پرشانی

 

پریشانی مدتهاست که سهم من از زندگی نکبت بار امروز شده است و تکیه بر باد کار هرروزه.

زمستان بی برف تهران و برگ های سیاه خیابان ولیعصر زخم های روحم را عمیق تر می کند؛ گاه به این می اندیشم که آیا روزهای سیاه تر نیز تجربه خواهم کرد!

صبح بهمن عزیز را بدرقه کردم ؛ جلالی بغض چندین ماهه ام را ترکاند و دوروزی است . . .

صبح گویی می دیدم روحم را تشییع می کنند.

آری ، استاد را در خاطره انگیزترین نقطه تهران بدرقه کردم تا دردهایم امروز سر به آسمان بردارد

آنجا روزگاری مقدس بود

شاید جسارت باشد اما از او به خودم می رسم ؛ شیفتیگی کوچه های تاریک و هول انگیز ، نگاههای کاووش گر

 

 

 

جهان نوشت١ : انتخابات اوکراین امروز برگزار می شود

              نبرد کرملین و کاخ سفید در اوکراین  

جهان نوشت٢ : ویرانی و مرگ در پورتو پرانس

                  ابعاد جدید فاجعه انسانی هائیتی

/ 7 نظر / 6 بازدید
ط

بی تو من با بهار میمیرم

عین جیم

خدا رحمتش کند متاسفانه امسال شاهد پر کشیدن هنرمندان بسیاری بودیم

دررودی

دبستان عصمتیه [گل] از اینکه سر میزنی ممنونم

استعداد کشف نشده!!!

سلام... خوبم...خدارو شکر... شما چه خبر؟؟؟اوضاع بروفق مراد انشالله؟؟؟ متاسفم...بابت از دست دادن استادتون...امیدوارم روحشون تو شادیها همراهیتون کنه و با بزرگان محشور بشن.... یاعلی

رحمتی

سلام عزیز . از بی برفی و برگهای سیاه خیابان ولیعصر هم ناراحت نباش. طبیعت کارش را خوب بلد است. . هر انسان بزرگی که می رود، گویی همه حتی زمین و آسمان هم غمگین می شوند. چگونه می توان به شکل حقیقی بزرگ شد؟ این مهم است!

آخرین اصولگرا

نظر منو حذف میکنی عاشق