گرد مرگ

در روزهایی که همه نگاهها به دنیای سیاستمداران ایرانی و مباحث آنهاست آسمان آبی

در 20 استان ایران اسلامی به خاطره بدل می شود.

در روزهای فروردین ماه که باید سمبل شکوه و سرسبزی بهار باشد، گردوغباری که از خاک  عربستان،عراق و ترکیه رهسپار خاک ایران شده جای باران از آسمان بر زمین نازل می شود; ریزگردهایی که به دلیل سدسازی همسایگان دشت های لم یزرع و بیابان هایی با خاک نرم متولد شده اند و امروز سلا مت ایرانیان راتهدید می کنند.

از 2 سال پیشتر که بحث ریزگردها مطرح شد کارشناسان نسبت به تغییرات زیست محیطی مخرب هشدار دادند اما تنها ثمره آن تحرکات موضعی بود که تاکنون اقدام عملی ملموسی در پی نداشته است.

آرزوی آسمان آبی دغدغه مردم تهران در روزهای سرد زمستانی بود که پدیده وارونگی هوا ایجاد می شد و آنها را خانه نشین می کرد اما امروز با ورود ریزگردها، بسیاری در استان های خوزستان، ایلا م، کرمانشاه، لرستان و چند استان دیگر خانه نشین شده اند.

وخامت حال هوای تهران تا حدی جدی است که یکی از مقامات استانداری تهران می گوید در 6 ماهه نخست امسال پدیده جدیدی خواهیم داشت و در 6  ماهه دوم نیز آلودگی های ناشی از سوخت های فسیلی!

نکته جالب اینجاست که مقامات سازمان کنترل کیفیت هوای تهران در همان ابتدای ورود ریزگردها در سال 88 نسبت به وقوع این اتفاق هشدارهایی را مطرح کرده بودند.

اما اقدامات انجام شده برای مقابله با ریزگردها مقطعی بوده  یا حداقل انعکاس آنها متناسب نبوده است.

 قائم مقام سازمان محیط زیست می گوید سال گذشته با عراق به منظور مدیریت گردوغبار تفاهم نامه ای امضا شد و گفته شده کارشناسان و مقامات طرفین رفت وآمدهایی خواهند داشت. با سرعت عملکرد مبارزه با ریزگردها می توان انتظار داشت چندین سال منتظر ماند تا اقدامات عملی آغاز شود; در حالی که برای مبارزه با ریزگردها سالانه حداقل 100  هزار هکتار بیابان زدایی شود.

نکته تاسف بار این است که ارگان های مختلف نیز از همکاری برای مبارزه با ریزگردها خودداری می کنند; در حالی که این پدیده مرگبار نه جنسیت می شناسد نه مقام.

 در همین حال تذکر 23 نماینده مجلس شورای اسلا می به رئیس جمهور هم راه به جایی نبرده است.

در یک  جمله می توان گفت عملکرد سازمان محیط زیست در پرونده هایی از این دست قابل انتقاد است.

در کنار پدیده ریزگردها، خشکسالی دریاچه ارومیه و سونامی نمک که تبعات غیرقابل تصوری دارد، پریشانی دریاچه پریشان و چندین و چند اکو سیستم طبیعی دیگر تصویر هولناکی از آینده محیط زیست ایران اسلا می تصویر می کند.

در کنار این تصویر ترسناک، پیشروی  مراتع و بیابان ها در دل جنگل  ها نیز نگرانی ها را مضاعف می کند. یک روز صدای اره برقی ها جان درختان را می ستاند، روز دیگر آتش و امروز آفت است که به جان جنگل های کرمانشاه  افتاده است. به گفته برخی منابع 13 تا 15 هزار اصله  درخت در این استان قطع شده در حالی که  می توانستند جلوی آفت  این درختان را بگیرند.جنگل های دیگر ایران نیز حال و روز بهتری ندارند. درختان جنگل ابر برخود می لرزند،  از جاده ای که هر لحظه  ممکن است قلب آنها را نشانه برود.

 در حالی  که درختکاری و گسترش  جنگل ها به عنوان شش های زمین  باید سر لوحه قرار گیرد آمار دقیقی  از میزان تخریب و یا درخت کاری موجود نیست. زمانی ورود ریزگردها لرزه به جان می اندازد  که نیم نگاهی  به آمار تلفات آلودگی هوا  در اثر مونواکسیدکربن و سوخت های فسیلی داشته باشیم.

 هر چه زمان می گذرد پرونده 15 ساله  آلودگی ها  قطورتر می شود که با ورود ریزگردها صفحات سیاه آن بیشتر  می شود. میانگین سن  مرگ  و میر بر اثر آلودگی هوا به 49 سال رسیده است. در سال 74 قانونی به تصویب رسید که 18 دستگاه موظف به همکاری در کاهش آلودگی هوای کلا ن شهرها شدند و سازمان محیط زیست  براساس  ماده 39 این قانون موظف به تهیه آیین نامه اجرایی شد که سازمان های مربوطه  متاسفانه آن را چندان جدی نگرفتند.مرگ سالا نه 5 هزار نفر در کشور، تحمیل سالا نه 8 هزار میلیارد دلا ر هزینه،کاهش 6 سال از عمر شهروندان و جهش 20 درصدی مرگ براثر آلودگی هوا پروژه قربانیان آلودگی هوا است و با این روند مرگ و میر براثر آلودگی هوا و مشکلا ت ریوی گوی سبقت را از دیگر معضلا ت می رباید.

 در کشاکش پرونده ریزگردها عملکرد دستگاه دیپلماسی کشور نیز قابل انتقاد است، زیرا در حالی که مقامات عراقی موضوع ریزگردها و بیابان زدایی را به عنوان یک موضوع حاشیه ای مطرح کرده اند، نتوانسته مقامات عراقی را مجاب به همکاری با کارشناسان ایرانی کند.

 

سرمقاله روزنامه مردم سالاری

 

/ 0 نظر / 26 بازدید