از پولیتزر تا مرداک

از سال 1605 میلا دی که نخستین روزنامه توسط یوهان کارلوس دراستراسبورگ منتشر شد و تکامل روند روزنامه ها در سال 1650 در لا یپزیک آلمان ، با انتشار اینکومند زایتونگن، حرفه ای به نام روزنامه نگار متولد شد.

 این قشر که میراث دار مطالبی بودند که پستچی ها به ارمغان می آوردند همواره سعی برجریان سازی و اعلا م خبرها داشتند. از آن روز قرن های متمادی می گذرد اما تعداد روزنامه نگارانی که توانستند نام خود را جاودان کنند زیاد نیست.

 در سال های پایانی قرن نوزدهم میلا دی، یک روزنامه نگار مجاری تبار با توسل به حرفه ای که به خوبی آموخته بود توانست، پدیده ای با نام حقیقت یابی در عرصه روزنامه نگاری معرفی کند. ژوزف پولیتزر اولین کسی بود که پیشنهاد تاسیس دانشکده خبر و آموزش خبرنگاران را داد و به شدت از افشاگری علیه فساد دفاع کرد و آن را موجب روشنفکری و ارتقای جامعه می دانست.

روزنامه نگاری افشاگرانه و تحقیقی به نوعی در هم تنیده اند که جذاب ترین و دشوارترین ژانر روزنامه نگاری محسوب می شود. انسان کاوشگری که در لابه لای جامعه و قشرهای خیابان به پیش می رود تا به حقایقی پنهان دست یابد که در این راه ممکن است جان خود را از دست بدهد.

این روزنامه نگاران که علیه سوءاستفاده، لغزش ها و خطاها که عمدتا در دستگاه های دولتی وساختار حکومتی شکل می گیرند در جنگ همیشگی به سر می برند  و همواره در معرض تهدید قرار دارند. گرچه گاه و بی گاه پس از پولیتزر روزنامه نگارانی بودند که دست به افشاگری زدند وحتی ماجراهایی مانند واترگیت را به وجود آوردند اما هیچ کدام مانند جولیان آسانژ نتوانستند مو بر تن سیاستمداران جهان راست کنند و آنها را به زانو درآورند. ویکی لیکس که امروز سمبل روزنامه نگاری افشاگرانه است گرچه خواب خوش از کاخ سفید را ربود و سرانجام خود گرفتار پرونده سازی های واشنگتن شد اما هنوز هم یک افشاگر بالقوه به شمار می رود.

 همان طور که گفته شد; تهدیدهای مختلفی روزنامه نگاران تهدید می کند، در این بین برخی از روزنامه نگاران دچار پدیده ای به نام زردنویسی شدند. روزنامه نگارانی که نان خود را  در هیاهو می بینند و به هیچ ارزش اخلا قی پایبند نیستند. پاپاراتزی ها هم که عکاسان همکار این گروه هستند به هر عملی برای رسیدن به مقصود خود و روسواکردن افراد معروف قائل هستند.

در بریتانیا هفته  نامه جنجالی «اخبار  جهان» (News of the World) در طول  سالیان سال جنجال هایی کوچک  و بزرگ  به پاکرد; این نشریه با قدمت 168 ساله بر اثر  رسوایی شنود  تلفن  افراد  جامعه  بریتانیا   اعم از ستاره فوتبال، خانواده سلطنتی  و حتی  قربانیان  جنگ عراق  و افغانستان رسوایی  بزرگی  به پاکرد  که در نهایت  این هفته  نامه پر تیراژ مجبور شد به پایان خود خواسته انتشار  یا به نوعی  خودکشی تن دهد. نکته  جالب  اینجاست  که هفته  نامه جنجالی  رابرت  مرداک خود قربانی افشاگری  روزنامه دیگری  به نام گاردین شد تا  درس آموزنده ای  باشد برای آنانی که با بی اخلاقی  زندگی دیگران  را رصد می کنند.

از ژوزف  پولیتزر  تا رابرت  مورداک  فاصله فاحشی وجود دارد. فارغ از سرمایه های کلان مورداک که سیزدهمین  فرد قدرتمند جهان محسوب  می شود، این پولیتزر  بود که توانست  افشاگری  در عین  اخلاق  را پایه گذاری  کند و با وجود  گذشت  سالیان  سال این شخصیت  و حتی جایزه ای که موسسه  وقف  عام پولیتزر  اعطا می کند مورد احترام  همه است. باید مرداک بپذیرد  که در دادگاه افکار عمومی  مردم بریتانیا  و حتی جهان به یک  بازنده سرافکنده تبدیل شده است. در این میان نکته  جالب  اینجاست  که دادگاه حکم به تعطیلی «اخبار جهان» نداد واین فشار  افکار عمومی بود که تمام حیثیت 168 ساله آن را به آتش کشید.

مقایسه پولیتزر و مرداک  یک درس بزرگ برای روزنامه نگاران  دارد و آن این که اگرچه با زردنویسی یا دخالت در زندگی مردم جامعه شاید بتوان قدرت کسب کرد اما بی اعتباری قلم یک نشریه و عدم پذیرش آن در جامعه می تواند کلام نشریه را بی ارزش کند  که درنهایت ورشکستگی را  برای آنها  به ارمغان خواهد آورد. اما افشاگری  و عمل به  رسالت  رسانه، در عین اخلا ق می تواند از رسانه، یک شخصیت محبوب و با نفوذ متولد کند  که جامعه را همراه خود کرده و حتی جریان سازی می کند.

سرمقاله مردم سالاری

*پی نوشت :به این نتیجه رسیدم تو روزنامه اردوگاه آشوویتس هم می شه روزهای بدتری هم وجود داشته باشه ؛ این روزها سرویس حوادث هم باید به دوش بکشم و . . . !

 

/ 2 نظر / 7 بازدید
استعداد کشف نشده

سلام اعیاد مبارک اولش مطلب را شروع کردم به خواندن...بعد انگار که نمی فهممش یا اینکه باید از اول دوباره بخوانمش یا اینکه یادم رفته باشد اولش چه نوشته بودی توی مطلب گم شدم...نمیدانم شاید به خاطر دوری تقریبا طولانی مدتم از سیاسته... بگذریم...حال و احوال؟؟؟ اوضاع خوبه ؟