وهابيت خاری در چشم اسلام

اشاره: به دلیل تحرکات جدیدی که از سوی القاعده در افغانستان تشدید شده و نیز فتوای علمای صلفی دال بر خراب کردن اماکن متبرکه شیعیان بر آن شدیم تا به معرفی وهابی و وهابی گری و در انتها القائده بپرداریم.

"در ابتدا باید سیاست انگلیسی ها مبنی بر اینکه اختلاف بیانداز و حکومت کن را آویزه گوش کنیم." انگلستان از دیر باز برای نفوظ و سله برکشورهای آسیایی وآفریقایی تین چنین سیاستی را در پیشگرفته است که همواره نیزبه ثمر نشسته است.در مورد جامعه مسلمین نیز به غیر از این نمی باشد. بزگترین گروهی که سبب تفرقه در میان مسلمانان شده است وهابیت است .گروهی متعفن و خشن .گروهی که با چنگ زدن به ریسمان جهالتشان گرد هم جمع شده اند و همانند خاری در چشم اسلام رخ می نمایند.

وهابیت، یكی از نوظهورترین و تاثیر گذارترین باورها در بخش عظیمی از جهان اسلام است. داعیان و پیروان این مكتب اسلامی، در سراسر جهان در حال تبلیغ و نشر اسلام به روایت و قرائت خود می باشند و در سالها و دهه های اخیر توفیقات فراوانی را به دست آورده اند. مراكز دینی بسیار فراوانی را در اقصی نقاط جهان به راه انداخته و گاه بصورت جنبش های سیاسی اجتماعی نمود پیدا كرده و تاثیرات گسترده ای در سرنوشت جهان اسلام به خود اختصاص داده اند.

به جرات می توان گفت كه این جنبش دینی، ماحصل برخود مدرنیته و جهان اسلام است و یا طرح قدرتمندانه آن را باید مدیون این تلاقی و برخورد دانست. اكثر جنبش های سیاسی در جهان عرب و حتی سایر نقاط جهان (از حجاز تا پاكستان و چچن) حداقل در قرن اخیر و به ویژه در بیست و اندی سال گذشته مانند: القاعده، اخوان المسلمین، طالبان، جماعت اسلامی مصر، التكفیر والهجره" و... به طور مستقیم و یا غیر مستقیم با این بینش فكری مربوط بوده اند.در این میان بیان باید کنم که القاعده خدمتی به دنیای غرب کرد که تا آخرین روز دنیای غربیان مدیون آن ها هستند. به قدری مبارزه با تروریسم را به مسلملنان بنا به بهانه حرکات وقیهانه آنها نسبت دادند که در کتب لغت نامه در مقابل تروریسم اسلام می تگارند. 

حیف كه قضاوت های ما پیرامون چنین جنبش عظیم و كلانی فاقد عمق و ارزش علمی و   روح پژوهش مدارانه ی عالمانه بوده و به شدت تحت تاثیر تعصبات مذهبی ما شیعیان بوده است. به جرات می توان گفت كه ما شیعیان تحقیقی بنیادین پیرامون تبارشناسی اندیشه وهابیت و آبشخورهای اولیه آن ارائه نكرده ایم و همواره كوشیده ایم این جریان پر دامنه مذهبی در جهان اسلام را از دریچه وقایعی چون تخریب قبور ائمه و یا كشتار حجاج ایرانی بیت الله الحرام ببینیم و قضاوت نماییم و هرگز نتوانسته ایم و یا نخواسته ایم با در هم شكستن تعصبات و كینه های تاریخی به بررسی عالمانه ای از مرام وهابیت دست یابیم.

 شاید به جرات بتوان ادعا نمود كه متاسفانه جهان شیعه، هرگز ضرورتی برای شناخت حقیقت وهابیت به عنوان یك مرام در خود احساس نكرده است. و همچنین كم كاری اندیشمندان دینی، باعث شده كه عوام الناس شیعه، وهابیت را قرائتی سنی تر از بهاییت خودمان بپندارند كه گرایشات به شدت ضد شیعی داشته و كارش بمب گذاری در محافل شیعیان در زمان عزاداری ها و ... است.وهابیت دیدگاه متفاوتی در مذهب سنی حنبلی است که بنیانگذار آن شیخ محمد عبدالوهاب (۱۱۱۵-۱۲۰۶ قمری، ۱۷۳۰-۱۷۹۳ میلادی) از علمای بزرگ سنی عربستان بنیان نهاد.

 وی خود پیرو شیخ الاسلام ابن تیمیه بود و با ایدیولوژی‌های شیعه و تصوف و... آن زمان به مخالفت برخاست. شیخ محمد عبدالوهاب تنها به حدیث و قرآن اعتقاد داشت و واسطه کردن شخص و بندگان خدا را کفر به خدا و شرک مطلق می دانست.

شایان ذکر است ابن تیمیه در سال ۱۲۶۳ میلادی در حران از شهرهای تركیه كنونی كه زمانی در سرزمین تاریخی شام قرار داشت و اینك اثری ار آثارش باقی نمانده، به دنیا آمد و در سال ۱۳۲۸ میلادی بعد از ۶۵ سال مبارزه و تعلیم و تعلم وفات یافت.

از جمله ویژگی های ابن تیمیه، جسارتش در ارایه عقاید و باورهایش بود كه بارها وی را به زندان كشانید، تا اینكه عاقبت در زندان دمشق به دلیل كهولت سن وفات یافت. او بر خلاف دیگرانی كه یا خود را عافیت طلبانه از پیش پای لشگر مغولان كنار می كشیدند و یا كاسب كارانه با آنان به نحوی كنار آمده و در سلك خدمتگذاران و كارگزاران و ملازمان ایشان در می آمدند، همواره با مغولان در جنگ و ستیزه بوده و در هرجایی كه درفش مبارزه بر علیه مغولان بر پای می شد با فتاوای خود آن جنبش را یاری داده و حتی به این امر بسنده ننموده و خود به سلك مبارزان و مجاهدان در می آمد. چنان كه نقش بسیار برجسته ای در پیروزی سپاه ممالیك مصر بر خیل مغولان بر عهده داشت.

ابن تیمیه در فقه حنبلی، خیلی زود به مقام اجتهاد رسید، ولی در ارائه فتوا هرگز خود را محدود به فقه حنبلی نمی كرد و حتی بسیاری از فتاوای وی مطابق هیچ یك از مذاهب اربعه اهل تسنن یعنی حنبلی، شافعی، مالكی و حنفی نبود.

یكی از نخستین آثار او كتاب «العقیده الحمویه الكبری» بود كه به نوعی خرق عادت در میان سنیان محسوب می شد. وی در این كتاب به نقد و رد بسیاری از عقاید كلامی اشاعره پرداخته و نسبت به سستی و ضعف آن باورها معترض بوده است. وی در این كتاب، چنان خشم قائلان به مكتب اشعری را كه در آن زمان تنها مكتب بلا منازع كلامی در جهان اسلام محسوب می شد و از حمایت ویژه شاهان و حاكمان برخوردار بود، بر انگیخت كه از وی به دادگاه شكایت نمودند و این اولین باری بود كه ابن تیمیه به خاطر عقایدش به دادگاه فراخوانده شده و عقایدش مورد تفتیش قرار گرفت. ابن تیمیه از اینكه عده ای بنام تصوف، دلق بپوشند و یا ناخن ها و سبیلهای خود را بلند سازند و با حشیش خوردن خود را دچار خلسه سازند به خشم آمده و مردمان را به شدت از این گونه عادات منع نموده و از پیش گویان و تعبیر گران خواب بیزاری جسته و با ایشان در افتاده و مردم را از گرد این گونه افراد متفرق می ساخت.

او با فرقه صوفیان احمدیه كه بر روی آتش راه می رفته و مارهای سمی می بلعیدند و دست به كارهای خارق العاده می زدند در افتاد و كارهای ایشان را شیادی و خلاف كتاب و سنت می دانست و تا آنجا پیش رفت كه بزرگان ایشان را مجاب نمود تا از این گونه افعال و اعمال دست بردارند.

از جمله كارهایی كه ابن تیمیه انجام داد و موجبات خشم مردمان را فراهم ساخت، شكستن سنگی بود كه در خارج از مسجد دمشق به محل زیارت عوام الناس تبدیل شده بود و عوام كه نقش پایی را بر آن سنگ یافته بودند، به گمان آنكه این سنگ قدمگاه رسول خدا (ص) می باشد به تبرك و تكریم و حتی استغاثه به آن سنگ پرداخته و آنرا می بوسیده و به اصطلاح خودمان از آن حاجت می طلبیدند.

یكی دیگر از اقدامات ابن تیمیه مطالعه آثار ابن عربی و شاگردان این صوفی بزرگ جهان اسلام و نقد و بررسی آن بوده است. وی پس از مطالعه این آثار كتابی در رد ابن عربی و یارانش نگاشت و در اقوال و فصول كتاب خود، ابن عربی را مورد حملات تند و سرسختانه ی خود قرار داد و وی را كافر انگاشت. در پی این اقدام وی، پیروان ابن عربی و صوفیان از وی به دادگاه شكایت نمودند ولی این بار نیز ابن تیمیه توانست دادگاه را نسبت به اعتقادات و باور های خود مجاب نموده و از مجازات به خاطر باور هایش در امان بماند.

اما پس از این بود كه او بارها به خاطر ارائه صریح عقایدش به دادگاه تفتیش عقاید كشانده شده و به زندان افتاد و عاقبت در سال ۷۲۸ هجری قمری در زندان دمشق وفات یافت.

او طلب یاری و استغاثه از خدا را جایز، ولی این امر را از رسول خدا(ص) و جانشینان او جایز نمی دانست و معتقد بود كه رسول خدا (ص) تنها می تواند در نزد خداوند شفیع ما باشد و نباید او را باب حوائج خود بدانیم و این امر شرك خواهد بود كه مسلمانان از آن منع شده اند.

او مجرد زیارت قبر رسول خدا (ص) را مجاز نمی دانست. ابن كثیر در شرح باورهای ابن تیمیه پیرامون زیارت قبر رسول خدا (ص) می گوید: این تیمیه زیارت قبر رسول خدا (ص) را منع نكرده، بلكه مجرد قصد رفتن به زیارت را منع كرده است، یعنی اگر كسی بدون قصد زیارت به قبر حضرت برود، به واسطه اینكه می رویم تا در مسجد النبی نماز بخوانیم و در آنجا قبر را زیارت كند مانعی ندارد. و هدف شیخ از ایراد این گونه نظرات، پراكندن مردم از قبور رسول خدا و ائمه هدی نبود. بلكه هدف وی آن بود كه مردم با معرفتی فراتر به زیارت بروند و پیامبران را با خدا همسان و هم شان و هم رتبه ندانند. و توسل به رسول خدا (ص) و ائمه هدی ایشان را از توجه و توسل به خدا باز ندارد و بدین گونه نشود كه مسجد النبی بیش از اینكه یك مسجد باشد یك مزار برای زیارت باشد.

مورخان نوشته اند كه هرگاه شیخ ابن تیمیه به زندانی می افتاد فضای آن زندان شكلی معنوی و علمی به خود می گرفت و شیخ آنجا را به مركز نشر علم تبدیل می نمود، چنان كه مردم دسته دسته برای كسب فتوا و یا پرسش های دینی خود به زندان می آمدند و زندانیان به جای پرداختن به لهو و لعب در نزد استاد زانوی ادب بر زمین زده و از دریای علم و معرفت او بهره مند شده و به سلك شاگردان وی در می آمدند.

و اما شیخ محمد بن عبدالوهاب

شیخ محمد بن عبدالوهاب در سال ۱۱۱۶در عونيه نجد متولد شد و در دمشق به تحصيل پرداخت و از علماء حنبلی اراء ابن تيميه و ابن قيم الجوزيه شاگرد او متوفی در سال ۷۵۱ را آموخت. ابن عبدالوهاب به بغداد و بصره مسافرت کرد و مذهب حنبلی را تکميل کرد و در بازگشت، محمد بن سعود را که بر قبائل عتوب و عنزه امارت داشت به وهابیت دعوت کرد. و او نيز این عقیده را پذیرفت و افکار شیخ محمد بن عبدالوهاب را شعار حکومت خود کرد (البته در این میان نباید از نقش موثر جاسوس انگلیسیسر همفر که حتی در پایه ریزی عقاید عبدالوهاب چشم پوشی کرد )

وی برای نشر آن با شهر های مجاور خود پيکار ها کرد و مرکز حکومت خود را درعيه قرار داد (در آن زمان رياضی ها از دعوت او سرپيچيدند و دهام بن دواس امير رياض با ابن سعود سالها پيکار کرد تا عاقبت مغلوب شد و حکومت رياض به ابن سعود رسید. پس از ابن سعود، پسرش عبدالعزيز بن سعود به امارت رسيد. او نيز برای نشر آئین وهابيت کوشش ها و جنگ ها کرد. در سال ۱۲۱۵ پانزده هزار تن از وهابیون برای پاک کردن شهر کربلا از آنچه "نمادهای شرک" می‌نامیدند به شهر کربلا حمله کرده و خزينه و حرم حسين پسر علی را بکلی تخریب کردند. چون اين خبر منتشر شد فتحعلي شاه قاجار، پادشاه وقت ایران، صد هزار لشگر فراهم کرد و سليمان پاشا والی بغداد نيز لشگری جدا برانگيخت که با لشکر وحابیون در صحرای نجد رزم کنند لکن در ايران جنگ روسيه پيش آمد و در عراق جنگ کردها برای برپایی کشور مستقل خودشان برپا شد و بدين صورت تفکر وهابیت به شکلی قدرتمند ظهور کرد.

بنابر روایات شیعیان، افکار شیخ محمد بن عبدالوهاب منجر به نزاع های خونینی در عراق و کشته شدن هزاران نفر از شیعیان در شهرهای شیعه نشین عراق و طائف و همچنین در میان مناطق صوفیه کردستان عراق و ترکیه شد.

وهابیت در ۵۰ سال گذشته مذهب درباری سعودی بوده است، اما گروهی تندرو از این میان بنام القاعده و سلفی‌های تکفیری (سلفی جهادی) ظهور نموده و باعث انشعاب در مکتب وهابیت شده اند.  

عقاید وهابیت:

1- هر چیزی که به جز خدای تعالی مورد عبادت قرار گیرد خطاست و هر کس این چیزها را عبادت کند سزاوار مرگ است.

2- جماعت زیادی از مسلمانان موحد نیستند زیرا می‌کوشند تا عنایت خدا را با زیارت قبور اولیا بدست آورند بنابراین مشرکند.

3- ذکر نام پیامبر، ولی، یا فرشته‌یی در نماز شرک است.

4- اگر غیر از خدا از کسی شفاعت جویند کفر است.

5- هرکسی برای روا شدن حاجات خود از غیر خدا یاری بخواهد کافر است.

6- علمی که مبتنی بر قرآن مجید سنت پیامبر و استنباط‌ های ضروری عقل نباشد. کفر است

7- انکار قدر (قدرت داشتن انسان بر انجام کارها) در همه افعال به معنی الحاد و بدعت است.

8- تفسیر قرآن بر پایه تأ ویل کفر است.

القائدهart-big-65003.jpg

در ابتدا توسط دولت ایالات متحده و سرویس جاسوسی آن کشور بنا گردید.سازمانی برای مقابله با دولت کمونیستی حاکم بر افغانستان با عقبه فکری وهابی گری که از سوی دولت عربسنان و آل سعود حمایت می شد. اتحادی نا میمون مذهبی که با حمایت انگلیسی ها ریشه دوانده بود حالا با ثروت آمریکا تجهیز می شد.

نتیحه آن شد که باید می شد هر چند در ظاهر بر خلاف میل دولت ایالات متحده بود.

گروهی که در ظاهر مقابل آنها قد علم کرده بود اما در باطن بهانه برای حظور در منطقه ، افتادن مسلمین به جان یکدیگر، رواج شیعه کشی و حتی تهدید قدرت استرانژیک و دشمن تا پای جان ایستاده اش ایران.

در مقاله بعدی به بررسی القائده این قده سرطانی دنیای اسلام خواهیم پرداخت 

/ 2 نظر / 39 بازدید
محمد

سلام دوست گلم وبلاگ خوب و زیبایی دارین امیدوارم روز به روز موفق تر باشین خوشحال میشم به منم سر بزنین مطمئن باشین که پشیمون نمیشین اگر مایل بودی با هم تبادل لینک کنیم منو لینک کن و به من بگو تا منم این کارو انجام بدم باییییییی این گلهای زیبا تقدیم به نازنینی مثل تو

رضا

سلام وااااااااااای خدا اينا چی نوشتيد امان از اين القائه اينجا هم می خواد حرفش باشه