن که اطاق جنگ ارتش سرخ در کرملین تحت امر ولادیمیر پوتین بازسازی شده است تا نبرد برای شکوه امپراتوری شوروی ازسرگرفته شود. افسرسابق کا‌گ‌ب، در سخنان خود به صورت علنی از فروپاشی شوروی به عنوان بدترین روز زندگی خود یاد می‌کند، بنابراین اهتزاز مجدد پرچم روسیه در کشورهای سابقا مستعمره مسکو می‌تواند بهترین روز زندگی او باشد. دومین رئیس‌جمهوری روسیه با ذکاوت خاص خود توانست یک طبقه از اولیگارش‌های سرمایه‌دار را زیر نظر خود برای حزب روسیه واحد شکل داده و همه امور را در دست بگیرد به نحوی که از سال 1999 تا امروز او رهبر بلامنازع اردوگاه بلوک شرق محسوب می‌شود.

ماجرای حمله به آبخازیا و اوستیای جنوبی در سال2008 تنها یک پیش‌برنامه بود برای طرح احیای امپراتوری شوروی و حالا نوبت به اوکراین رسیده است. روسیه با این اقدام خود یک پیام روشن را به کشورهایی نظیر قزاقستان، قرقیزستان،آذربایجان، ترکمنستان و حتی بلاروس ارسال کرده است؛ کوچکترین لغزشی به غرب یا حتی استقلال‌طلبی با تنبیه سخت همانند اوکراین مواجه خواهد شد. اقدام روسیه در مورد شبه جزیره کریمه از هر طرف که نگریسته شود تضییع حقوق اوکراین است. اگر هم نگاه روس‌ها حق باشد، بحث استقلال طلبی مسلمانان چچن باید از سوی کرملین به حق تلقی شود.

شکی نیست که در ماجرای انقلاب آبی اوکراین،اتحادیه اروپا و ایالات متحده با تکرار نقشه انقلاب مخملی و اندکی اصلاح به موفقیت دست پیدا کردند اما کالبدشکافی دلایل پیروزی اردوگاه غرب مهمی است که مهم پنداشته نشده است. در اوکراین، فقر بی‌داد می‌کند و پایه‌های اقتصاد این کشور به شدت ضعیف است، در این فضای مستعد برای نارضایتی فساد دولتی و کاخ‌های پرزرق و برق مقامات دولتی فضا را برای یک شورش بزرگ آماده کرد. غرب توانست بازهم التهاب کی‌یف را مهندسی کند و مجسمه‌های ولادیمیرلنین را در غرب اوکراین نابود کند.ظاهرا روسیه و ناتو مانورهای نظامی برای حمایت از طرفداران خود در اوکراین برگزار می‌کنند اما در واقع آنها هرگز آنچنان که باید هزینه دفاع از سربازان خود را پرداخت نکرده‌اند و از آنها تنها به عنوان برگ‌های بازی بهره‌برداری کرده‌اند. آمریکا و روسیه به همراه یکدیگر خشت‌های دیوار اوکراین را آماده کرده اند تا این کشور تجزیه شود.

ایران اسلامی اوکراین نیست و اوکراین هست.

در ایران، اگرچه در سال‌های جنگ سرد گروه‌هایی با وابستگی‌های مالی و سیاسی به بلوک شرق با غرب به عنوان پیاده نظام آنها فعالیت داشتند اما در نگاه غالب جامعه پارسی آنها مزدور خطاب می‌شدند. با پیروزی انقلاب و شعار نه شرقی ، نه غربی بساط همه آنها برچیده شد. ایران از لحاظ ژئوپولیتیک شباهت زیادی به اوکراین دارد و همین موضوع در طول تاریخ استعمارگران را برای تسخیر و دخالت در سرزمین پارسیان تحریک کرده است. درطول سال‌های جنگ تحمیلی32کشور از بلوک شرق و بلوک غرب به همراه یکدیگر از دیکتاتوری صدام حسین حمایت کردند،اما گویا برخی در تهران دچار آلزایمر شده‌اند. نوادگان میرزاکوچک‌خان جنگلی و دلیران تنگستان شاید بخشنده باشند اما فراموشکار نیستند. واشنگتن می‌گوید واقعه کودتای آمریکایی 28 مرداد که با همراهی شوروی عملیاتی شد را فراموش کنید اما در مقابل دیپلمات جمهوری اسلامی که از دانشجویان پیروخط امام در ماجرای تسخیر سفارت آمریکا نمی‌گذرد. دولت ایالات متحده آخرین فرصت‌ها را در بهار رابطه با ایران یک به یک از دست می‌دهد تا بار دیگر زمستانی سخت را تجربه کند. در روزهایی که جنگ سرد احیا شده است، حفظ تعادل و استقلال موضوعی است که باید لحاظ شود. همان قدر که خوش‌بینی افراطی به حسن‌نیت کاخ سفید مهلک است دخیل بستن به کرملین نیز می‌تواند برای تهران خطرناک باشد. ایران درجریان حمله متفقین برای آنها به پل پیروزی تبدیل شد؛ امروز باید مراقب باشیم خاطرات تاریخی باردیگر توسط اجنبی جماعت حادث نشود. عبور از کنار پرونده‌های مفاسد اقتصادی و بدتر از آن سیاست‌های غلط رسانه‌ای می‌تواند عواقب پرهزینه ای را بر جمهوری اسلامی تحمیل کند. در این میان کشیدن پای خارجی‌ها به مسائل داخلی می‌تواند به تکرار دو قطبی شوم غربگرایان و شرقگرایان در میان سیاستمداران و احزاب ایرانی منتهی شود.

/ 0 نظر / 31 بازدید