تناقضی به نام امنیت

 

در توجیه واژه امنیت رویکرد واحدی وجودی ندارد ؛ ما با مفاهیم متعددی روبرو هستیم . مفاهیمی از قبیل امنیت ملی ، امنیت بین المللی و امنیت جهانی که هر یک به مجموعه مسائلی متفاوت دلالت می کنند و افزون بر آن بستر تاریخی و فلسفی متفاوتی دارند.

 در حقیقت سرچشمه ذاتی امنیت را باید در فردیت جست جو کنیم ، زمانی که افراد نسبت به وجود یکدیگر عدم آرامشی احساس کنند مفهومی چون امنیت به چالش کشیده می شود.

گسترش جوامع انسانی حیات دهنده رفتارها و اعمال پر خطر انسان ها در رویارویی با اهداف معین شد و از این رو اهمیت وجود امنیت بستری شد تا به قول توماس هابز انسان ها به جهت کسب امنیت ، آزادی خود را تقدیم لویاتان کنند ، آدمی پس از گذار از وضع طبیعی موجودیت دولت ها را عملیاتی کردند ولی هنوز پس از گذشت قرن ها دغدغه مردم ، دولت ها ، سازمان های بین المللی و تمام بازیگران ریز و درشت نظام بین الملل امنیت بوده.

پاسخ به چرایی این مساله مهلک می تواند گره گشای اکثر بازی های چند مجهولی موجود در روابط این بازیگران و بازی سازان باشد.

امروزه حاشیه هایی پررنگ تر از متن در قضیه امنیت ظهور کرده اند ، همچون نقش پدیده های اجتماعی درون زا در امنیت ، تاثیر محیط زیست در امنیت ، بازیگری گروه های وحشت پرور و رعب آور تروریسم در معدلات امنیتی که حل این مساله حاد را بحرانی تر کرده اند.

در جامعه جهانی دولت ها به جهت تسلط بر قدرت نظامی ، بازیگران اصلی نظام بین الملل هستند اما با این وجود بازیگران غیر دولتی مانند نهضت های آزادی بخش ، تروریست ها NGOها و شرکت ها و موسسات بین المللی چند ملیتی نیز نقش آفرین هستند.

واقع گرایان کلاسیک (رئالیست ها) مساله قدرت را یکی از دلایل توجه به نا امنی به جای امنیت می دانند و معتقدند قدرت در ذات خود همواره ضربه زدن به دیگران را می پروراند ؛ لذا تجمیع قدرت در دولت ها باعث می شود تا آنها در مقام آسیب زدن به دیگران جهت تحصیل منافع بیشتر از مجموعه منافع محدود که معمولا کمتر از درخواست ها وجود دارد همواره تلاش کنند ، چون قدرت هواداران بسیار است و از سوی دیگر منابع کسب آن نیز همواره اندک و محدود است لذا منازعه برسر آنها شکل می گیرد.

از آنجایی که قدرت یافتن برخی بازیگران موجب تضعیف خودمختاری دیگر بازیگران است پس جنگ جهت تضعیف رقیب لازم است.

با چنین برداشت هایی کسب امنیت به معنای نبود تهدید غیر قابل حصول می نماید؛ باتوجه به چنین رویکردی پایه اصلی تنش زدایی و تنش زایی از مقوله امنیت در حوزه فردی ، ملی و بین المللی قدرت نظامی و ظرفیت های حاشیه آن است. براین اساس است که رئالیست ها اقتصاد ، فرهنگ ، سیاست و جغرافیا را از آن جهت در مسائل امنیتی دارای اهمیت می دانند که این مجموعه عوامل در عامل نظامی تاثیر گذارند ، البته رئالیست های تدافعی و تهاجمی در برخی موارد اختلاف نظر دارند اما پایه تفکر امنیتی همه آنها بر ریشه قدرت نظامی استوار شده است.

ایدئولوژی لیبرالیسم بر خلاف واقع گرایان جنگ را واقعیت انکار ناپذیر تحولات نظام بین الملل نمی دانند.

هرچند لیبرال ها نیز بر هرج و مرج گونه بودن نظام جهانی اذعان دارند و نظام بین الملل را فاقد اقتدار مرکزی همچون نظام داخلی می دانند. اینها کلیدواژه گره گشای خود را برخلاف رئالیست ها در آزادی می بینند و نه در امنیت.

روزی جهانیان آزادی خود را فدای کسب امنیت کردند و حال امروز باید جهت کسب آزادی ناامنی را بپذیرند.

ایالات متحده به عنوان بزرگ ترین بازیگر  و بازی ساز فعلی نظام بین الملل بیانگر آزادی امریکایی در مقابل امنیت است و طراحی جنگ های امنیت زدا و شکل دهی تعارضات و منازعات منطقه ای مستقیم و غیر مستقیم ، افکارسازی های امنیت زدا ، ایجاد جنگ های نیابتی در خاورمیانه ، افریقا و حتی اروپا جملگی حکایت از آن دارد که در صحنه غیر انتزاعی وجود آزادی امریکایی با عدم امنیت گره خورده است و فرمول برهم زدن نظم و امنیت برای کسب آزادی ، افکار صاحبان قدرت و ثروت در جهان تکنولوژیک و عصر ارتباطات را فرا گرفته است.

برای بهره مندی از نتیجه ای مطلوب باید به رویکرد سازه انگاری نیز نظر افکنیم و با تعدیل خواسته های حداکثری در دو رویکرد رئالیسم و لیبرالیسم کیفیت حیات اجتماعی ، نظامی ، اقتصادی و حتی فرهنگی سیستم بین المللی را بازخوانی کنیم تا درک مطلوب کسب کنیم.  سرچشمه امنیت و نا امنی را در نح.ه تفکر بازیگران نسبت به پدیده ها و موضوعات ، خصوصا منافع و تهدیدات می توان طلقی کرد.

هر اندازه ادراکات و منطق بازیگران نسبت به پدیده ها و موضوعات ناهمگون و متناقض تر باشد میزان بی اعتمادی میان آنها افزایش می یابد و دولت ها بیشتر به سوی خودیاری می روند ، اما اگر دانش مشترک ایجاد شود می توان به سمت جامعه امنیتی صلح آمیرتری رفت.

به طور اصولی امنیت بیش از قدرت بر میزان درک و فهم مشترک بازیگران از یکدیگر استوار است.

برخی اوقات ساختارهای اجتماعی عملکردها را چنان تحت تاثیر قرار می دهند که اتخاذ هرگونه استراتژی برای تغییر آن غیر ممکن می شود.

برای هنجارها در رفتار بین الملل می توان اهمیت زیادی قائل شد. درک و فهم مشترک نیز ظهور هنجارهای خاص بنیانگذار مفهوم امنیت نوین در تعاملات بین المللی می شود.

 

 

/ 11 نظر / 21 بازدید
نمایش نظرات قبلی
فاطمه

دوست عزیز سلام وبلاگ خوبی داری تبریک میگم .خوشحال میشوم سری م به وب من بزنی(خصوصا اگر قصد کسب درامدی مطمئن و قانونی از اینترنت داری[چشمک])

سورنا

مگر چیزی به نام امنیت هم بیرون از توهم ما وجود دارد؟!

بی نام

سلام به روزم تشریف بیاورید[گل]

عین- جیم

مقاله پر محتوایی بود بر معلوماتم افزود

بهناز بهستاني

امنيت هم درست مثل عدالت مي ماند. بايگاني شده .... تا ابديتي كه نمي دانم كي است.

رحمتی

سلام و تشکر از نظرات شما. سیاست پیشه از این پس مهمان برگ سبز می باشد.

حسین

سلام جالب بود، برای من که در این زمینه ها اطلاعات کمی دارم، با اینکه مقاله سنگینی بود؛ ولی آموزنده بود ممنون[گل]

استعداد کشف نشده!!!

رسانه ملی تقدیم می کند.... تو حق آموزش داری حتی اگر معتاد باشی.... آپم هدف رضایت ما جلب شماست...

بی نام

سلام با - - - به روزم ! ========= کشتی ما رو با این سیاست [نیشخند]

احسان

قربانت شوم اگر بین مقاله ات یک لیوان چای دیشلمه هم مهمانمان کنی جای دوری نمی رود( ایهام داشت....نه)