از چهار راه استانبول تا مهرآباد

شصت و هشتمین مجمع عمومی سازمان ملل متحد همانطور که انتظار می‌رفت تحت‌الشعاع حضور متفاوت رئیس جمهوری ایران اسلامی‌قرار گرفت. اگرچه هیچ املایی در دنیای سیاستمداران بدون اشتباه نیست اما عملکرد و اثرات گفتمان دیپلماتیک دولت یازدهم را می‌توان باب میل تهران قلمداد کرد. موضوعی که با امضای 200 نماینده مجلس شورای اسلامی تایید شده است. همزمان با سفر دکتر روحانی به نیویورک،احتمال دیدار عالی‌ترین مقام اجرایی جمهوری اسلامی ایران و رئیس‌جمهوری ایالات متحده سبب صف‌آرایی موافقان و مخالفان رابطه تهران با واشنگتن شد. اختلافاتی که رنگ و لعاب برچسب‌زنی هم در نهایت به خود گرفت. اگرچه دیدار رو در روی حسین باراک اوباما و حسن روحانی حادث نشد اما این دو در وقت اضافه حضور یازدهمین مستاجرپاستور در نیویورک مکالمه‌ای تلفنی داشتند که معادلات دیپلماتیک را برهم زد و رسانه‌های جهان را شوکه کرد. ایرانی‌ها، مردمانی هستند که اصولا معادلات را برهم می‌زنند. 35سال پیش با انقلاب در سرزمین پارس معادله نظم آمریکایی خاورمیانه را برهم زدند و حالا معادله جنگ چند ملیتی که از آن می‌شد به جنگ جهانی سوم تعبیر کرد، نقش بر آب کردند.

گفتمان جدید دیپلماسی اعتدال ایرانی در طول 3ماه گذشته یکی از بدترین کابوس‌های اسراییل را عملیاتی کرده است؛انزوای دیپلماتیک سران رژیم صهیونیستی که همواره با مظلوم نمایی کذایی و صرف هزینه‌های گزاف برای رسانه‌هایشان سعی بر محکومیت مواضع برحق جمهوری اسلامی داشتند، موضوعی است که نمی‌توان از کنار آن بی‌تفاوت گذشت. امروز،رگ گردن مقامات تل آویو از خشم بیرون زده است و عرق سرد پیشانی آنها را فراگرفته است. آنها خود را به زمین و زمان می‌کوبند تا رابطه ایران بیش از این با غرب بهتر نشود. آنها که با متمسک قرار دادن گفتمان پراشتباه دولت نهم و دهم از مواضع تهران توانسته بودند جهان را علیه ایران بسیج کنند حالا خود را در مقابل ایران اسلامی تنها می‌بینند. این روزها سناتورهای تحت نفوذ لابی‌های ثروتمند یهودی در آمریکا برای کاخ سفید خط و نشان می‌کشند و رئیس‌جمهوری ایالات متحده را مورد عتاب و خطاب قرار می‌دهند تا مبادا تهران با دیپلماسی اعتدال بدون آن که از مواضع خود عقب نشسته باشد بتواند تحریم‌های خصمانه جنگ‌طلبان غربی را منهدم کند. در این میان استعمارگران دسته چندمی که در جریان تحریم‌های وضع شده علیه ایران از آب گل آلود ماهی می‌گرفتند نیز از این وضع چندان خشنود نیستند. در نگاه آنها یک ایران منزوی که با چند کشور محدود غیرتاثیرگذار رابطه دارد بیشتر باب میل است تا کشوری که با نرمش قهرمانانه دیپلمات‌های جهان را تحت تاثیر قرار می‌دهد.

متاسفانه صبح روز شنبه حوادثی در فرودگاه مهرآباد تهران حادث شد که ظرف چند ثانیه سوژه شیرین رسانه‌های صهیونیستی و معاند با جمهوری اسلامی‌شد. جالب اینجاست که این رسانه‌ها صدای مخالفین را بلندتر از نتیجه انتخابات خرداد ماه1392 دانسته و سعی بر خشن جلوه دادن نیروهای وفادار به انقلاب داشتند.

موضوعی که در جریان مصاحبه وزیر امور خارجه ایران در پربیننده‌ترین برنامه تلویزیون ایالات متحده نیز مشهود بود؛ القای چند صدایی و عدم اتحاد در میان طیف‌های مختلف جمهوری اسلامی از سوی رسانه غربی بود. جالب اینجاست که این موضوع مورد توجه رسانه‌های روس نیز قرار گرفته است.

 ممکن است برخی مخالف آب شدن یخ روابط ایران و آمریکا باشند و این نظر براساس اصول اولیه مردم‌سالاری دینی حاکم بر ایران قابل احترام و توجه است اما حمله به اتومبیل رئیس جمهوری آن هم در بازگشت از سفری استراتژیک و استقبال نماینده مقام معظم رهبری امری نکوهیده و ناپسند است. نظیر این نوع برخورد در 22بهمن پارسال به وقوع پیوسته بود که با نکوهش شخص مقام معظم رهبری همراه شد؛ معظم له فرموده بودند: «این‌که عده‌ای برخی را ضدولایت و ضد بصیرت بنامند و شعار بدهند، نظیر آن‌چه اخیراً در قم روی داد، اقدامی غلط است و بنده کاملاً مخالف این کارها هستم که قبلاً هم نظیر آن در مرقد مطهر حضرت امام [رضوان‌الله‌علیه] اتفاق افتاد و به مسئولان تذکر دادم جلوی این کارها را بگیرند».

البته می‌توان ردپای غائله فرودگاه مهرآباد را در ماجرای تسخیر سفارت بریتانیا در چهارراه استانبول نیز به خوبی مشاهده کرد؛ در آن ماجرا رسانه‌های خارجی یکصدا ایران را دولتی بی قانون که به هیچ تعهدی پایبند نیست معرفی کردند و پس از آن حادثه بود که قطار تحریم‌های خصمانه شدت گرفت. ماجرای تصرف سفارت بریتانیا ابتدا مورد تأیید عده‌ای بود که چنین کاری را در مقابل عمق خباثت‌ها و رذالت‌های دولت انگلیس توجیه شدنی می‌دانستند؛ اما درنهایت با بیانات مقام معظم رهبری درباره نادرست دانستن این حرکت، حجت بر این افراد ظاهرا انقلابی تمام کرد‌، اما آنها از عذرخواهی از ملت ایران به دلیل خدشه ای که به وجهه بین‌المللی جمهوری اسلامی وارده کرده‌اند، طفره رفته‌اند. مقام معظم رهبری در دیدار با دانشجویان گفته بودند، «در قضیه اخیر اشغال آن سفارت خبیث، احساسات جوانان درست بود، ولی رفتنشان درست نبود» ایشان برای نمونه و نیز روشن شدن مرز آرمان‌گرایی و احساسات با اشاره به مخالفت بنیانی نظام با مجموعه‌های استبدادی منطقه خاطرنشان کردند: «با وجود مواضع کاملاً روشن نظام در این زمینه، نباید با کار دیپلماسی سنتی و متعارف مخالفت شود».

در آن زمان برخی رسانه‌ها انگشت اتهام بر سینه سپاه پاسداران گرفتند که ریشه در بهره برداری برخی افراد از نام انقلاب داشت اما در نهایت مسئول روابط عمومی کل سپاه با سطحی و احساسی خواندن برخی رفتارها در برابر نظام سلطه از جمله حمله به سفارت انگلیس در تهران گفت: «ما نباید با انجام برخی اقدامات و رفتارهای احساسی در دام برنامه‌های آمریکا و رژیم صهیونیستی گرفتار شویم.» این موضع گیری‌ها نشان می‌دهد برخی برای منافع شخصی و حزبی با چهره ای منافقانه از نام و حیثیت انقلابی جمهوری اسلامی و نهادهای انقلابی سوءاستفاده می‌کنند و باید مراقب تولد نحله‌های فکری انحرافی که می‌تواند ثمرات ناخوشایندی داشته باشد، بود البته نباید از کنار برخی دلالان و مافیاهای اقتصادی که موج ارزانی‌ها و جلوگیری از واردات بی‌رویه را مخل منفعت‌‌طلبی‌های شخصی خود می‌دانند و سعی بر کارشکنی و ایجاد التهاب دارند گذشت که هوش و ذکاوت همیشگی نهادهای قضایی و امنیتی را می‌طلبد.

از سوی دیگر مقام معظم رهبری در آخرین سخنان خود پیش‌از سفر دکتر روحانی به نیویورک از تعبیر«نرمش قهرمانانه» سخن گفتند؛ موضوعی که 17سال پیشتر نیز از سوی ایشان مطرح شده بود. معظم له در آن روزها گفته بود «من می‌گویم شما تیزتر از شمشیر باشید و نرم‌تر از حریر و سخت تر از سنگ و پولاد».

طرح مجدد این موضوع،در شرایط جدید این تاکتیک پیچیده زمینه‌ساز بهتر اهداف انقلاب اسلامی و منافع ملی ایران می‌شود. در لحظات آخر و پیش‌از سفر رئیس‌جمهوری به نیویورک،دکتر روحانی با مقام رهبری دیدار داشته تا آخرین راهکارها برای جلوگیری از هرگونه انحراف را از ایشان کسب کند. در نیویورک اتفاقاتی رخ داده است که بعدها می‌توان از آن روایت‌های گوناگونی شنید اما به راستی چه شد که ناگهان برنامه تدوین شده برای حضور روحانی در مراسم ناهار بان کی مون و دیدار احتمالی با اوباما لغو شد اما در لحظه آخربه گفته رئیس جمهور ایران این دو بعد از هماهنگی‌های انجام شده با تهران ؛ روحانی پاسخ تماس اوباما را داد.

رئیس‌جمهور یازدهم ایران که سوابق مشخصی در طول عمر جمهوری اسلامی ایران در کارنامه دارد بی شک تاامروز توانسته نمره قبولی در درس ولایتمداری کسب کند. اما از آنهایی که تا دیروز خود را شاگردان ممتاز بصیرت می‌پنداشتند و همه را بی‌بصیرت، باید پرسید زمانی که مقام معظم رهبری از سیاست‌های خارجی دولت تمام قد حمایت کرده اند چرا این گونه خوراک برای رسانه‌های صهیونیستی فراهم می‌کنند؟!

از سوی دیگر ساکتین اختلاس‌های زنجیره‌ای چگونه است که پس از دوبار نامه نوشتن رئیس جمهوری پیشین ایران برای کاخ سفید که بدون پاسخ ماند هیچ واکنشی از خود نشان ندادند یا علیه آن آقایی که «ملت اسراییل را دوست مردم ایران» نامید دست به تجمع و اعتراض نزدند؟ آیاپیش دستی برای رابطه با آمریکا که بی جواب ماند توهین به شعورانقلابی مردم نبود؟ یا آن که دوستی با اسراییل کمتر از رابطه با ایالات متحده است؟

این که آمریکا علیه منافع ملی ایران اسلامی دست به اعمال خبیثانه زده است موضوعی غیرقابل انکار است ولی از رفقای کرملین در تهران باید پرسید که آنها تاریخ اعمال روس‌ها علیه مردم ایران را فراموش کرده‌اند؟ روس‌ها را چه شده است که پس از سال‌های متمادی و هزینه‌های گزاف تازه نیروگاه بوشهر را آنهم به صورت آزمایشی تحویل ایران داده اند؛ راستی غرامت پدافند اس-‌300 به کجا رسید؟

یا موضوع طلب غرامت جنگی ایران از عراق در حالی که کویت تا سنت آخر آن را دریافت کرده است فراموش شده است؟

از برخی رسانه‌ها و حتی مقامات دولت پیشین باید پرسید که چه کسی پاسخگوی واردات تحمیلی برنج آلوده به آرسنیک از هند، واردات کالاهای بنجول چینی که باعث تعطیلی و بیکاری کارگران ایرانی شده‌، واردات تحمیلی لوازم پزشکی مساله‌دار چینی از سرنگ‌های آلوده و پنی سیلین تا داروهای بیهوشی و پروتزهایی که باعث عفونت شده است، خواهد بود؟!

تا چند سال پیش‌تر قبل از فروپاشی امپراتوری پدران روسیه اتحادیه جماهیر شوروی شعار «مرگ بر شوروی» در کنار شعار «مرگ بر آمریکا» مطرح بود. اگر چه کرملین تغییر چهره داده است ولی بنیان ریاست‌ بر این کشور از امپراطوری تزارها تا امروز که ولادیمیر پوتین رئیس جمهوری این کشور است همانند کاخ سفید در واشنگتن ثابت و بی‌تغییر مانده است.

دیپلماسی کلان جمهوری اسلامی ایران از روز نخست برمبنای سیاست «نه شرقی‌، نه غربی» بوده است و در این توازن رابطه‌ای بحث رابطه با آمریکا و روسیه به هیچ وجه تفاوت ندارد که دشمنی کاخ سفید قابل اعتمادتر از رفاقت کاخ کرملین است.

 

* یادداشتم در روزنامه مردم سالاری

/ 0 نظر / 8 بازدید