سید من

سید محبوب من هشتادمین بها را هم دیدی

فرزندانت یک به یک چشم انتظارند

سال ها سخت شده اند و روزها سیاه

از آن روز، خیلی ها رنگ و جامه عوض کردند

خدا می فروشند و دنیا می خرند

در میان موج غفلت یادشان رفت اصهاب کهف روزی باز می گردند

هر بامدان در میان نور آفتاب و یاس های سپید تورا می بویم

سید من ، زیبایی هایت را انتهایی نیست

در این روزهای سخت امامم شده ای

بغض گلویم را می فشارد اما ایمان دارم می آیی

می آیی و آن روز با دسته گلی از میخک های سرخ و سپید زمین را برایت فرش می کنم

/ 8 نظر / 6 بازدید
مهدیه

می آید..ایمان دارم که می آید..به لحظه دیدار فکر می کنم میلاد اماممان مبارک

شیطان

بعید میدانم سیدت بیاید ... و اگر آمد آنوقت چه ؟؟؟ سلام رفیق مهربان

محمد رضا

با سلام و ممنون از نظرتان از آشنايي با جنابعالي بسيار خوشحالم. ان شاء الله باز هم سري به اين وب مي زنيم. مطالبتان عالي و حرفه اي است موفق باشيد

استعداد کشف نشده!!!

سلام... خوب و خوش؟اوضاع به راه و بر مراد؟ کجایید کم پیدا؟حال و احوال خوش و میزونه؟ سفارش فالوده یزدی تگری سرمیدون مارکار یا بستنی یزدی خامه ای بالای منار امیر چخماق باشه در خدمتیم[نیشخند][نیشخند][نیشخند]

استعداد کشف نشده!!!

خوبم خدا رو شکر... آب انار بستنی ؟؟؟بعععععععله اونم از نوع سالارش تو بازارچه اطلسی.....جدیدا یه مغازه نرسیده به ابوذر زده فقط آب انار میده کم مونده کوفته و ماکارونیبا طعم آب انار هم بیاره تو منوی غذاییش!!!![نیشخند][قهقهه] (یعنی کمر بستم به سوزوندن دل مبارکتون!!!!![نیشخند]) خوبه همینجوری مقاله نوشتن با طعمای مختلف رو ادامه بده ببینم می تونی آمار توریستای شهرمون رو بالا ببری؟؟؟[خنده] راستی آقای ودایع ایران نیستین؟