شلوغ، شلوغ، همه جا شلوغ، همه در آمد و شد... عجله داشت.

 ناگهان بازماند! جمعی در گوشه ای گردهم آمده بودند. مردان و زنانی شیک پوش و آماده کار.

 عده ای روی صندلی ها نشسته و عده ای ایستاده محو پسرکی نوجوان شده بودند.

 کمی  ایستاد، باید می رفت. ولی...

 نوایی خوش با نویدی خوش به گوش می رسید. مردم مشتاقانه سمت انگشت پسرک را می نگریستند. پیرزنی دست به کمر می گذشت، ایستاد و گوش سپرد.

پسرک داد می زد: «آهای مردم ، زود باشید، زود باشید. امید دارم، امید. هر کس امید ندارد بیاید. نور می فروشم، امروز از این کوچه خورشید عبور می کند. بیایید، زود باشید»

 بر لبان پیرزن لبخندی شیرین نقش بست.

منتشره در روزنامه مردم سالاری

 

 

 

جهان نوشت ١ : بیش از 600 نفر در 5 انفجار بغداد کشته و زخمی شدند  

               دموکراسی عراق در حمام خون

/ 0 نظر / 3 بازدید